بی‌خبری از وضعیت سلامتی جوانمیر مرادی فعال کارگری

روز ۱۶دیماه  پس از گذشت ۳ روز از دستگیری  جوانمیر مرادی فعال کارگری توسط نیروهای لباس شخصی اطلاعات سپاه، هیچ خبری از وی در دست نیست.

همسر جوانمیر مرادی در یادداشتی خاطر نشان کرده است: اینکه در کجا و یا توسط  کدام نهاد اطلاعات بازداشت شده است نیز بی خبریم. 

امروز هم مثل روزهای قبل پیگیر شدیم تا اینکه  متوجه شدیم ظاهرا توسط اطلاعات سپاه    ۱۱۳و ۱۱۴ کرمانشاه بازداشت‌ شده و در آنجا زندانی ست . 

 من  همسر جوانمیر این حق را دارم که پیگیر مسئله بازداشت ایشان که بیگناه دستگیرش کردند،  باشم و این حق قانونی من است.   

  امروز صبح دم درب اطلاعات، آقای بازجو پیغام فرستاده و من را تهدید به بازداشت میکنه و به گفته خودش “به خدا قسم حکم بازداشت فوزیه خالصی حاضره  و اگر هر گونه خبری یا مطلبی و یا مصاحبه ای با هر رسانه ایی در این مورد داشته باشه بلافاصله او را نیز  بازداشت میکنیم و میاریمش تو.” 

جوانمیر مرادی عضو هیأت مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران است.و وی را روز چهاردهم دیماه به بهانه انجام یک پروژه کاری برق به حومه کرمانشاه کشانده و در آن جا او را دستگیر کردند.




نقدی بر مقالۀ «به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم»، نوشته فرهاد عاصمی
ابوالقاسم (خسرو) گلستانی

مقاله ۴۷/۹۹
۱۵ دی ۱۳۹۹، ۴ ژانویه ۲۰۲۱

6 دیماه 1399 – 26 دسامبر 2020

فرهاد عاصمی، سردبیر سایت “توده ای ها”، در مقاله ای تحت عنوان «به ما می گویند در منطقه دخالت نکنیم» (به تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۹۹ برابر با ۱۳ دسامبر ۲۰۲۰) [1]، تحلیلی ارائه داده است که بسیار جای تأمل دارد، تأمل از اینکه ایشان انسان پرمطالعه ای است و تجربه طولانی نیز در صفوف حزب توده ایران دارد. ظاهراً نه آن تجربه ها و نه مطالعات وسیع هیچکدام نتوانست به یاری اش بیایند، و در حالی که به زبان طنز از بی خردی مقامات ایران و در رآس آن آیت الله خامنه ای در سیاست منطقه ای و جهانی می نالد، خود نیز تحلیلی خردمندانه در قوارۀ یک “توده ای” ارائه نمی دهد. قصدم پرداختن به همه مسائل مطرح شده در نوشتۀ ایشان نیست، بلکه پاسخی است به نقد ایشان در مورد سیاست منطقه ای جمهوری اسلامی.

یکم:

عاصمی می نویسد: «تنها نکته‌ای که علی خامنه ای با صراحت اعلام داشت، و آن را حتی با توجه به سیاست امپریالیستی [دولت های غربی] در منطقه توجیه نیز نمود، مساله ی “دخالت در منطقه” است! گفته شد: “سه کشور اروپایی … که خودشان بیشترین دخالت های نادرست را در مسائل منطقه دارند، به ما می‌گویند در منطقه دخالت نکنید”. در این بیان باری دیگر اذعان می‌شود که ایرانِ ج ا کماکان در گردابی قرار دارد که امپریالیست ها با سیاست تحریک آمیز و نظامی گری خود در منطقه به آن دامن می‌زنند و آن را به ابزار پیشبرد هدف‌های تجاوزگرانه خود بدل ساخته اند. پاسخ هوشمندترین نیروهای زمینی و آسمانی در کشور به توطئه ی امپریالیسم، افتادن مجدد در تله ی سیاست امپریالیستی است! آنوقت برخی ها می خواهند برای این به تله افتادن سرشتی “ضد امپرالیستی” دست و پا کنند!»

عاصمی در سایت “توده ای ها” که شباهتی به ادبیات حزب توده ایران در سالهای فعالیت آن بعد از انقلاب بهمن (پیش از یورش به این حزب در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲) ندارد، وانمود می کند که رویکردش در قبال سیاست منطقه ای ج اا با رویکرد رهبری کنونی حزب توده ایران که پس از یورشها به این حزب در خارج از کشور شکل گرفت، متفاوت است. حال آنکه هر دو ماهیتاً دارای یک ادبیات هستند، با این تفاوت که نشریه “نامه مردم” آن را “دخالت های ماجراجویانه” تعریف می کند و عاصمی “افتادن به تلۀ امپریالیستی”! و هر دو دارای یک پیام برای امپریالیسم جنایتکار به سرکردگی دولت ایالات متحده هستند، و آن اینکه اطمینان می دهند که “گزندی” به توسعه طلبی های تجاوزکارانۀ امپریالیستی وارد نمی سازند و به خوبی “واقف” هستند که “مزاحمت” ها و “ماجراجویی” های این یا آن دولت است که در طول تاریخ پای نیروهای نظامی امپریالیستی را به مناطق مختلف جهان از جمله در خاورمیانه و شمال افریقا کشانده است. به عبارت دیگر، گویی امپریالیسم غول خفته ای ست که تا زمانی که دولتی “دُمِ آن را لگد نکند”، هیچ خطری برای آنها ندارد!

