گفتگوی توده ایها؛ دودِسیاه یا دودِسفید؟(2)
نویسنده: امید

سخن روز شماره: ۲۷ (۱۴ خرداد ۱٣۹۷)

 

مقدمه از فرهاد عاصمی

 

«پراتيك انقلابي»، محور وحدت!

 

رفيق عزيزي گفتگو ميان توده اي ها را «مايوس كننده» ارزيابي كرده است. با اين ارزيابي مي تواند به طور مشروط تنها در اين زمينه توافقي نسبي داشت كه هنوز ستون فقراتي كه دور محور آن گفتگوها به نتيجه مي رسند، پاقرص نكرده است. اين اما عجيب نيست. هنگامي كه كوهي از گفتني وجود دارد كه انسان در ذهن خود ساليان به دوش كشيده است، بازگشت به محور اصلي هميشه آسان نيست. گذشته چسبندگی دارد (اط)، وحدت روندي پرتضاريس است! (اط)

 

اين نكته در بحث ها مورد توافق است كه عضويت در حزب توده ايران، گامي اساسنامه اي است كه موازين شناخته شده ي آن براي فرد فرد توده اي ها صدق مي كند. ذهنيت تعلق به اين خانواده پيش شرط و شرط پذيرفتن شدن در حزب است. پذيرش و پايبندي به ايدئولوژي و سياست مستقل طبقاتي و برنامه حداقل كارگري حزب نيز همچنين. در اين زمينه نيز وحدت نظر وجود دارد.

 

شايد بايد مساله ي «پراتيك انقلابي» را دقيق تر مورد توجه قرار داد. اختلاف نظر درباره ي موضع سياسي ميان توده اي ها را نبايد با اختلاف نظر درباره ي اسلوب “انقلابي” مبارزه ي حزب طبقه كارگر ايران يكي پنداشت و قلمداد نمود. اختلاف نظر سياسي ناشي از زاويه ديد هر نگرنده به صحنه است كه زاويه اي متفاوت است. زاويه هاي متفاوت شناخت همه سويه از واقعيت را ممكن مي سازد. نقطه قدرت وجود شرايط دمكراسي درون حزبي – چنان كه در جامعه هم – هنگام بحث و گفتگو از اين واقعيت سيرآب مي شود. اين يك مساله است.

 

مساله ديگر، اسلوب كاركرد حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران است كه از اين رو “انقلابي” است، زيرا با هدف تغيير شرايط حاكم عمل مي كند. لذا «پراتيك انقلابي»، سرشت سياست و “خط مشي توده اي” را تشكيل مي دهد كه جايگزين ناپذير است.

آن طور كه در نوشتار رفيق اميد و به نقل از نوشتاري از رفيق سيامك مطرح شده است، از برخي صفحه ها نام برده شده است و حتي تعداد آن ها توسعه نيز داده شده است كه خود را از نظر ذهني توده اي مي دانند، و وجود حزب توده ايران را مورد تاييد قرار مي دهند، و همچنين خود را پايبند به “خط مشي توده اي” اعلام مي كنند، با وجود اين، در زمينه هايي، ديدگاهي متفاوت با سياست رسمي حزب توده ايران دارند. سايت توده اي ها در اين باره استثنا نيست.

 

از اين روست كه بررسي محك «پراتيك انقلابي» كه ماركس آن را در تزهاي فويرباخ برمي شمرد و اخيراً در اين صفحه بارها از آن نقل شده است، مي تواند كمك باشد براي درك رابطه ي ميان اختلاف نظر سياسي و ضرورت وحدت اسلوب مبارزاتي. نگارنده بنا داشت در نوشتار هنوز ناتمامي با عنوان وحدت، ولي در چه خانه اي؟، اين نكته را مورد بررسي قرار دهد كه به علت نامساعد بودن وضع سلامتي به عقب افتاد. طرح هسته ي مركزي آن در اين سطور كه به روند بحث و تداوم سازنده ي گفتگو ميان توده اي ها برمي گردد، مي تواند كمك باشد، بحثي كه رفيق عزيز اميد در نوشتارش مطرح نموده است، به انديشه مشترك توده اي ها بدل گردد.

“برنامه حداقل كارگري حزب توده ايران” كه زنده ياد جوانشير در سيماي مردمي حزب توده ايران ترسيم و صحت صلابت نظري- عملي آن را به اثبات رسانده است، پل است براي درك مضمون «پراتيك انقلابي» مورد نظر ماركس. بحث را در سطح مشخص به پيش ببريم. در ميان صفحه هاي كه خود را توده اي مي دانند، برخي مانند “عدالت” دفاع از خرده بورژوازي را در شرايط كنوني خط مشي توده اي ارزيابي مي كند، “راه توده” و ديگراني جناحي از بورژوازي كلان، و گروهي كه اخيراً با آن در كلن روبرو شدم، دفاع از اصلاح طلبان دولتي را. “استدلال” همه جا، اشاره به تناسب قوا عليه حزب طبقه كارگر است. به نظر همه ي اين جريان ها، پافشاري بر سر استقلال سياست طبقاتي حزب توده ايران، خطر «انزوا»ي بيش تري را براي حزب طبقه كارگر به دنبال دارد. خواستار آنند كه با همكاري و پشتيباني از مبارزه ي نيروهاي واقعاً موجود در جامعه، بايد راه مبارزه ي اصلي حزب طبقه كارگر را در آينده گشود. چنين برداشتي نمي تواند مورد تاييد حزب توده ايران قرار گيرد و نمي گيرد، زيرا به معناي بر باد دادن استقلال سياست طبقاتي آن است.

اگر بخواهيم با توجه به شرايط مشخص نبرد براي رفقاي فعال در ايران، مورد مشخص ديگري را طرح و مورد بررسي قرار دهيم، تا به كمك آن به پرسش درباره ي “اسلوب” مبارزه ي انقلابي به نتيجه گيري بپردازيم، آن وقت مي توان اين برداشت را فرض نمود كه كاركرد “پراگماتيستي” در ايران، اكنون و با توجه به تناسب قواي نامناسب براي فعاليت حزب طبقه ي كارگر، كاركرد موفق و گامي در جهت مبارزه براي ايجاد كردن شرايط مبارزه ي طبقاتي و مستقل حزب توده ايران در آينده است.

استدلال مي شود كه بايد با توجه به شرايط عيني ناخواسته، ولي منفي براي مبارزه ي حزب طبقه كارگر در ايران، در جستجوي آن مرزي حركت كرد، كه از يك سو امكان حضور در صحنه نبرد طبقاتي را براي توده اي ها ممكن مي سازد، اگر هم كم رنگ موثر است – سخنان خامنه اي -، و در عين حال از مرزي عبور نكرد كه براي حاكمان “خط قرمز” را تشكيل مي دهد و رمق امكانات را براي مبارزه نابود مي سازد. مگر لنين با توجه به تناسب قوا و شرايط نامساعد عيني و ذهني هر سازش را مجاز ندانسته است كه ادامه ي مبارزه را ممكن مي سازد؟ لنين خود يكي از بزرگ ترين رهبران عمل گرا در تاريخ جنبش كارگري است. و اين، واقعيتي انكارناپذير است.

همه ي اين خط مشي ها به عنوان انواع نرمش هاي “پراگماتيسمي”‌ مي تواند به كار گرفته شود و حتي “خط مشي توده اي” نيز ناميده شود، به دو شرط!

اول- سرشت گذرايي – زيرا دمكراتيك – آن پذيرفته و اعلام شود- به سخني ديگر در عمل به سرشت گذرايي آن پايبندي نشان داده شود، يعني هيج يك از اين گام هاي پراگماتيستي مطلق گرايانه “تنهـا” شيوه ي توه اي اعلام نشود. مشي خود را محق و ديگري را نا محق نداند؛

دوم- كه از اهميت قطعي برخوردار است، اين شرط است كه در سخن و در كاركرد، حتي لحظه اي سرشت برنامه حداقل كارگري حزب توده ايران مورد پرسش قرار نگيرد! به سخني ديگر، پايبندي به وظايف دمكراتيك و سوسياليستي حزب حفظ گردد. امري كه به اين معناست كه بايد همه شرايطي را كه ما را مجبور به برداشت اين يا آن گام پراگماتيسمي مي كند، حتي المقدر و با سرعت تغيير دادن!

