🟥 دو جهان‌بینیِ کلان در نبرد: من‌گراییِ نئولیبرالی و جمع‌گراییِ سوسیالیستی

در دسته‌بندی جهان‌بینی‌ها، تنها دو نگاهِ کلان با زیرگروه‌های بی‌شماری روبه‌روی هم ایستاده‌اند:
🔹 جهان‌بینیِ «من‌گرایی» — جهان‌بینیِ بورژوازی
🔹 جهان‌بینیِ «جمع‌گرایی» — جهان‌بینیِ پرولتاریا

پسمانده‌های دیگر را می‌توان شاخه‌هایی از این دو دانست.

در جهانِ امروز، ایدئولوژیِ طبقه‌ی بورژوازی با پوششِ نئولیبرالیسم نمایان می‌شود؛
و «من‌گرایی» دلِ تپنده‌ی آن است.

در میانِ همه‌ی پندارهای نئولیبرالی،
هیچ‌چیز زیان‌بارتر از این ایده نیست که:

«ما می‌توانیم زندگیِ خود را جدا از دیگران، به بهترین شکل سازمان دهیم.»

طبری این منطق را چنین خلاصه می‌کند:

«هر کسی خود را خوشبخت کند تا جامعه خوشبخت شود.»
یا همان ضرب‌المثلِ اروپایی:
«هر کس آهنگرِ خوشبختیِ خویش است.»

گرامشی با شور می‌گوید:
میانِ ایدئولوژیِ بورژوازی و پرولتاریا، آشتی‌ناپذیریِ بنیادین وجود دارد.

✊ نیروهای چپ با آماج‌های اقتصادی‌ـ‌اجتماعیِ نئولیبرالیسم در نبردند.
اما پرسش این است:
آیا ما آمادگی نبرد با فرهنگ نئولیبرالی در جامعه را داریم؟

گرامشی یادآور می‌شود:
پرولتاریا برای رهاییِ خود، بر حقِ جامعه و کارِ جمعی پافشاری می‌کند.
او به‌جای «آزادیِ فردی»، به آزادیِ سازمان‌یافته و جمعی می‌اندیشد —
آنجا که آزادیِ فردی و جمعی در پیوندی دیالکتیکی به هم می‌رسند.

و در پایان:
آیا پیشاهنگانِ ایرانیِ طبقه‌ی کارگر، توانِ انجامِ این کار را دارند؟
آیا ما می‌توانیم فرهنگِ «من‌گراییِ نئولیبرال» را به چالش بکشانیم؟