به عنوان مثال، اگر در فاصله بین پایان جنگ جهانی دوم تا زمان تخریب اتحاد شوروی، دولت های سوریه، ایران، گواتمالا، شیلی، کنگو، غنا، اندونزی و بیشمار نمونۀ دیگر، “دُم” امپریالیسم امریکا را “لگد نمی کردند”، این رژیم دست به کودتاهای خونین برای سرنگونی آن دولت ها نمی زد و یا خون میلیون ها انسان را در جنگ کره و ویتنام نمی ریخت. و یا اگر پس از تخریب اتحاد شوروی، دولت هایی چون یوگسلاوی، افغانستان، عراق، سومالی، سودان، لیبی و سوریه “دست به ماجراجویی نمی زدند” یا “به دام تلۀ امپریالیستی” نمی افتادند، ده ها دولت غربی به رهبری امریکا با چنان شقاومتی به جان این ملت ها نمی افتادند.

با این ادبیاتی که عاصمی عرضه می کند، هیچ بعید نیست که به تقلید از رهبری کنونی ح ت ا (به طور نمونه، نشریه نامه مردم، شمارۀ ٨٧٦)، استدلال کند که «نقش ویرانگر نظام های دیکتاتوری منطقه» است که «شرایط عملکرد و کسب سَروری (هژمونی) امپریالیسم» را فراهم آورده است. در آن صورت باید از ایشان و مؤلفان “نامه مردم” پرسید که، مگر دُوَل امپریالیستی نیروهای “آزادی بخش” هستند که برای “رهایی” ملت های تحت حاکمیت “دیکتاتوری” دست به تهاجم نظامی به این کشورها زده اند؟ و اگر چنین است، پس چرا چنان تهاجماتی علیه رژیم هایی چون عربستان، قطر، امارات، مصر، بحرین، اسراییل و مانند اینها رخ نمی دهد که در دیکتاتوری سرآمدند؟ واقعیت اما این است که تمامی تجاوزات ددمنشانۀ امپریالیستی در سالهای پیش از تخریب شوروی با ترساندن ملتها از به اصطلاح “خطر کمونیسم” و پس از آن تحت نام “مبارزه با تروریزم” و تنها و تنها علیه دولت های “مستقل” انجام شده و تمامی ادعاهای دولت های متجاوز به کشورهای ذکر شده در بالا، از جمله “نسل کشی”، “حمایت از تروریزم”، “داشتن سلاحهای کشتار جمعی”، “نقض حقوق بشر” و مانند اینها، سناریوهای ساختگی و توطئه آمیزی بیش نبوده اند!

لااقل از زبان ژنرال امریکایی، وسلی کلارک، فرمانده جنگهای تجاوزکارانه به بالکان و از رهبران ناتو در افغانستان و عراق، بیاموزیم که به گفته او، هنوز عرق نظامیان در اشغال افغانستان خشک نشده بود که وزارت جنگ امریکا از جنگ علیه شش کشور دیگر سخن می راند، که ایران نیز یکی از آنها بود. و وقتی کلارک علت را جویا می شود، وزیر استدلال می کند که «ما اکنون ارتش قوی و آماده ای داریم»! یا لااقل از اولیور استون، کارگردان امریکایی، بیاموزیم که دولت امریکا در سی سال گذشته (پس از تخریب و تجزیه اتحاد شوروی) ۱۳ جنگ راه انداخت که ۱۴ تریلیون دلار هزینۀ آنها بوده است. آیا علت این دخالت ها و اشغالگری ها و یا به عبارت دیگر، جنگ های بی پایان امپریالیستی، “دخالت های ماجراجویانه” ی کشورهای قربانی و یا افتادن آنها به “تلۀ امپریالیستی” بود؟! و آیا پاسخ مثبت دولت های ایران و روسیه به درخواست دولت سوریه در قلع و قمعِ بیشمار تروریستهای آدمخوار که مورد حمایت امپریالیسم بوده اند، افتادن به “تله امپریالیستی” و یا “دخالت های ماجراجویانه” بود؟! آیا مشخصاً در مورد سوریه، وقتی ایران و روسیه به کمک این دولت شتافتند، به سرزمینی تعرض کرده یا آن را به اشغال در آورده اند؟! آیا تقابل امپریالیسم با چین، روسیه، ونزوئلا، جمهوری خلق کره و غیره برای آن است که آنها در “تله امپریالیستی” افتاده و یا به “دخالت های ماجراجویانه” دست زده اند؟!