براي نمونه هنگامي كه براي سلامت و ادامه ي مبارزه ي رفقايي كه در ايران در شرايط نامساعد قرار دارند و مي رزمند و به اصطلاح “دستشان زير ساطور” است، ضروري است گام پراگماتيستي را انتخاب نمود، بايد همزمان كوشيد با بهره بردن از تجربه ي مثبت و سازنده ي گذشته حزب شرايط مبارزه را تغيير داد و به پيش برد. بايد به تجربه ي «تلفيق مبارزه خارج و داخل»، «تلفيق مبارزه تمركز رهبري و پراكندگي سازماني»، «تقسيم كار افشاگرانه- تبليغي ميان خارج و داخل» و .. كه تجربه طولاني حزب توده ايران در گذشته است و مبارزه ي موفق سازمان نويد ثمره ي آن است، بازگشت و با تغيير شرايط سازماندهي مبارزه طبق اين اصول خطر را دفع نمود.

در غير اين صورت، يعني در شرايطي كه براي تغيير شرايط نامساعد در سازماندهي نبرد حزب طبقه كارگر تغييري داده نشود، سياست مستقل طبقاتي به سياست پراگماتيستي سوسيال دمكراتيك بدل مي گردد و سرشت “انقلابي” خود را از دست مي دهد.

با پايبندي به چنين اسلوب “انقلابي” براي تغيير شرايط حاكم، در عين اجراي سياست لنيني و آمادگي براي هر نوع نرمش ضروري، برنامه حداقل كارگري حزب توده ايران خدشه دار نمي شود. فراموش نبايد كرد كه لنين سازش را حتي تا آن جا مجاز دانست كه حضور مامور تزاري را در سازمان حزبي تحمل نمود، تا انتشار ايسكرا ممكن گردد. او خواستار خنثي ساختن خطر دستگيري مبارزان با شيوه هاي ضروري ديگر شد، اما دشمن شناخته شده را حذف نكرد، زيرا «او مجبور است براي حضورش، انتشار روزانه ايسكرا را ممكن سازد»!

بدين ترتيب مي توان در شرايط مشخص با هر “سازشي” موافقت داشت كه به نقض مصوبه ششمين كنگره ي حزب توده ايران منجر نشود كه خواستار تلفيق مبارزه ي دمكراتيك و سياسي- طبقاتي است كه جوهر سياست مستقل طبقاتي حزب توده ايران و مضمون برنامه حداقل كارگري آن را تشكيل مي دهد. مبارزه ي دمكراتيكي كه آن چنان پيگير است كه به مبارزه ي سوسياليستي مي انجامد (جوانشير).

با چنين محكي بايد عينيت پايبندي عملي صفحه هايي را مورد بررسي قرار داد كه به طور ذهني خود را توده اي مي دانند و موجوديت عيني حزب توده ايران را نيز به رسميت مي شناسند و سازماني در برابر سازمان رسمي حزب توده ايران برپا نمي دارند و ..

فرهاد عاصمی

 

گفتگوی توده ایها؛ دودِسیاه یا دودِسفید؟(2)

 

نویسنده: امید

تاریخ: 12 خرداد

 

یادآوری:

 

در بخش نخست این نوشتار، به تشریحِ دیدگاه هایِ حزب توده ایران درباره “وحدتِ توده ایها” پرداختیم. ناگفته پیداست که در ارتباط با گفتگوهایِ جاری میانِ توده ایها؛ از آنجا که به “سیرِ تکاملیِ دیدگاههایِ نظری حزبِ در 76 سال گذشته” عمیقا باور داریم، بنابراین دیدگاه و مصوبه متاخرترِ رفقای رهبری حزب توده ایران منعکس دربند21 از “سند کمیته مرکزی حزب توده ایران به مناسبت 75مین سالگردِ تاسیسِ حزب توده ایران“و متعاقب آن، “پیام نشست کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران به همهٔ نیروهای میهن‌دوست و آزادی‌خواه کشور” مورد تایید و مبنای وفاقِ نظریِ همه توده ایهاست.

 

دربخش نخست، همچنین ابراز امیدواری کردیم که رفقای رهبری نیز بهر طریق ممکن با شفاف سازی نسبت به بخشی ناروشن از مصوبه گذشته، گامِ امیدوارکننده ای بردارند و بهر نحوی که صلاح می دانند، پلِ ارتباطیِ خود را با گفتگوهایِ جاری برقرار ساخته و با رهنمودهایِ خردمندانه خود، این روند را موردِ حمایت قرار دهند.

 

درضمن نگارنده و خواننده این سطور، پیشاپیش برروی رعایت این نکته در ادامه گفتگوها تصریح و توافق داریم که از جنبهء ترمینولوژیِ “گفتگو میان توده ایها” (که بحثِ طویل و فراخ و دامنه داری خواهد بود)، در نوشتارها و نظرات ابرازی خود از واژه عامِ “توده ایها” به معنای همه اعضاء وهواداران حزب توده ایران که “به ویژه پس از ضربهٔ ددمنشانه به حزب در دههٔ ۶۰، به دلیلِ دشواری‌هایِ پیش آمده از مبارزه در صحنهٔ سیاست ایران یا همراهی با تشکیلاتِ حزبی دور مانده‌اند”؛ و از واژه خاصِ “توده ای ها” به معنای نامِ یکی از سایت های هوادار حزب توده ایران تا حد امکان استفاده می نماییم.

 

دربخش دوم این نوشتار چنانکه قول آن را داده بودیم، می کوشیم به پرسش هایی از قبیل اینکه مفهومِ “توده ای” چیست و”توده ایها” کیستند؟ چه مرز و معیاری به لحاظِ ایدئولوژیکی، سیاسی و یا سازمانی، توده ایهای درون حزبی- برون حزبی را از هم جدا و قابل تعریف می سازد، و بالاخره به این پرسش مهم رفیق درویش که کدامیک از سایت‌هایی که خود را «توده‌ای» معرفی می‌کنند، در موضوع «وحدت» جای دارند؟، در حد فهم و برداشت خود پاسخ دهیم.

قبل از ورود به بحث و باری دیگر، همه همرزمانِ توده ای خود را به تصحیحِ خطاهای اندیشه وقلمِ نگارنده و مشارکت جدی در این بحث مهم و مسئولیت آفرین فرا می خوانیم.

 

1- تعریفی از “توده ای” یا “توده ایها”

عنوانِ “توده ای” و یا “توده ایها” برهمه افراد وگرایشاتی قابل اطلاق است که به اصلِ موجودیت 76ساله “حزب توده ایران” به مثابه تنها حزبِ ریشه دار و پیشاهنگِ طبقه کارگرایران با ماهیّتِ ایدئولوژیک(پایبندی به جهان بینیِ مارکسیسم-لنینیسم)، ماهیّتِ طبقاتی(حقانیتِ تاریخی و وفاداری به منافعِ طبقه کارگر) ومشیِ سیاسیِ انقلابیِ آن(رادیکالیسمِ پرولتری) باور و ایمانِ بی خدشه دارند.

پُر واضح است که پذیرش اساسنامه و برنامه مصوّبِ حزب برای پیشبرد مراحل جنبش انقلابی جاری و دستیابی به آماجهایِ انقلابِ ناتمامِ ملی- دمکراتیک با هدفِ ایجادِ تحولاتِ بنیادین درهمه عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز، تامین حقوق و آزادیهایِ دمکراتیک برای طبقه کارگرِ قهرمان وهمه زحمتکشان یدی و فکری میهن، پذیرش اصل سازمانی لنینیِ سانترالیسم دمکراتیک، انترناسیونالیسم پرولتری، انتقاد و انتقاد ازخود و اصول بدیهی دیگر،  از دیگر وجوهِ اشتراک و زمینه سازِ پیشرفت روندِ گفتگوهای جاری و بهترین ضامنِ اجرائی برای “تقویتِ صفوفِ حزب و ارتقایِ انسجامِ سازمانیِ” موردِ نظرِ مصوبه رهبریِ حزب خواهد بود.

 

به تعبیر رفیق سیامک، “ما انسان هایِ بی شناسنامه ای نیستیم. ما وارثانِ انقلابی گریِ حیدرعمو اوغلی، اندیشمندیِ ارانی،  شجاعتِ روزبه، درایتِ مهرگان، سیاستمداریِ کیانوری و فروتنیِ طبری، و… هستیم. بگذارید همه ی درون- برون حزبی ها درعمل نشان دهند که شایستگیِ بودن در این گُردانِ را دارند. آنها می خواهند قطره ای از این رودِ رونده و بخشی از این سمفونیِ مبارزهء درجریان باشند.”

