📙 لنین، امپریالیسم و مسئلهٔ استعمار: بازخوانی یک هستهٔ فراموش‌شده

📌 با الهام از نوشته جان بلامی فاستر- montly-review

🌍📖 با این حال، انکار تمرکز لنین بر مسئلهٔ استعمار و نابرابری جهانی، نادیده گرفتن بخش عمده‌ای از نوشته‌ها و مواضع سیاسی اوست. در خود کتاب «امپریالیسم»، لنین به صراحت می‌نویسد: «گرایش مسلط امپریالیسم، بهره‌کشی از تعداد فزاینده‌ای از ملت‌های کوچک یا ضعیف توسط گروهی بسیار کوچک از ثروتمندترین یا قدرتمندترین ملت‌هاست.» او بعداً در سال ۱۹۲۰ تأکید کرد که «استثمار ملت‌های تحت ستم… و به ویژه بهره‌کشی از مستعمرات توسط چند قدرت بزرگ» ریشهٔ اقتصادی امپریالیسم است.
⚙️💰 لنین کاملاً واضح بیان کرد که منظور از استثمار در این بافت، انتقال «سود مازاد» از یک ملت تحت ستم در جهان مستعمراتی/نیمه‌مستعمراتی به یک ملت امپریالیستی در مرکز است. تضاد ظاهری بین تحلیل طبقاتی و اشاره به استثمار ملی، با درک لنین از نقش دولت‌های ملی به عنوان ابزارهای طبقات حاکمه حل می‌شود. دولت‌های امپریالیستی، ماشین‌هایی برای پیشبرد منافع سرمایهٔ انحصاری «خود» در عرصهٔ جهانی هستند.

🌐📊 بنابراین، استثمار از پیرامون، هم به سود طبقات حاکمه در مرکز است و هم پایه‌ای مادی برای ایجاد تمایز و سلسله‌مراتب در درون طبقهٔ کارگر جهانی فراهم می‌آورد. لنین این موضوع را در مقاله‌ای مهم در اکتبر ۱۹۱۶ با عنوان «امپریالیسم و شکاف در سوسیالیسم» بسط داد.
⚔️💼 در آنجا او توضیح می‌دهد که چگونه «چهار کشور ثروتمند بزرگ» (انگلستان، فرانسه، آمریکا و آلمان) با انحصارهای عظیم خود، «سودهای فوق‌العاده» کلانی به دست می‌آورند و «سوار بر دوش صدها میلیون نفر در کشورهای دیگر می‌شوند». این، به گفتهٔ او، «در واقع جوهرهٔ اقتصادی و سیاسی امپریالیسم است».