در نوشته های عاصمی همانند نشریه “نامه مردم” اثری از غرور ملی و مقاومت طلبی به چشم نمی خورَد. به عکس، سرشار از نصایح تسلیم طلبانه در برابر ددمنشی امپریالیسم امریکا و متحدان اوست. و دقیقاً به همین دلیل است که مقاومت های ملت های منطقه که ج اا نقش برجسته ای در آنها دارد، از سوی اینها “دخالت های ماجراجویانه” و “افتادن به تله امپریالیستی” تعبیر می شوند و مورد شماتت قرار می گیرند. این سیاست هیچ قرابتی با گفتمان انقلابی و میهن دوستانۀ حزب توده ایران در دوران رهبری دکتر نورالدین کیانوری و پیش از آن ندارد و کاملاً با آن در تضاد است. و این نشان از حاکم شدن رویزیونیسم و اپورتونیسمی خطرناک بر تفکر سیاسی این مدعیان به ظاهر “توده ای” دارد.

دوم:   

عاصمی ضمن اینکه به درستی سیاست صلح آمیز چین و روسیه را می ستاید، می گوید: «سیاست ضد امپریالیستی، سیاستی صلح آمیز است. سیاست صلح آمیز سیاستی است که از ترفند ایجاد برخورد رو در رو که امپریالیست ها دنبال می کنند دوری می گزیند! شیوه ی دورانی به منظور خنثی ساختن تحریکات امپریالیستی و نه افتادن در تله هایی که آن‌ها برپا می دارند!»

می پرسیم مگر به جز این است که جمهوری اسلامی برای “دوری گزیدن” از “ایجاد برخورد رو در رو با امپریالیست ها” به قرارداد برجام تن داده است؟ از شش کشور امضا کننده این توافقنامه که یک سوی این قرارداد بودند، به جز روسیه و چین، سایر دولت ها که تمامی از بلوک “غرب” هستند، هیچکدام به تعهدات خود پایبند نمانده اند، چه امریکا که در می ۲۰۱۸ خودسرانه و رسماً از آن خارج شد و چه سه کشور اروپایی که فقط در ظاهر در این قرارداد مانده اند و مثل مستعمرات امریکا دائم چشم شان به رهنمودهای ارباب بود. زیرپا گذاشتن توافقنامه ها از سوی دُوَل غربی البته هیچ تازگی ندارد. پس از اشغال سرزمینهای بومیان سرخ پوست امریکا، که به کشتار میلیونها تن از آنان انجامید، بین دولت ایالات متحده امریکا و بومیان بیش از ۴۰۰ معاهدۀ صلح بسته شده بود که تمامی آنها از سوی این دولت زیر پا گذاشته شد. آیا حق جمهوری اسلامی نیست که به این دولتها اعتماد نکند؟ با این حال، مگر به جز این است که جمهوری اسلامی کوشید که در تلۀ امپریالیستی – پذیرش برجام های متعدد برای تسلیم کامل ایران – نیفتد؟ آیا پس از خروج یکجانبۀ دولت دونالد ترامپ از برجام، ردّ مذاکره با آن دولت یک تصمیم کاملاً درست و متناسب با ارزشهای ملت ایران از سوی جمهوری اسلامی نبود؟ مراد از جمهوری اسلامی دولت غربگرای تحت مدیریت حسن روحانی نیست که همانند سایر نئولیبرال ها، در صدد بر باد دادن حیثیت ملی میهن ما در برابر امپریالیسم ریاکار و ددمنش غرب برآمده است. و بسیار حیرت انگیز اینکه، در ادبیات امثال فرهاد عاصمی، همانند “نامه مردم”، تسلیم طلبی و همصدایی با همان نئولیبرال های بی غیرت موج می زند. و لذا، جای تعجب نیست که اینان همصدا با امپریالیسم و عوامل نئولیبرال آن در درون حکومت، درست علیه هسته اصلی مقاومت در درون حکومت، یعنی حلقۀ آیت الله خامنه ای، بسیج شده اند. آیا این یک ننگ پاک نشدنی نیست که یک نیروی سیاسی به صِرف مخالفت با یک نظام سیاسی، دولت بی غیرت و ضدملیِ تیم حسن روحانی را به حال خود رها سازد و هم و غم خود را درست علیه جریانی در درون حکومت بسیج کند که به رغم ضعف هایش دست کم اقتدار و عزت ملی میهن ما را در برابر توطئه ها و تهدیدهای بی پایان امپریالیستی حفظ کرده است؟!

خلاصه کلام اینکه، به اعتقاد نگارنده، جمهوری اسلامی آنجا که نیاز بود، هر چند به ناگزیر، وارد نبرد نظامیِ “رو در رو” با تروریستهای وحشی در سوریه و عراق شد که ساخته و پرداختۀ سازمانهای اطلاعاتی امپریالیستی بوده اند. و آنجا که نیاز به “دوری گزیدن” از برخورد نظامی با امپریالیست ها و روی آوردن به دیپلماسی غیرنظامی بود، این هنر را داشت که چنین کند؛ به طور مشخص قرارداد برجام، صرف نظر از مشکلات آن که مجال بررسی آن در این مقال نیست.   [1] https://tudehiha.org/fa/13043




بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران در محکومیت صدور حکم ۱۱ سال زندان برای آرش گنجی

دهم دی‌ماه، تنها دو روز پس از محاکمه‌ی آرش گنجی، مترجم و منشی کانون نویسندگان ایران، رأی شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب به وکلای او، ناصر زرافشان و راضیه زیدی، ابلاغ شد. بر اساس این ابلاغیه آرش گنجی بابت «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» به ۵ سال، بابت «تبلیغ علیه نظام» به یک سال، بابت «عضویت در گروهک معاند» به ۵ سال و جمعا به ۱۱ سال زندان محکوم شده است. شگفت آنکه مصداق همه‌ی این اتهام‌ها ترجمه‌ی کتابی درباره‌ی تحولات کردستان سوریه است.