 

 2- هدف از “وحدتِ توده ایها”

 

در طول سه دهه اخیر، به تعبیر رفیق عاصمی، ایجادِ بدگمانی و تشتّتِ نظری در میان توده ایها،  ابزارِ نسبتا کارآمدی در دست ارتجاعِ رنگارنگِ داخلی و خارجی بوده و بنابراین، هدف از برقراری وحدت میان توده ایها، زدنِ دستِ ردّ به سینه ترفندِ پاره پاره خواستن و تکه تکه کردن پیکر حزب توده ایران است که دشمنان طبقاتی در پی ضربه های سهمگین و قتل عام رهبران و دانشمندان توده ای در دهه۶0 تا به امروز دنبال کرده و می کنند. بی تردید، تبدیل شدن حزبِ طبقه کارگر ایران به موتور و تکانه تحولاتِ انقلابی در ایران، کابوسی است که به زودی خواب را از چشمانِ دریده ارتجاع و امپریالیسم خواهد ربود. خوابهای آشفته و یک درمیانِ ولی مطلقه فقیه که در سالهای اخیر دستور تشدید تبلیغات ضدّ توده ای از “صدا وسیمای میلی” خود را صادرکرده است، نشانه و نمادی بارز است از این هراسِ تاریخیِ دشمنانِ طبقه کارگر ایران که هم اکنون با اعتراضات فزاینده خود، میرود تا مُهر مبارزات طبقاتی خود را بر پیشانیِ تحولاتِ انقلابیِ پیشِ روی میهن بکوبد.

 

درعین حال، اگر تصور کنیم که بدون انجام این گفتگوهای وحدت جویانه و زمان بَرِ امروز و پرداختن به امرِ”تقویت صفوف حزب و ارتقای انسجام سازمانی”، طبقه کارگر و زحمتکشان ایران میتوانند به ایفای نقش و رسالت تاریخی امروز خود برای کسب هژمونی سیاسی در دگرگونی های سیاسی و تحولات بنیادین در میهن نائل گردند، این یک “خودفریبی” بیش نیست.

ندیدنِ معضلِ “پراکندگیِ واقعا موجود میان هوادارانِ حزب توده ایران” و یا تشبیه نمودن تلاش امروز توده ایهای دلسوز و صدیق و دوراندیش برای دستیابی به امرِ گریز ناپذیرِ”وحدت” و جبران غیبت چندین ساله نام و آوازه حزب درصحنه تحولات سیاسی میهن به “عجله سازمانی” ویا موکول کردنِ “همه چیز به آینده و شرایط“، بیانی است نادقیق و غیر مسئولانه که  ناشی از جدی نگرفتن ضرورت حضور منسجم توده ایها در صحنه تحولات (برای همین امروز و نه در فردای پس ازطردِ دیکتاتوری ولایت فقیه!) ونیز ناشی از عدم درک صحیح از سیر رویدادهای جاری و آینده وشرایط جنبش انقلابی میتواند باشد.

 

 3- تفاوت محورهای “گفتگو” و “وحدت”

 

تردیدی نیست که گفتگوهای ضروریِ امروز میان توده ایها میبایستی به وحدتِ اصولیِ توده ایها بر حولِ محورهای ایدئولوژیک وسیاسی وسازمانی واحد فرا روید. اما “وحدت برای وحدت” بی معناست، همانگونه که هنر برای هنر و یا نردبان برای نردبان! هنرِمتعهّد برای خدمت به مردم، نردبانِ محکم  برای بالارفتن و وحدتِ اصولی میان توده ای ها برای قرارگرفتن درعرصه آزمون و پراتیکِ جوشانِ انقلابی است.

و اما محورهای گفتگو میان توده ایها میتواند با محورهای وحدت سازمانی متفاوت باشد. بعبارتی روشن تر، همه افراد و گرایشاتی که در مرحله نخست “گفتگو”ها مشارکت می کنند، الزاما همه آنهایی نخواهند بود که به “وحدت” می رسند.

رفیق سیامک در نوشتارِمهم خود با عنوانِ “چگونگیِ یگانگیِ نظریِ میان توده ای ها” که نگارنده آنرا “رساله ای برای گفتگوهای وحدت آفرین توده ایها”می نامد، مسیر این گفتگوها را چنین به تصویر می کشد:

“سالهای زیادی گذشته است. بذر شک و تردید، تخم بی اعتمادی و مظنونیت از شرایط مناسبی برای رشد برخوردار بوده است و بی ریب دشمنان زحمتکشان نیز با آبیاری و کودپراکنی خود در دشت شبهه و بدگمانی نهال خصم را میان توده ای ها ضخیم و کلفت کرده اند. بنابراین ما به یک مرحله اعتمادسازی نیاز داریم تا دگر بار همدیگر را بشناسیم؛ با هم بخندیم و گُل همدلی و هم فکری بچینیم. این مرحله هم بستگی به شرایط رشد آن و احساس جراحت شرکت کنندگان می تواند طولانی و یا کوتاه باشد…

تمرکزِ مراحلِ اولیه گفتگوها بر روی وحدتِ نظری و اعتماد سازی است. بدونِ شک ما تعدادی از شرکت کنندگان را از دست خواهیم  داد. تعدادی احتمالا توانایی و یا خواستِ اشتراکِ نظری با دیگران را ندارند و یا در خود نمی بینند و در همان مرحله نخست از روند جدا می شوند. به نظر من این آخرین شانسِ همه ی دسته ها برای دستیابی به وحدتِ نظری است و به سختی می توان تصور کرد که این دسته ها دوباره در زمانی دیگر به صفوفِ حزب برگردند. در مرحله اعتمادسازی هم، ما احتمالا کسانی را از دست خواهیم داد… از سوی دیگر آزمودنِ یکپارچگی در پهنه عمل، شاید آن گامی باشد که در حالِ حاضر، ما را از بحث های بی سرانجام و تکراری نجات و به روند اعتمادسازی میان درون- و برون حزبی ها یاری می دهد.”

رهنمودِ داهیانه رفیق لنین نیز در این باره چنین است: ” در امرِ وحدت، ما به یک دهم تئوری و نُه دهم عمل احتیاج داریم”(1)

 

 4- گفتگو با کی؟ وحدت با کی؟

 

پاسخ به پرسش دقیق ومهم رفیق درویش که در پایان بخش نخست این نوشتار به آن اشاره شد، وظیفه این بخش ازمطلب میباشد. این رفیق به درستی می پرسد: کدامیک از سایت‌هایی که خود را «توده‌ای» معرفی می‌کنند، در موضوع «وحدت» جای دارند؟”

از همرزمان توده ای خود تمنا دارم به این بخش از نوشتار دقت مضاعف مبذول نمایند زیرا هر ایراد در شکل بیان نگارنده و یا هر برداشت ناصحیح از متن این نوشتار می تواند آنرا از هدف والای خود دور سازد.

 

پرسش مزبور به ظاهر دو بخش دارد ولی می تواند سه بخش را در بر گیرد. در ادامه این نوشتار تلاش می شود که به “هر سه بخش” مجزای پرسش مطروحه پاسخ داده شود:

 

الف) کدامیک از سایت ها و نشریات خود را “توده ای” معرفی می کنند؟

 

این بخش از پرسش می تواند در این قالب نیز مطرح شود که: کدامیک از سایت ها و نشریات خود را “توده ای” معرفی نمی کنند؟ دراین صورت شاید دادنِ پاسخ به آن ساده تر بود: تقریبا هیچ کدام!

 

در سالهای اخیر و در کنار وجود سایت رسمی حزب توده ایران و انتشار منظم ارگان مرکزی آن (دوهفته نامه مردم) که آثار و خدمات ارزشمندی را به انبوه مخاطبان خود ارائه میدهد، در حد اطلاع و ایقانِ نگارنده،  سایت ها و نشریات زیر نیز با ترتیبِ حروفِ الفبا (و نه سَنجِه ای دیگر!)، خود را هوادار حزب توده ایران معرفی می کنند:

 

پیک نت ، تارنگاشت عدالت ، توده ای ها ، راه توده ، صدای مردم ،  مهر ، نوید نو و البته چندین وبلاگ و سایت های هوادارِ ریز و درشتِ دیگر…

 

این فهرست ازهمان “واقعیتِ تلخی” حکایت دارد که رفیق درویش در باره آن می گوید: حدود دو دهه شاهد پدیده‌ای هستیم که در تاریخ حزب توده ایران بی‌سابقه است. یعنی وجودِ افراد، گروه‌ها و سایت‌هایی که توسط توده‌ای‌هایِ مومن به آرمان‌هایِ حزب اداره می‌شود که ارتباطی با تشکیلاتِ حزب توده ایران ندارد.