برای کانون نویسندگان ایران که هم‌اکنون چهار تن از اعضایش، رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین، کیوان باژن و گیتی پورفاضل، به خاطر دفاع از آزادی بیان یا استفاده از حق آزادی بیان خود در زندان به سر می‌برند، پرونده‌سازی‌هایی از این دست داستانی تازه نیست. حکومت که سابقه‌ای طولانی در سرکوب آزادی بیان دارد، همچنان هر صدایی را که به اعتراض بلند می‌شود و هر اندیشه‌ای را که از چارچوب مطلوب‌اش فراتر می‌رود بی‌درنگ خفه می‌کند. ناگفته پیداست دستگاه قضایی که به بهانه‌ی ترجمه‌ی کتابی پیرامون تحولات کشوری دیگر، برای مترجم آن حکم ۱۱ سال حبس صادر می‌کند بویی از عدالت نبرده است. با این همه صدور چنین حکمی در ادامه‌ی افزایش فشار بر نویسندگان مستقل، کانون را در پیگیری راه مبارزه با سانسور و دفاع از «آزادی اندیشه و بیان بی هیچ حصر و استثنا» استوارتر می‌کند.

کانون نویسندگان ایران پرونده‌سازی و صدورحکم ‎ ۱۱ سال زندان برای آرش گنجی را محکوم می‌کند و خواهان لغو بی‌قید و شرط حکم صادره و مختومه شدن پرونده است و از نویسندگان و مدافعان آزادی بیان می‌خواهد تا از هر راه ممکن به صدور این حکم اعتراض کنند.

کانون نویسندگان ایران




اطلاعیهٔ حزب تودۀ ایران: دربارهٔ مانورها و تحریکات خطرناک دولت آمریکا در منطقه خلیج فارس!