 

در حد اطلاع نگارنده این سطور، هر یک از گردانندگان و نویسندگان 7 سایت ها و نشریه نامبرده، صرفِ نظر از اینکه من و شما خوانندهء نوعی، کدام یک از آنها را “توده ایِ ناب و اصیل و واقعی و با غلظت و رنگ و لعابِ مارکسیستی- لنینیستیِ- توده ای بیشتر و نزدیکتر و مجبوب دل و اندیشه و برداشت های خود” بدانیم یا بخوانیم، درطول سالهای فعالیت گذشته خود، در کنارِ گردآوری و انتشارِ بخشی از تاریخ و اسناد حزبی از مبارزات و جانفشنانی توده ای ها و عرضه کتب و آثار و میراثِ مانایِ دانشمندان توده ای و آگاهی بخشی به مخاطبان خود:

یک- خود را معتقد به مارکسیسم- لنینیسم، هوادارِحزب توده ایران و وفادار به تاریخ و سنن ومشی انقلابی حزب معرفی کرده اند.

دو- خود را انشعاب و شاخه ای، و یا سازمان و تشکیلاتی مجزا و در مقابلِ تشکیلاتِ رسمی حزب توده ایران نمی دانند.

سه- خود را مخالف دیکتاتوری ولایت فقیه وخواهان تغییرات بنیادین وتحولات انقلابی به سود کارگران وزحمتکشان می دانند.

چهار- خود را در جایگاه رهبری یا سخنگویی از طرف حزب توده ایران با هدف حزب سازی و رهبر تراشی معرفی نکرده اند.

باید توجه داشت که همه گردانندگان و خوانندگان سایت ها و نشریات نامبرده، هنوز همه توده ایهایی به شمار نمی آیند که ارتباط تشکیلاتی با حزب توده ایران ندارند. براساس برخی شواهد و قرائنِ موجود، علاوه بر سایت های موجود، رفقای توده ای دیگری نیز وجود دارند که به دلیل پراکندگی جغرافیایی و مکانی و یا شرایط خاص زندگی خصوصی خود، در حال حاضر خواننده سایت یا نشریه بخصوصی نیستند ولی همچنان خود را “توده ای” میدانند و قلبی مالامال از عشق به طبقه کارگر و زحمتکشان میهن خود را در سینه دارند…

 

بدلیل عدمِ انتشار و عدم آگاهیِ نگارنده و خوانندگانِ این سطور از آمارِ بازدیدهای روزانه اکثریتِ مطلقِ سایت ها و نشریاتِ مذکور( به استثنای سایت راه توده)، درحال حاضر امکان ارزیابی یا برآوردِ دقیق وقابلِ اتکایی از وزن واعتبار هریک از آنها در نزد بخشِ پراکندهء هواداران حزب توده ایران وجود ندارد.

حتی با فرضِ دسترسی به آمارهای بازدیدِ واقعیِ همه آنها نیز، بالا بودنِ یا پایین بودنِ صرفِ آمار بازدیدکنندگان یک یا دو سایت و نشریه نسبت به دیگران نیز از منظرِ بررسی علمی و پژوهشی موضوع،  دلیلِ درستی یا نادرستی قطعی و انطباقِ علمی تمامی ارزیابی ها وتحلیل ها و برداشت های آنها با اسلوبِ شناخته شده مارکسیستی نسبت به سایت ها و نشریات دیگر نمیتواند باشد.

 

رفیق فرهاد عاصمی به درستی معتقد است: “کسی که در گفتگو شرکت فعال دارد، چاره ای هم ندارد که بیاندیشد. اندیشیدنِ انتقادیِ انسانِ مسلح به منطقِ مارکسیستی، اندیشیدن برای تغییرِ شرایط است.  قناعتِ به سکوت، پذیرشِ شرایطِ حاکم است. آن کس که می اندیشد تا تغییر دهد، به راه حل های ممکن دست می یابد. آن کس که سکوت می کند، از حرکت بازمی ماند، از وقایع و روندِ تاریخی عقب می ماند و از صحنه نبرد کنار زده می شود.”

صمیمانه امیدواریم که همه هوادران حزب توده ایران و “توده ایهای مومن” در گفتگوهای جاری شرکت فعالانه داشته باشیم و به تغییر شرایط برای بهبودِ زندگیِ زحمتکشانِ میهن بیاندیشیم تا از حرکت باز نمانیم، از صحنه نبرد کنار زده نشویم و ساحلِ آزمون و پراتیکِ انقلابی را گم نکنیم!

 

برای رفع هرگونه ابهامِ احتمالی، یک نکته را نیز پیش از ورود به بخشِ بعدی این نوشتار باید پیشاپیش تصریح کنیم که برای برقراریِ”وحدت سازمانی توده ای ها”، به هیچ عنوان بحثِ رسیدن به توافق میان رهبری حزب توده ایران با مسئولین و گردانندگان سایت ها و نشریات توده ای برای ادغام سازمانی آنها در تشکیلات حزبی در میان نبوده و نمی باشد. اما کلید خوردن گفتگوهای چندجانبه میان گردانندگان و نشریات مذکور ترجیحا توام با مدیریتِ خردمندانه و یا رهنمودهای راهگشای رفقای رهبری حزب،  میتواند مقدمه و آغازی باشد برای تفاهم و جلب و جذب بخش قابل توجهی از هواداران حزب توده ایران به تشکیلات که در حاضر در جرُگه خوانندگان آنها قرار داشته و از رابطه سازمانی با حزب محروم میباشند.

 

درهمین ارتباط و بنا به تصریح رفیق عاصمی “مرحله وحدت سازمانی- تشکیلاتی، به معنای تقاضای عضویتِ مجددِ فرد فردِ مبارزان است در حزب توده ایران. در این مرحله شفاف بودن گذشته ی مبارزاتی هر فردی برای حزب و ارگان های رسمی آن اجتناب ناپذیر است. به طور قطع رهبری حزب در این زمینه و بر پایه موازین اساسنامه ای رفتار خواهد نمود.”

بعبارتی دیگر، در این خصوص هیچ استثایی وجود نخواهد داشت؛ حتی در مورد رفقای شناخته شده و عالِمی همچون خود رفیق عاصمی و دیگران …

 

بدلیلِ اطاله کلام، رشته سخنِ راقمِ این سطور در همین جا ناتمام می مانَد و به ناگزیر، در بخش سوم و پایانی این نوشتار، به نحوی روشن به دو پرسش زیر پاسخ خواهیم داد:

 

ب) کدامیک ازسایت هایی که خود را “توده ای” معرفی می کنند، در موضوع «گفتگوهای جاری» جای دارند؟”

ج) کدامیک ازسایت هایی که خود را “توده ای” معرفی می کنند، در موضوع «وحدت» جای دارند؟”

 

این بخش از نوشتار را با نقلِ این ابرازِ امیدواری از زبانِ رفقای تحریریه سایت “مهر” به پایان می بریم که در آغاز دور سوم فعالیت خود، در مطلبی با عنوان “کارِ نا تمام را از سر می گیریم“، گفته بودند:

 

” تردیدی نداریم که حزبِ قهرمانِ ما، حزب تودهٔ ایران، با اندوختهٔ تجربی و تاریخیِ بیش از هفت دهه مبارزهٔ انقلابی خود، و با تکیه بر خِرَد و عملِ جمعیِ همهٔ توده‌ای‌های معتقد به ایدئولوژی و مشیِ سیاسیِ انقلابی، بر مشکلاتِ کنونیِ خود (معضلِ پراکندگیِ جغرافیایی، سیاسی و نظریِ موجود در میان هواداران) فائق خواهد آمد و نقشِ تاریخیِ شایستهٔ خود را در مبارزاتِ انقلابیِ مردمِ ایران ایفا خواهد کرد.”(عبارت داخلِ پرانتز از نگارنده میباشد)

 

پایان بخش2

 

……………………………………………………………………………………………………………………………………………

پا نوشت:

1- نقل از مقاله مهم لنین: “تجدید سازمان حزب” http://lenin.public-archive.net/fa/L1410fa.html

(اولین مقالۀ منتشر شدۀ و.ا. لنین در روزنامه نووایا ژیزن) رفیق لنین آن مقاله را بلافاصله بعد از بازگشتش به روسیه از تبعید نوشت. مقاله مزبور در واقع پایه و اساس قطعنامۀ تجدید سازمان حزب  بود که در کنفرانس تامرفورس در دسامبر سال ١٩٠٥ تصویب شد.  https://en.wikipedia.org/wiki/Tampere