با نزدیک شدن به پایان دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ و دولت نژادپرست و دست‌راستی نئوکان‌ها در آمریکا، رسانه‌های همگانی جهان در روزهای اخیر اخبار نگران کننده‌ای را از تشدید خطرناک امکان درگیری نظامی میان آمریکا و جمهوری اسلامی منتشر کردند. این اخبار در شرایطی رسانه‌ای می‌شوند که سیزدهم دی‌ماه ۹۹ با اولین سالگرد ترور قاسم سلیمانی در عراق به‌دست نیروهای آمریکایی مصادف است که محکومیت جهانی را به دنبال داشت. بر اساس همین خبرها، پاسدار قاآنی، جانشین قاسم سلیمانی و فرمانده “سپاه قدس”، در دیدار با نمایندگان مجلس در جلسه‌ای غیرعلنی، از جمله گفته بود: “عوامل آمریکایی دخیل در ترور شهید سلیمانی باید سبک زندگی مخفی سلمان رشدی را یاد بگیرند چرا که جمهوری اسلامی انتقام خون به‌ناحق ریخته شهید سلیمانی را خواهد گرفت.”
دولت آمریکا در واکنش رسمی به این تهدیدات، از زبان کیل براون، از سخنگویان وزارت امور خارجه، این سخنان را تهدیدی تروریستی علیه رئیس‌جمهوری و وزرای دفاع و خارجه آمریکا دانست و اعلام کرد.
همچنین در روزهای اخیر در اخباری که از موضع‌گیری‌های ضدو‌نقیض دولت ترامپ حکایت داشتند، از یک سو اعلام شد وزارت دفاع آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرده است مأموریت ده ماههٔ ناوگروه “نیمیتز” به‌دستور کریس میلر، کفیل وزارت دفاع آمریکا، به‌پایان رسیده است و وزارت دفاع آمریکا ناوهواپیمابر “نیمیتز” و ناوگروه همراه آن را از خاورمیانه خارج می‌کند و از طرف دیگر گزارش شد آمریکا زیردریایی هسته‌ای “یو اس اس جورجیا” را به‌خلیج فارس اعزام کرده و این شناور در بحرین پهلو گرفته است. همچنین دو بمب‌افکن بی- ۵۲ آمریکایی که قابلیت حمل سلاح هسته‌ای دارند چهارشنبه از آمریکا به خلیج فارس پرواز کرده‌اند. مقام‌های آمریکایی در توضیح حرکت‌های روزهای اخیر دولت ترامپ به رسانه‌های این کشور گفته بودند که به اطلاعاتی دربارهٔ آمادگی ایران برای حمله به نظامیان ایالات متحده و منافع متحدان آن در عراق یا دیگر مناطق خاورمیانه دست پیدا کرده‌اند.
نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد با ارسال نامه‌ای به دبیرکل و شورای امنیت این سازمان، پرواز بمب‌افکن‌های آمریکایی در خلیج فارس را “ماجراجویی” خوانده و به آن اعتراض کرده است. در این نامه با متهم کردن آمریکا به اقدام‌هایی “ستیزه‌جویانه” از جمله گفته شده است: “این اقدامات جنگ‌طلبانه اگر کنترل نشود می‌تواند تنش را به سطح هشدار دهنده‌ای افزایش دهد و بدیهی است که مسئولیت کامل تمام عواقب آن نیز بر عهدهٔ آمریکا خواهد بود. … ایران به‌دنبال درگیری نیست اما درصورت اقدام احتمالی نظامی به آن پاسخ خواهد داد.”
در کنار ارسال این نامهٔ اعتراض ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، پاسدار حسین دهقان، از مشاوران نظامی خامنه‌ای، در توییتر به دونالد ترامپ هشدار داد: سال نوی میلادی را به عزای نیروهای آمریکایی در منطقه تبدیل نکند. پاسدار دهقان در توییتر نوشت: “تمام پایگاه‌های نظامی‌شان در منطقه زیر پوشش موشک‌های ماست. به اخراجی کاخ سفید توصیه می‌کنم سال نو میلادی را برای آمریکایی‌ها به عزا تبدیل نکند.”
حسن روحانی نیز در سخنان تحریک کننده ای که چهارشنبه ۱۰ دی ماه از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش شد خطاب به دولت آمریکا از جمله گفت «ترامپ عین صدام بود، ‌صدام هشت سال جنگ را بر ما تحمیل کرد و سرنگون شد و ترامپ سه سال جنگ اقتصادی را بر ما تحمیل کرد که او هم در هفته های آینده سرنگون می شود؛ نه از حکومت اصلاً از زندگی»
خبرگزاری “سی.ان.ان” در مطلب مفصلی که امروز- ۱۲ دی‌ماه ۹۹ (۲ ژانویه ۲۰۲۱)- منتشر کرد، با هشدار دربارۀ بالا گرفتن تنش‌های نظامی خطرناک در منطقهٔ خلیج فارس، از جمله نوشت: “یک مقام آمریکایی با اطلاع مستقیم از آخرین اطلاعات به سی.ان.ان گفت که برخی از نیروهای دریایی ایران در خلیج فارس در ۴۸ ساعت گذشته سطح آمادگی خود را افزایش داده‌اند. در اوایل این هفته، مقامات دفاعی به سی.ان.ان گفتند اطلاعات جدید نشان می‌دهد ایران موشک‌های بالستیک بُرد کوتاه خود را به عراق منتقل کرده است. …”
بر اساس همین گزارش، رسانه‌های اسرائیلی و روزنامه‌های عربی با استناد به منابع آمریکایی که نام آن‌ها ذکر نشده است، عنوان کردند اسرائیل و عربستان سعودی در حال تشویق ترامپ برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران هستند. گزارش “سی.ان.ان” در بخش دیگری از مطلبش می‌افزاید این نگرانی‌ها درحالی است که برخی تحلیل‌گران در واشنگتن حدس می‌زنند هدف ترامپ از درگیری با ایران می‌تواند افزون بر انحراف افکار عمومی از تلاش‌های بی‌نتیجه و بی‌اساسش برای منتفی کردن شکستش در انتخابات و بستن دست دولت آتی بایدن برای مذاکره با ایران باشد. تام نیكولز، كارشناس امور بین‌الملل كه در كالج جنگ دریایی آمریكا تدریس می‌كند ، گفت: من واقعاً نگران این هستم كه رئیس‌جمهور بتواند با نوعی عملیات نظامی هنگام خروج از کاخ سفید برای دولت آینده دشواری ایجاد کند.
حزب تودۀ ایران همچنان معتقد است که دونالد ترامپ در هفته‌های پایانی دورهٔ فاجعه‌بار ریاست‌‌جمهوری‌اش که برای صلح و ثبات در جهان و منطقه خاورمیانه زیان‌هایی دامنه‌دار داشته، می‌تواند دست به اقدام‌هایی بزند که عواقب آن برای مردم منطقه و صلح در خاورمیانه فاجعه‌بار باشند.
دولت نژادپرست و دست‌راستی ترامپ در خلال چهار سال گذشته نهایت تلاش خود را به‌کار گرفته است تا تلاش‌های بین‌المللی در مسیر گره‌گشایی مسالمت‌آمیز ناسازگاری‌ها میان دو کشور ایران و ایالات متحده در چارچوب منشور سازمان ملل و قانون‌های بین‌المللی را باطل کند و از بین ببرد. حزب تودهٔ ایران بارها در مورد خطر سیاست‌های ماجراجویانه امپریالیسم ایالات متحده و متحدانش، از جمله دولت واپس‌گرای عربستان سعودی و سیاست‌های نژادپرستانه اسرائیل، و همچنین سیاست‌های نابخردانه و دخالت‌جویانه رژیم ایران در منطقه، هشدار داده است. خبرهای روزهای اخیر و در آستانۀ سالگرد ترور قاسم سلیمانی به‌دست آمریکا بسیار نگران کننده و هشدار دهنده‌اند. باید تمام تلاش‌ها را به‌کار بست تا مرتجعان و نابخردان نشسته در کاخ سفید و بر کرسی ولایت در میهن بلا دیدهٔ ما، آتش فاجعه‌ای نیفروزند که عواقب آن دامن مصائب مردم ایران را بیش‌از‌پیش بگیرد و انبار باروت منطقه را منفجر کند. با بسیج افکار عمومی جهان و تشدید فشارها در مسیر عادی‌سازی شرایط ملتهب کنونی باید تلاش کرد بازی‌های خطرناک نظامی در منطقه خلیج فارس را متوقف کرد.

حزب تودۀ ایران
۱۳ دی ماه ۱۳۹۹




در سوگ مبارزی خستگی‌ناپذیر و سرایندهٔ «اینجاست خاوران

»

مطلع شدیم رفیق علی‌رضا جباری (آذرنگ)، شاعر، نویسنده، مترجم، ویراستار، روزنامه‌نگار، و دبیر کانون نویسندگان ایران، دوشنبه عصر، ۱۷ آذر در بیمارستان مدرس (سعادت‌آباد) تهران در ۷۶ سالگی‌ به دلیل مبتلا شدن به ویروس کرونا از میان ما رفت. رفیق جباری در ۱۸ بهمن ۱۳۲۳ در شیراز متولد شد و از همان دوران نوجوانی به سوی اندیشه‌های مترقی و مردمی حزب تودهٔ ایران گرایش پیدا کرد. رفیق جباری در رشتهٔ اقتصاد در دانشگاه شیراز به تحصیل پرداخت و پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی، در مرکز نشر دانشگاهی به کار ویراستاری مشغول شد. به شماری از کتاب‌های علی‌رضا جباری هرگز در ایران مجوّز چاپ داده نشد، ولی بیش از سی جلد کتاب، از جمله ترجمه‌های او، منتشر شد که از آن جمله مجموعۀ داستان‌هایی از تولستوی با عنوان ”تمشک“، ”آبی‌ترين چشم“ از تونی موريسون، ”فضاهای امید“ از دیوید هاروی، و ”اوا لونا“ اثر ايزابل آلنده است. رفیق جباری از مدافعان پیگیر مادران خاوران و خانوادهٔ جان‌باختگان فاجعهٔ ملّی بود و هر سال در کنار آنها خاطرۀ این قهرمانان به خون خفتهٔ خلق را گرامی می‌داشت. رفیق جباری در شعری با عنوان “اینجاست خاوران” از جمله سرود:

اینجاست خاوران!
…این شکفته گلان مُشک‌بوی
کوچه-پس‌کوچه‌های میهنم را
با عطر و بوی عشق به آزادی
بی‌مرگان‌اند اینان
یادگاران ایستادگی سرو
و نمی‌میرند هرگز
با ارهٔ بُرندهٔ مرگ‌آفرین
در دست دیدبان خزان
پرده از دیدگان بَرگیر
ای دیدبان خزان، شب، اهریمن!
دیری است رفته‌ای، خود نمی‌دانی
بی‌مرگان‌اند اینان
زندگانِ وادیِ گلگونِ عشق به آزادی
این است جاودانه گلستان خاوران

کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای که به مناسبت درگذشت رفیق علی‌رضا جباری منتشر کرد، از جمله نوشت: ” زنده‌یاد جباری از پیگیرترین اعضای کانون بود. او در تمام این سال‌ها که به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی و انتظامی، امکان برگزاری جلسات مشورتی ماهانهٔ کانون در فضای عمومی وجود نداشت، منزل شخصی و تمام امکانات خود را در اختیار کانون قرار داده بود. به‌رغم سالخوردگی و بیماری قلبی، در تمام جلسات و گردهمایی‌ها حضور می‌یافت. در دی ماه سال ۱۳۸۱ نیروهای امنیتی به محل کارش در مرکز نشر دانشگاهی یورش بردند و او را به بازداشتگاهی نامعلوم و سپس به زندان منتقل کردند. دو سال بعد بر اثر فشارهای داخلی و بین‌المللی از زندان آزاد شد. زنده‌یاد جباری از داخل زندان نامه‌ای سرگشاده خطاب به رئیس‌جمهور وقت نوشت و از آزار و اذیت و شکنجه‌هایی که در دورهٔ بازجویی متحمل شده بود پرده برداشت.” به دنبال بازتاب گستردهٔ نامه رفیق جباری در جهان، خانم ایزابل آلنده، نویسنده نامدار شیلیایی، با نوشتن نامه‌ای به محمد خاتمی اظهار داشت که خبر زندانی شدن جباری در میان روشنفکران جهان بازتاب قابل‌توجهی داشته‌است. خانم آلنده خواستار آزادی فوری رفیق جباری شد. سرانجام زنده‌یاد جباری پس از نزدیک به ۲ سال حبس از زندان گوهردشت کرج آزاد گشت.
رفیق جباری “نامهٔ مردم” و رهبری حزب را مرتباً در جریان تحلیل‌های خود از اوضاع بغرنج کشور قرار می‌داد. رفیق جباری از مبارزان راستین راه طبقهٔ کارگر ایران بود و تا پایان زندگی به آرمان‌های حزب تودۀ ایران، حزب طبقهٔ کارگر ایران، وفادار ماند. رفیق جباری در مهر امسال، به مناسبت هفتاد و نهمین سالگرد تأسیس حزب، در پیامی به دبیرخانهٔ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران از جمله نوشت:
“رفقای گرامی،
هفتاد و نهمین زادروز مِهر تابان ایران، حزب بزرگ توده ی ایران را به شما، رفیق بزرگوار علی خاوری، هیئت سیاسی، و کمیته ی مرکزی حزب و همه ی اعضا و هواداران حزب شادباش می‌گویم و ماندگاری همیشگی و شکوفایی هرچه افزون‌تر حزبمان را آرزومندم.
شادمان و پیروز باشید.”
درگذشت زنده‌یاد رفیق علی‌رضا جباری را به همسر، خانوادهٔ محترم، دوستان و هم‌رزمان او تسلیت می‌گوییم.
یادش گرامی و ماندگار باد!