 




توتال و جنرال الکتریک ایران را ترک می‌کنند 

باقی ماندن در سیستم اقتصاد امپریالیستی یعنی گشودن دست امپریالیسم برای تبدیل ایران به نیمه مستعمره ی اقتصاد جهانی خود است. امپریالیسم ایران و دیگر کشورهای جهان سوم را تنها زائده ای سودآور برای سرایه سوداگر خود می خواهد
جز خروج ایران از سیستم سلطه سرمایه مالی امپریالیستی، حفظ استقلال اقتصادی و سیاسی میهن همه خلق های سرزمین کهنسال ایرانی ممکن نیست.
زنده باد اقتصاد ملی- دمکراتیک
مستحکم باد نبرد فشرده مردم میهن ما علیه تبدیل ایران به نومستعمره

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۲ خرداد ۱٣۹۷ –  ۲ ژوئن ۲۰۱٨

 


پاتریک پویانه، مدیر کل شرکت فرانسوی توتال، اعلام کرد که به دلیل تحریم های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران؛ شرکت نفتی توتال از حضور در طرح توسعه ی میدان گازی پارس جنوبی صرف نظر می کند. دولت ایران دو ماه به توتال فرصت داده بود که برای شرکت در این طرح از دولت آمریکا تقاضای معافیت بکند.

به گزارش رادیو فرانسه، مدیر کل شرکت فرانسوی توتال گفته است تمام تلاش های وی برای دریافت معافیت از دولت آمریکا بی نتیجه بوده و حمایت دولت فرانسه از توتال نیز نتیجه ای نداشته است. پاتریک پویانه تأکید کرده است که راهبرد کنونی دولت آمریکا در قبال رژیم ایران اعمال بیشترین مجازات ها به منظور خفه کردن رژیم تهران است و به همین دلیل دولت واشنگتن اقدامی نخواهد کرد که نشاندهنده ی ضعف در تصمیم گیری آن در قبال ایران باشد.

پاتریک پویانه در ادامه افزوده است که توتال در ایران حضور نخواهد یافت و مادام که سیاست آمریکا در قبال ایران به همین منوال باشد توتال نیز تغییری در تصمیم خود نخواهد داد.

شرکت نفتی توتال نخستین شرکت فرانسوی و پنجمین شرکت قدرتمند اروپا به شمار می رود. درآمد خالص آن در سال ٢٠۱۵ به ١۷١ میلیارد یورو بالغ شد. توتال بیش از ١٠٠ هزار شاغل در ١۳٠ کشور دارد و همچنین صاحب ۱٦ هزار جایگاه توزیع سوخت در جهان است.

همزمان شرکت “جنرال الکتریک” نیز اعلام کرد که پیرو تصمیم دولت آمریکا، به فعالیت هایش در ایران پیش از ماه نوامبر آینده خاتمه می دهد. دولت آمریکا شش ماه یعنی تا چهارم نوامبر آینده به شرکت های خارجی فرصت داده که کلیه قراردادهای قدیمی شان را با دولت ایران لغو و از امضای قراردادهای جدید با این کشور خودداری کنند.

جنرال الکتریک از جمله نادر شرکت های آمریکایی است که پس از امضا توافق اتمی با ایران از خزانه داری آمریکا اجازه ی همکاری با ایران را دریافت کرد. قرار بود شرکت جنرال الکتریک در همکاری با توتال برای انجام حفاری در میدان گازی پارس جنوبی تجهیزات فنی به دولت ایران بفروشد.




جمع کنید بساط این نمایش بی مزه نخ نما را !

نویدنو 11/03/1397

هر چه تلاش کردیم تا بر این باصطلاح “افطاری” و حواشی آن چشم ببندیم ، نشد که نشد! عده ای از هنرمندان دعوت شده اند، عده ای رفته اند و به قول خود به رای خود احترام گذاشته اند ، عده ای هم دعوت را نپذیرفته و گروه اول را مورد سرزنش و نقد قرار داده و و ژست فراکسیونی به خود گرفته اند و….

 

براستی هدف از دعوت هنرمندان به “افطاری” چیست؟ ویژگی مشترک مهمانان دعوت شده به این مراسم چه بوده است؟ آیا جمع کردن هنرمندان به عنوان مهمان “افطاری” قرار است برای میزبان ، حداقل در نزد طیفی از مردم جامعه که به نوعی تحت تاثیر و علاقمند به این افراد هستند، اعتباری به دنبال بیاورد؟ چه رخ داده است که میزبان با 25 میلیون رای در صدد کسب اعتبار از دعوت هنرمندان می شود ؟ مگر نه اینکه شرکت ها نیز برای فروش کالاهایشان دست به دامن سلبریتی ها می شوند؟ آیا وجه اشتراکی در برگزاری این مراسم “افطاری” و دعوت از تتلو برای کمپین انتخاباتی وجود ندارد؟ (البته روشن است که به هیچ وجه مقایسه مهمانان رئیس جمهور با تتلو مد نظر نیست.) اگر بتوان این گونه اقدامات در شرایط اجتماعی و سیاسی امروز جامعه ایران را با توجه به آنچه که نه در زیر پوست شهر بلکه در سطح آن می گذرد، از منظر مارکتینگ سیاسی نوعی اقدام هوشمندانه از سوی میزبان محسوب کرد، آیا از سوی مهمانان نیز می توان آن را هوشمندانه دانست؟

 

اگر این میزبان می توانست برابر وعده اش مبنی بر رفع حصر به هواداران اصلاحات و رای دهندگان به خود، میزبان میرحسین موسوی و زهرا رهنورد یا کروبی و همسرش باشد، آیا نیازی به متوسل شدن به این میهمانان پبدا می کرد؟ اساساً اگر این میزبان می توانست به موفقیتی در تحقق وعده های انتخاباتی خود در ارتباط با حقوق شهروندی و رفع حصر و بهبود شرایط اقتصادی و… دست یابد، نیازی به این گونه اقدامات نمایشی داشت؟

 

چرا نمی شود در این گونه “افطاری” ها از کارگران نیشکر هفت تپه که اعتراض آنها به ماهها حقوق معوقه با سرکوب و بازداشت و صدور وثیقه های سنگین همراه شد، و از ساکنان کارگر و زحمتکش شهرک حُر در جوار این مجموعه کشت و صنعت که در گزارش روزنامه اعتماد به دلیل 50 هزار تومان بدهی کارگران به نانوایی ها ، نانوایی ها از دادن نان نسیه به آنها خودداری کردند، دعوت کرد؟ از کارگران معترض هپکو و کارگران بسیاری دیگر از شرکتها و سازمان ها که خواستار دریافت ماه ها حقوق معوقه خود هستند که به قول آقایان آن را باید پیش از خشک شدن عرق کارگر داد ولی ماههاست که پرداخت نشده است ، چطور؟ آیا از کارگران شلاق خورده آق دره هم ممکن است کسی به این گونه مراسم “افطاری” دعوت شود؟ از نمایندگان رانندگان شرکت واحد که سال هاست برای تامین مطالبات حداقلی و صنفی خود در مبارزه اند و هزینه های زیادی نیز در این مسیر پرداخته و به صورت دائم زیر فشارهای مختلف قرار دارند، چطور؟ از نمایندگان کامیون داران و راننده کامیون های معترضی که برای بهبود شرایط زندگی خود دست به اعتصاب زده اند ، چطور؟ …

نمایندگان معلمان و پرستاران معترض چطور؟ از میلیون ها بیکاری که در این وضعیت وخیم اقتصادی ازهیچ درآمدی برای تامین معاش خود برخوردار نیستند و بسیاری از آنها واجد شرایط دریافت بیمه بیکاری هم نیستند، چطور؟ از کوکان کار چطور؟ از زنان بی سرپرستی که برای تامین معاش خود در این وانفسای اقتصادی و معیشتی با انواع مشکلات برای زندگی آبرومندانه دست به گریبانند، چطور؟ از آنهایی که قوت روزانه خود را در سطل های زباله جستجو می کنند، چطور؟ از کولبرانی که به دلیل ناکارآمدی سیاست های اقتصادی نئولیبرالی چند دهه گذشته تا کنون هیچ اقدام اثر بخشی برای توسعه اقتصادی و ایجاد اشتغال در منطقه آنها انجام نشده و برای معاش روزانه خود با انواع مشکلات جسمی و بیماری های مزمن ، به حمل بارهای سنگین از مسیرهای دشوار کوهستانی برای تجار اقدام نموده و در این ارتباط تعداد زیادی از آنها نیز هدف گلوله های ماموران مرزی قرار گرفته اند، و اینک وضعیت آنها از این هم بدتر شده است، چطور؟ از خانواده های زندانیان سیاسی ای که به دلیل دفاع از دموکراسی ، آزادی ، عدالت اجتماعی و به قول میزبان، حقوق شهروندی سال ها در زندانند، چطور؟ از اقلیت های ملی و مذهبی که روزانه در این کشور در معرض انواع فشارها و محرومیت ها قرار دارند، چطور؟ آیا این میزبان ممکن بود رضا شهابی ها را هم به این گونه “افطاری” ها دعوت می کرد؟