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۱۹، ۱ دی




تجمع سراسری بازنشستگان با شعار “فقط کف خیابون،‌ بدست میاد حقمون”

بازنشستگان تامین اجتماعی با تجمع دوباره در شهرهای دست‌کم ۱۱ استان ایران نسبت به وضعیت معیشتی خود اعتراض کردند. از جمله سایر مطالبات بازنشستگان ارائه خدمات درمانی-رفاهی رایگان و کافی و اعمال حق مشارکت در تعیین سرنوشت و تشکل‌یابی آزاد و مستقل عنوان شده است.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، بازنشسته‌های کارگری در تهران و مراکز استان‌های فارس، کردستان، البرز، قزوین، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، همدان،‌ لرستان، اصفهان و خوزستان در مقابل ساختمان اداره‌کل تامین اجتماعی برای چندمین بار تجمع و نسبت به سطح پایین مستمری‌ خود اعتراض کردند.

در بیانیه‌ پایانی بازنشستگان اشاره شده که خواسته آن‌ها متناسب‌سازی عادلانه حقوق، پرداخت بدهی دولت به سازمان تامین اجتماعی و افزایش مستمری به میزان هزینه‌های زندگی است. آن‌ها همچنین به دریافت حقوق پایین‌تر از «خط فقر» انتقاد کرده‌اند.

در بخشی از این بیانیه ضمن اشاره به نامه‌ نگاری و پیگیری‌های قبلی نوشته شده است:‌ «با تمامی این‌ها، باز هم راهی به جز تجمع، آن‌هم در این شرایط کرونایی نداریم.» آن‌ها بر استفاده از حق برگزاری تجمع در صورت عدم رسیدگی به مطالباتشان تاکید کرده‌اند.

ویدیوهایی از تجمع‌ها در خرم‌آباد، تبریز،‌ کرج،‌ شوش دانیال، اهواز،‌ مشهد، سنندج، قزوین، تهران و شیراز منتشر شده است. در برخی از این تجمع‌ها بازنشستگان ضمن حمل پلاکاردهایی شعار می‌دهند «فقط کف خیابون،‌ بدست میاد حقمون»، «کشتی بازنشسته،‌ دیگر به گل نشسته»،‌ «روحانی حیا کن،‌ تحریمارو رها کن».

از جمله سایر مطالبات بازنشستگان ارائه خدمات درمانی-رفاهی رایگان و کافی و اعمال حق مشارکت در تعیین سرنوشت و تشکل‌یابی آزاد و مستقل عنوان شده است.

جمعی از افراد حاضر در تجمع‌ها بازنشستگان مشاغل سخت و زیان‌آور هستند که نسبت به عدم اجرای صحیح طرح همسان‌سازی و پاداش و عیدی خود معترضند.

پیش از این نیز در آذرماه با کاهش برخی محدودیت‌های مربوط به شیوع کرونا، صدها نفر از بازنشستگان در دست‌کم هشت استان کشور دست به تجمع مشابه زده بودند.

در تیرماه هم دور دیگری از تجمع‌های مشابه برگزار شده بود که همزمان با آن اتحاد سراسری بازنشستگان در بیانیه‌ای اعلام کرد: «درخواست بازنشستگان برای تجمع خیابانی علاوه بر نشان شجاعت و دلیلی بازنشستگان شریف مملکت، نشان جان به لب رسیدن آن‌ها تحت فشار هزینه‌های سرسام‌آور تورمی است.»

با شیوع بحران کرونا و تشدید فشار تحریم‌ها بر اساس آمار منتشرشده خط فقر یک خانوار چهار نفره به ۱۰ میلیون تومان رسیده، دست‌کم دو میلیون نفر بیکار شده‌اند و میزان مصرف گوشت، برنج و میوه در ۷۰ درصد خانوارهای بیکارشدگان به صورت چشمگیر کاهش یافته است.




جمهوری اسلامی نسبت به تحرکات نظامی آمریکا در خلیج فارس هشدار داد

نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل متحد در نامه‌ای به شورای امنیت، نسبت به هرگونه ماجراجوئی نظامی آمریکا در خلیج فارس هشدار داد.

به گزارش ایرنا، نمایندگی دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل روز پنج‌شنبه طی نامه‌ای به رئیس شورای امنیت و دبیرکل سازمان ملل اعلام کرد ماجراجویی نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عمان، به ویژه در هفته‌های اخیر افزایش یافته است.

در این نامه آمده است آمریکا علاوه بر اعزام سلاح‌های پیشرفته و بسیار پیچیده به این منطقه در چند هفته گذشته، به انجام برخی اعمال تحریک‌آمیز نظامی نیز مبادرت کرده است که به پرواز در آوردن تعدادی از بمب‌افکن‌های راهبردی دوربرد خود در روزهای اخیر بر فراز خلیج فارس از جمله آنها است.

نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل متحد یادآور شده است: به موازات این تحرکات، مقامات آمریکا نیز همچنان به ارائه اطلاعات جعلی، ایراد اتهامات بی اساس و بیانات تهدیدکننده و تحریک‌آمیز علیه جمهوری اسلامی ایران ادامه داده‌اند و مجموع اینگونه اقدامات ستیزه‌جویانه این کشور، محیط امنیتی پرتنش این منطقه بسیار حساس را وخیم‌تر ساخته است.

در این نامه اضافه شده است: این اقدامات جنگ‌طلبانه اگر کنترل نشود، می‌تواند تنش را به سطح هشدار دهنده‌ای افزایش دهد و بدیهی است که مسئولیت کامل تمام عواقب آن نیز بر عهده آمریکا خواهد بود.

نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل متحد با تاکید بر اینکه جمهوری اسلامی ایران به دنبال درگیری نیست، تاکید کرده است:  توانایی و عزم قاطع ایران برای حفاظت از مردم خویش، دفاع از امنیت، حاکمیت، تمامیت ارضی و منافع حیاتی خود و همچنین پاسخ قاطع به هر گونه تهدید یا استفاده از زور علیه ایران نباید دست کم گرفته شود.

در این نامه تصریح شده است: از آنجاکه چنین ماجراجویی نظامی در تضاد آشکار با اهداف و اصول سازمان ملل و دارای آثار جدی بر صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی است، از شورای امنیت انتظار می‌رود آمریکا را وادار سازد به اصول و قواعد حقوق بین الملل پایبند باشد و این اقدامات غیرقانونی خود را متوقف کند.

گفتنی است آمریکا تحرکات نظامی و تحریک آمیز خود را به بهانه تهدیدات روزمره ی جمهوری اسلامی به «انتقام جویی» در سالروز کشته شدن قاسم سلیمانی صورت می دهد.




سه زندانی سنی مذهب در مشهد اعدام شدند

احکام اعدام حمید راست بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش زندانیان سنی مذهب روز پنج‌شنبه ۱۱ دیماه در زندان وکیل آباد مشهد اجرا شد. اجرای ناگهانی حکم اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفته است که خانواده آنان از ملاقات آخر محروم بوده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، این سه نفر روز چهارشنبه ۱۰ دیماه به مکان نامعلومی منتقل شده بودند.

حمید راست بالا، کبیر سعادت جهانی و محمدعلی آرایش به همراه فرهاد شاکری، عیسی عیدمحمدی، حکیم عظیم گرگیج، تاج محمد خرمالی، عبدالرحمن گرگیج و حسین وارسته سلیمانی در سال ۱۳۹۴ توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مدت ۱۰ الی ۱۲ ماه در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات مشهد نگهداری شدند. آنان از حدود ۴ سال پیش در زندان وکیل آباد مشهد در بازداشت بسر می‌برند. بازپرس اول پرونده‌ها قاضی حسن حیدری و بازپرس دوم این پرونده‌ها قاضی بازرگانی منش بوده است.

آقای راست بالا، سعادت جهانی و آرایش سال گذشته توسط شعبه ۱ دادگاه انقلاب مشهد به ریاست قاضی محمود داوود آبادی از بابت اتهامات “بغی از طریق عضویت در گروه سلفی حزب ‌الفرقان و عضویت در جبهه همبستگی ملی اهل‌ سنت ایران” به اعدام محکوم شدند.

گفتنی است این شهروندان در روند دادرسی به وکیل منتخب دسترسی نداشته و از فرصت دفاع عادلانه در دادگاه محروم بوده‌اند.

نسبت دادن اتهام عضویت در گروه “حزب الفرقان” به این افراد در حالی بود که به گفته آن ها گروه مذکور از سال ۷۱ الی ۷۶ در ایران فعالیت داشت و عمده آنان طی این سال‌ها بصورت میانگین ۱۰ تا ۱۲ ساله بودند.

یک منبع مطلع از شرایط این شهروندان پیشتر در این خصوص به هرانا گفته بود: “حسن حیدری، بازپرس اول پرونده خود شخصا آنان را با شلاق شکنجه و تهدید می‌کرد. همچنین فرهاد شاکری در اعتراض به بلاتکلیفی خود به مدت ۴ ماه و ۱۷ روز دست به اعتصاب غذا زده بود اما مسئولان نسبت به خواسته های وی بی توجه بودند و تنها به او سرم تزریق می‌کردند و به همین روش زنده نگه داشته می‍‌شد تا حکم اعدام برای او صادر کنند!”

حمید راست‌ بالا، فرزند جلال، متاهل، ۳۶ ساله و اهل استان گلستان بود.

کبیر سعادت جهانی فرزند علی و محمدعلی آرایش فرزند بعیدالله نیز از اهالی استان گلستان بودند.

حمید راست بالا در زمان بازداشت به مدت چند ماه از حق تماس با خانواده خود محروم بوده است. از سوی دیگر گفته می‌شود ماموران اداره اطلاعات در جریان مراحل بازجویی وی و سایر هم پرونده‌های او اقدام به ضرب و شتم آنان با شوکر، پاشیدن اسپری فلفل بر روی اندام‌های جنسی و تهدید به بازداشت و تجاوز به خانواده‌‌شان کرده بودند