 

در شرایطی که به دلیل فشارهای اقتصادی و معیشتی و بر اساس آمارهای رسمی بخش عظیمی از مردم جامعه در زیر خط فقر و در شرایط فقر غذایی زندگی می کنند، خوش و بش های این مهمانان ویژه با میزبانشان در این مراسم “افطاری” پیرامون چه محورهایی بوده است؟ آنهایی که بر سر این سفره حاضر شده اند ،که به قول یکی از میهمانان گفتگو ها تملق گونه است چه گفتگویی با میزبان خود در طول این ضیافت داشتند؟ آیا به خود زحمت اشاره به مسائلی را که نمونه هایی از آن مورد اشاره قرار گرفت، دادند یا فقط تعارفات بود و محافظه کاری و پذیرایی؟ اگر اشاراتی هم بود، چه پاسخی بجز داستان سرایی و توجیه و وعده و وعید های آشنا و تکراری از میزبان گرفتند و چه انعکاسی در فضای عمومی پیدا کرد؟ کاش لااقل یکی از این مهمانان از احساس مسئولیت ، واقع بینی ، و جسارتی شبیه به سحر مهرابی در دیدار با رهبر برخوردار بوده و به اندازه او ابراز وجود می کردند. آنگاه شاید این نمایش قابل تحمل تر می شد!

 

آیا می توان هیچ ارتباطی بین این گونه افدامات نمایشی و شرایط بحرانی اجتماعی – اقتصادی و سیاسی جامعه ما و روند انباشت آگاهی ها و یادگیری و تجربه سیاسی مردم یافت؟ در این شرایط اجتماعی و سیاسی هدف میزبان از برگزاری چنین مراسمی و با چنین مدعوینی در شرایط تعمیق شکاف های اقتصادی و اجتماعی و تشدید اعتراضات صنفی و سیاسی چه می تواند باشد؟ آیا پیامدهای تبلیغاتی آن می تواند به میزبان برای توجیه به فراموشی سپردن وعده های انتخاباتی اش در زمینه حقوق شهروندی ، گشایش سیاسی و بهبود وضعیت اقتصادی مردم و… که نه تنها بهتر نشده بلکه روز به روز به وخامت بیشتر نیز انجامیده است، یاری رسانده و به او در هدایت موج نارضایتی ها و اعتراضات فزاینده به سوی جناح رقیب و حفظ پایگاه اجتماعی خود کمک کند؟ وعده هایی که از اول هم برای کسانی که از دانش اجتماعی و آگاهی کافی بویژه در زمینه ظرفبت ساختار سیاسی بسته کشور ، فساد نهادینه شده و جهت گیری اقتصادی نئولیبرالی آن داشتند، مانند روز روشن بود که محقق نخواهند شد . آیا از حضور مهمانان رئیس جمهور در این “افطاری” جز کمک به او در ایجاد یک امید واهی جهت تداوم اعتماد به وعده های بی پایه و بی حاصل ، نتیجه دیگری هم ممکن بود حاصل شود؟




دهمین روز اعتصاب سراسری کامیون‌داران ایران 

اهمیت ادامه ی اعتصاب کارگران راننده ی کامیون و کامیون داران زحمتکش در ایجاد شدن شرایط سازماندهی زحمتکشان است و باید شرایط ضرور سازماندهی مبارزه را در همین روز ها ایجاد نمود.

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۱ خرداد ۱٣۹۷ –  ۱ ژوئن ۲۰۱٨

 


اعتصاب کامیون داران ایران که از روز سه‌شنبه اول خردادماه در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولان به مطالبات صنفیشان آغاز شده، روز پنجشنبه برای دهمین روز متوالی ادامه یافت. شهرام اجتهادی، مشاور وزیر راه و شهرسازی از موافقت وزیر در رابطه با وضعیت کرایه های حمل کالا بر اساس تن ـ کیلومتر خبر داد. از سوی دیگر گزارشاتی از بازداشت کوتاه مدت دو فعال دانشجویی در رابطه با این اعتصاب منتشر شد. همچنین گزارشاتی در روز چهارشنبه و پنج‌شنبه منتشر شد که از پیوستن رانندگان کامیون صنایع فولاد همدان، ماشین‌های سنگین زرند کرمان، رانندگان کامیون حمل مرغ در گرگان، رانندگان نفت‌کش‌ها در سنندج، رانندگان تاکسی در شهرهای کرمانشاه، بوکان، ساری و سنندج به این اعتصاب خبر می‌دهد.

به گزارش هرانا، از روز سه‌شنبه اول خردادماه کامیون‌داران بسیاری در شهرهای ایران در اعتراض به ثابت بودن کرایه‌ها، افزایش قیمت بیمه‌ها، افزایش عوارض اتوبان‌ها، کمیسیون بالای باربری‌ها، هزینه بالای تعمیرات و قیمت بالای لوازم یدکی دست به اعتصاب زده و خواستار عملی شدن مطالبات صنفی خود شدند.

با وجود اینکه طی روزهای گذشته برخی از خبرگزاری‌های نزدیک به دولت اعلام کردند که این اعتصابات پایان یافته اما روز پنج‌شنبه ۱۰ خرداد نیز اخبار و تصاویری مبنی بر ادامه گسترده اعتصاب در بسیاری شهرها از جمله “بندر امام، اهواز، اسدآباد، اصفهان، شیراز، فیروزکوه، تبریز، نجف‌آباد، دزفول، درچه، مبارکه، تهران، ماهشهر، بوکان، نجف‌آباد، کنگاور، مشهد، تایباد، خواف، نشتیفان، قزوین، زنجان و بندر عباس” مخابره شده است.
همچنین گزارشاتی در روز چهارشنبه و پنج‌شنبه منتشر شد که از پیوستن رانندگان کامیون صنایع فولاد همدان، ماشین‌های سنگین زرند کرمان، رانندگان کامیون حمل مرغ در گرگان، رانندگان نفت‌کش‌ها در سنندج، رانندگان تاکسی در شهرهای کرمانشاه، بوکان، ساری و سنندج به این اعتصاب خبر می‌دهد.

در روز چهارشنبه و پنج‌شنبه مرغداران شمال استان آذربایجان غربی نیز در اعتراض به وضعیت بازار مرغ مقابل فرمانداری ماکو اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

شهرام اجتهادی، مشاور وزیر راه و شهرسازی در امور تشکل‌های صنفی در گفت و گو با خبرگزاری مهر گفت: “رانندگان خواهان مشخص شدن وضعیت کرایه‌های حمل کالا بر اساس تن ـ کیلومتر هستند که با موافقت وزیر راه روبه رو شد. ولی فعلا برای شروع قرار شد ۲۰ درصد به کرایه‌ها افزوده شود که در حال حاضر این موضوع اجرایی شده است. ضمن اینکه تشکل‌های صنفی کارگری رانندگان کامیون در دیداری با وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی و رئیس سازمان تأمین اجتماعی، موضوعات مربوط به بیمه رانندگان را پیگیری کردند که به نتایج خوبی دست یافتند”.

عبدالهاشم حسن‌نیا، معاون وزیر راه و شهرسازی روز پنج‌شنبه اعلام کرد: “صدور بارنامه امروز نسبت به روز چهارشنبه ۱۸ درصد افزایش یافته است. خواست افزایش نرخ کرایه اجرا شده و کرایه تا ۲۰ درصد افزایش یافته است. مشکل قطع یارانه رانندگان نیز حل شده اما امکان اجرای برخی از خواسته های رانندگان و کامیون‌داران در کوتاه‌مدت وجود ندارد و برخی نیز مانند به رسمیت شناخته شدن رانندگی کامیون به عنوان کار سخت و زیان‌آور، از دایره اختیارات وزارت راه و شهرسازی فراتر است و به موافقت مجلس نیاز دارد”.

وب‌سایت رجانیوز نیز روز چهارشنبه اعلام کرد که محمد جواد معتمدی نژاد دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی که برای سرکشی به اعتصاب کامیونداران پایانه بار تهران رفته بود به همراه سید میثم صفائیان از فعالان صنفی بازداشت و به دادستانی انتقال داده شده‌اند.
خبرگزاری های داخلی با فاصله کمی از آزادی این دو تن با تودیع قرار خبر دادند.

اتحادیه بین‌المللی رانندگان کامیون‌های باری آمریکای شمالی نیز از هم‌قطاران اعتصابی خود در ایران حمایت کرده است. این اتحادیه روز چهارشنبه ۹ خرداد در نامه‌ای خطاب به دفتر حفاظت منافع ایران در آمریکا نوشته است با برادران و خواهران اعتصابی خود در ایران ابراز همبستگی می‌کند. اتحادیه از دولت ایران خواسته است به شکایات اعتصاب کنندگان توجه کند و به خواسته‌ها و حق بین‌المللی آنها در آزادی تجمع و ابراز نظر احترام بگذارد.
این اتحادیه نماینده یک میلیون و ۴۰۰ هزار راننده کامیون‌های باربری در ایالات متحده و کاناداست.




بازداشت دانشجویی که دو روز قبل در مقابل خامنه ای سخنرانی کرد

محمدجواد معتمدی‌نژاد، دبیر جنبش عدالتخواه دانشجویی عصر روز چهارشنبه بازداشت شد. او که به خاطر سخنرانی‌اش در دیدار دو روز پیش با رهبری مورد توجه قرار گرفته بود، بعد از آنکه به پایانه بار تهران برای حمایت از راننده‌های کامیون که اعتصاب کرده‌اند رفته بود در همانجا به همراه چند تن از دانشجویان بازداشت شد.

البته بازداشت این دانشجو ارتباطی با سخنرانی در مقابل رهبری ندارد. اما نزدیکی زمان بازداشت با آن سخنرانی این ذهنیت را برای بسیاری ایجاد کرد که او به دلیل سخنرانی در مقابل رهبری بازداشت شده است.

به گفته منابع نزدیک به جنبش دانشجویان عدالت‌خواه محمدجواد معتمدی‌نژاد با قرار التزام ۵۰ میلیونی آزاد شد و سیدمیثم صفائیان نیز با اتهام اخلال در نظم عمومی و قرار وثیقه ۵۰ میلیونی به پلیس امنیت منتقل شده است. او از آنجا به زندان تهران برده خواهد شد. حالا هر دو نفر منتظر محاکمه هستند.




وحدت برای عدالت اجتماعی و سوسیالیسم

کمونیست های نپال در یک حزب متحد شدند

پس از سالها پراکندگی، ستیز، کشمکش، درگیری، دشمنی و لجن پراکنی سرانجام مردم زحمتکش نپال دو حزب کمونیست را وادار به گفتگوی رودررو کرده اند.

پس از آنکه دو حزب کمونیست در نپال اکثریت مطلق را در پارلمان به دست آوردند به این نتیجه رسیدند که برای یکپارچگی دو حزب برنامه  ریزی کنند.  پس از  هشت ماه گفتگو و جلسه های مشترک کمونیست ها موفق شدند که بر اختلاف های سیاسی، تاریخی و شخصی غلبه کنند و یکی از بزرگترین آرزوهای زحمتکشان و کمونیست ها را برآورده کنند.

سرانجام پس از یک روند هشت ماهه گفتگو و بررسی در سطح های گوناگون آرزوی دیرینه یکپارچگی و وحدت این دو حزب به واقعیت پیوست.

دو حزب بزرگ کمونیست نپال روز چهارشنبه ۱۶ ماه مه به نام حزب کمونیست نپال (NPC) با هم وحدت کردند. کمیته مرکزی حزب جدید کمونیست مشکل از ۴۰۰ نفر است. هیئت سیاسی ۹ نفره رهبری روزانه حزب را به عهده دارد. حزب جدید اعلام کرده است که مارکسیسم-لنینیسم ایدئولوژی حزب و  مرکزیت- دموکراتیک شیوه اداره سازمانی حزب است.

بدین ترتیب این حزب بزرگترین حزب کمونیست در جنوب آسیا و سومین حزب بزرگ کمونیست در آسیا است.

رییس جدید حزب و نخست وزیر کشور (SHARMA OLI) در یک سخنرانی آتشین گفت. “این یک لحظه تاریخی برای نپال است. کمونیست ها در بین مردم زبان زد پراکندگی بودند ولی آن زمان ها دیگر گذشته است و  کمونیست ها به خود آمده اند و وحدت کرده اند. هدف ما هدایت نپال به سوی سوسیالیسم و عدالت اجتماعی است.”

در انتخابات دسامبر 2017، این دو حزب همراه با یک حزب چپ کوچک، اکثریت مجلس را در پارلمان به دست آوردند. کمونیست ها با در دست داشتن دو سوم پارلمان هم اکنون می توانند قانون اساسی کشور را به سود زحمتکشان و برای پایه گزاری یک اقتصاد ملی و دموکراتیک تغییر دهند.

بنابراین توده ای ها هم می تواند با پیروزی بر کشمکش های درونی و گردآمدن پیرامون ایدئولوژی مارکسیسم-لنینیسم  و حفظ  استقلال سیاست طبقاتی پراکندگی را به یکپارچگی دگرگون کنند.

“آن‌چه که در کارنامۀ زندگی بشری، در تاريخ زندگیِ بشری ‌شده، از شدنی‌ها حکايت می‌کند.”(ا.ط)




بیانیهٔ کارگروه برگزارکنندهٔ نشست‌های حزب‌های کمونیست و کارگری جهان
دربارهٔ پیامدهای خطرناک خروج آمریکا از برجام برای صلح جهانی

 

  به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۵۲، ۷ خرداد ماه ۱۳۹۷

پنجاه و یک حزب کارگری و کمونیستی جهان قطعنامۀ پیشنهادی حزب تودۀ ایران به نشست کارگروه برگزاری نشست‌های بین‌المللی حزب‌های کمونیست و کارگری را امضاء کردند

ما حزب‌های امضاکنندهٔ این بیانیه، که در نشست کارگروه برگزاری نشست‌های بین‌المللی حزب‌های کمونیست و کارگری در روز ۲۰ مه ۲۰۱۸ [۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶] در آتن شرکت داشتیم، تصمیم دولت آمریکا به بیرون رفتن از توافق‌نامهٔ ۲۰۱۵ با ایران موسوم به «برجام» را که بی‌توجهی کامل به افکار عمومی جهان است، محکوم می‌کنیم. این اقدام آمریکا پیامدهای خطرناکی خواهد داشت.

برجام را پنج کشور عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد و آلمان (۵+۱) با ایران امضا کرده بودند. خروج آمریکا از برجام در روز ۸ مه ۲۰۱۸ [۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۶] تنش در منطقه را به طور چشمگیری شدّت بخشیده و خطر وقوع جنگ ویرانگر تازه‌ای را در خاورمیانه افزایش داده است.

ما همچنین برقراری دوبارهٔ تحریم‌های اقتصادی و بانکی/مالی علیه ایران را محکوم می‌کنیم. این اقدام، نقض غیرقانونی توافقی بین‌الملللی است که شورای امنیت سازمان ملل متحد آن را تصویب کرده است. هم سازمان ملل متحد و هم آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از خروج آمریکا از برجام انتقاد کرده‌اند و تأیید کرده‌اند که ایران به همهٔ تعهدهای خود در برجام عمل کرده است.

سیاست‌ها و اقدام‌های دولت آمریکا در ارتباط با ایران با سیاست‌ها و اقدام‌های دولت‌های اسرائیل و عربستان سعودی هماهنگ شده است و همچنان می‌شود. تجاوز نظامی اخیر به سوریه، شامل بمباران هوایی توسط نیروی اسرائیل، احتمال یک جنگ تمام‌عیار را افزایش داده است.

ما حزب‌های امضاکنندهٔ این بیانیه نگران آنیم که اگر مسیر کنونی افزایش تجاوزگری آمریکا و متحدانش در خاورمیانه ادامه یابد و فوراً جلوی آن گرفته نشود و مسیر آن معکوس نشود، احتمال درگرفتن جنگ ویرانگر تازه‌ای در منطقه، با پیامدهایی غیرقابل‌ پیش‌بینی برای صلح و ثبات منطقه، واقعی و بسیار زیاد خواهد بود.

ما هر گونه حملهٔ نظامی به ایران یا بهره‌گیری از تحریم‌های اقتصادی به منظور وارد آوردن فشارهای معیشتی و گرسنگی به مردم آن کشور و به تسلیم کشاندن آن را قاطعانه محکوم می‌کنیم. به نظر ما، چنین اقدام‌هایی اثر فاجعه‌باری بر مبارزهٔ جاری مردم ایران در راه صلح، حاکمیت ملّی، عدالت اجتماعی، و حقوق بشر و حقوق دموکراتیک خواهد داشت.

آیندهٔ ایران و نظام سیاسی آن موضوعی است که فقط و فقط به خود مردم ایران مربوط است. مردم ایران مداخلهٔ خارجی در کشورشان را به هر بهانه‌ای که صورت گیرد، طرد و محکوم می‌کنند.

حزب‌های امضاکنندهٔ این بیانیه از همهٔ مبارزان راه صلح و خلع‌سلاح در سراسر جهان می‌خواهند که سیاست‌های مقابله‌جویانهٔ دولت آمریکا و متحدان اسرائیلی آن را که در تناقض با منشور سازمان ملل متحد است، محکوم کنند. باید برای این هدف مبارزه کرد که هیچ دولتی از تحریم علیه ایران حمایت نکند و به فشارهای آمریکا تسلیم نشود.

 

۱. حزب کمونیست آذربایجان

۲. حزب کمونیست آلبانی

۳. حزب دموکراسی و سوسیالیسم الجزایر

۴. حزب کمونیست استرالیا

۵. حزب کارگران اطریش

۶. حزب کمونیست برزیل

۷. حزب کمونیست بریتانیا

۸. حزب کارگران بلژیک

۹. حزب کمونیست بنگلادش

۱۰. حزب کمونیست بوهم و موراوی (جمهوری چک)

۱۱. حزب مترقی زحمتکشان قبرس (آکل)

۱۲. حزب کارگران سوسیالیست کرواسی

۱۳. حزب کمونیست دانمارک

۱۴. حزب کمونیست در دانمارک

۱۵. حزب کمونیست مصر

۱۶. حزب کمونیست استونی

۱۷. حزب کمونیست فرانسه

۱۸. حزب کمونیست فنلاند

۱۹. حزب کمونیست آلمان

۲۰. حزب کمونیست یونان

۲۱. حزب کارگران مجارستان

۲۲. حزب کمونیست نوین هلند

۲۳. حزب کمونیست هند

۲۴. حزب کمونیست هند (مارکسیست)

۲۵. حزب تودهٔ ایران

۲۶. حزب کمونیست عراق

۲۷. حزب کمونیست اردن

۲۸. حزب کمونیست اسرائیل

۲۹. حزب کمونیست ایرلند

۳۰. حزب کارگران ایرلند

۳۱. حزب کمونیست، ایتالیا

۳۲. جنبش اجتماعی قزاقستان

۳۳. حزب کمونیست مکزیک

۳۴. حزب کمونیست نروژ

۳۵. حزب کمونیست لبنان

۳۶. حزب مردم فلسطین

۳۷. حزب کمونیست فلسطین

۳۸. حزب کمونیست فیلیپین (1930)

۳۹. حزب کمونیست پرتغال

۴۰. حزب کمونیست فدراسیون روسیه

۴۱. حزب کارگران کمونیست روسیه

۴۲. حزب کمونیست آفریقای جنوبی

۴۳. حزب کمونیست اسپانیا

۴۴. حزب کمونیست خلق‌های اسپانیا

۴۵. حزب کمونیست سوریه

۴۶. حزب کمونیست سودان

۴۷. حزب کمونیست سوئد

۴۸. حزب کمونیست ترکیه

۴۹. حزب کمونیست اوکراین

۵۰. حزب کمونیست ایالات متحده آمریکا

۵۱. حزب کمونیست ونزوئلا

اسامی حزب هایی که در نشست آتن حضور مستقیم داشتند در لیست برجسته شده است.  در طول هفته گذشته بیش از ۳۰ حزب دیگر پس از اطلاع و مطالعه متن بیانیه خواستار پیوستن به لیست حزب های حمایت کننده از آن شده اند.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۵۲، ۷ خرداد ماه ۱۳۹۷




هشتمین روز اعتصاب سراسری کامیون‌داران ایران 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۹ خرداد ۱٣۹۷ –  ٣۰ می ۲۰۱٨

 


اعتصاب کامیون داران ایران که از روز سه‌شنبه اول خردادماه در اعتراض به عدم رسیدگی مسئولان به مطالبات صنفیشان آغاز شده، امروز برای هشتمین روز متوالی ادامه داشت. به دنبال این اعتصابات روز گذشته صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه رانندگان معترض را تهدید کرده و گفت که “نظام فقط نظاره‌گر نخواهد بود و به شدت با آنان برخورد می‌کند”.

به گزارش هرانا، از روز سه‌شنبه اول خردادماه کامیون‌داران بسیاری در شهرهای ایران در اعتراض به ثابت بودن کرایه‌ها، افزایش قیمت بیمه‌ها، افزایش عوارض اتوبان‌ها، کمیسیون بالای باربری‌ها، هزینه بالای تعمیرات و قیمت بالای لوازم یدکی دست به اعتصاب زده و خواستار عملی شدن مطالبات صنفی خود شدند.

با وجود اینکه طی روزهای گذشته برخی از خبرگزاری‌های نزدیک به دولت اعلام کردند که این اعتصابات پایان یافته و کانون انجمن‌های صنفی رانندگان ناوگان حمل کالای سراسر کشور با صدور اطلاعیه‌ای از رانندگان خواست به اعتصاب خود پایان دهند، اما روز گذشته و امروز سه‌شنبه ۸ خرداد نیز اخبار و تصاویری مبنی بر ادامه گسترده اعتصاب در بسیاری شهرها از جمله “نیشابور، خسروشهر، بندر انزلی، خوی، یزد، کامیاران، قزوین، تاکستان، کرمانشاه، اراک، مروست، تهران، ارومیه، حسن آباد، دلیجان، چرمهین، اصفهان، بندر امام، تبریز، کنگاور، دهگلان، قهدریجان، علی آباد، بندرعباس، بیجار، شیروان، قاین، پیرانشهر، شهرضا، سبزوار، بروجرد، اردبیل، بوکان، مبارکه، نسیم‌شهر، مهاباد و الیگودرز” مخابره شده است.
همچنین گزارشاتی در روز دوشنبه منتشر شد که از پیوستن مینی‌بوس‌ها در شهر یزد، کامیون‌های شرکت حمل و نقل تیپاکس در تهران، رانندگان تاکسی در قائمشهر، رانندگان تاکسی در ارومیه و اکثر باربری‌های پایانه باربری نسیم در اسلام‌شهر به این اعتصاب خبر می‌داد.

در برخی ویدئوها دیده میشود که غرفه‌داران شرکت‌های حمل و نقل در پایانه بار تهران در روز گذشته به اعتصاب کامیون‌داران پیوسته و در حمایت از آنان شعار می‌دادند.

کانون انجمن‌های صنفی رانندگان حمل کالای سراسر کشور در اطلاعیه خود اعلام کرد که نمایندگان این اتحادیه با رئیس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده‌‌ای کشور جلسه‌ای داشته و به تصمیماتی رسیده‌اند.

از این جمله می‌توان به افزایش ۲۰ درصدی کرایه حمل کالا اشاره کرد. همچنین قرار است کارگروهی تخصصی با حضور نمایندگان اتحادیه‌ها و معاونت حمل و نقل وزارت راه و شهرسازی تشکیل شود و مشکلات شاغلان در این بخش را بررسی کند. طبق این اطلاعیه اعضای این کانون صنفی در کمیسیون اجتماعی مجلس نیز حاضر شده و خواست‌های خود را مطرح کرده‌اند.

به دنبال این اعتصابات در روز گذشته و هفتمین روز اعتصاب صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه رانندگان معترض را تهدید کرده و گفت: “نظام فقط نظاره‌گر نخواهد بود و به شدت با آنان برخورد می‌کند”.

همزمان در این روز سمیه محمودی، نماینده مردم شهرضا در مجلس اظهار داشت: “اگر طی چند ماه گذشته مدیران مربوطه به مکاتبات و درخواست‌های رانندگان پاسخ می‌دادند شاهد چنین وضعیتی نبودیم. سهل انگاری و بی تفاوتی به خواسته‌های به حق این قشر موجب اعتراض آنها شده است”.