آژیتاسیون و پروپاگاند، افزار نادان سازی توده ها، یا شمشیر نبرد طبقاتی؟

نیروهای کمونیستی پس از دسته بندی کردن دیدگاه های خود در باره ی چالش های گوناگون، باید راهی برای آگاه ساختن توده ها از آن ها بیابند. تنها توده ها هستند که با درک دیدگاه های مارکسیستی، با کاربرد آن ها هم چون افزار نبرد طبقاتی، می توانند این اندیشه ها را مادی کنند و جامعه را دگرگون سازند.

رفیق نیک آیین برای انجام این کار از دو شیوه نام می برد، آژیتاسیون و پروپاگاند می نویسد:

“آژیتاسیون  یعنی وسیله تاثیر سیاسی در توده ها از طریق گفتگو، سخنرانی، نطق، میتینگ، جراید، کتب و رسالات، اوراق، نمایش، رادیو، سینما، تلویزیون و غیره. [..] برای تفهیم عقاید و نظرات سیاسی خود در توده ها نامیده اند. عمل سیاسی- تبلیغی است که برای توده های وسیعا صورت می‌گیرد و معمولا حیطه کوچکتری از افکار و مسائل حادتر یا مشخص تری را در بر می‌گیرد.

پروپاگاند [..] توضیح و اشاعه اندیشه های سیاسی و فلسفی و مفاهیم عمیق تری را در برمی گیرد و هدف ترویج آنها در بین عده کمتری است. شیوه پروپاگاند بیشتر شیوه تحلیلی و تعقلی است.“

اگر شمار گزارش از روی دادها، بدون بررسی چگونگی پیوند آن ها با دیدگاهای ما، به خودی خود یک هدف برجسته شود، بدان گاه ما خواننده را در جنگل روی دادها گیج می کنیم. برگزیدن یک روی داد و بررسی آن در پیوند با سیاست های خرد و کلان ما، بسیار کاراتر از گزارش از روی دادهای بسیار، بدون پیوند آشکار درونی است.

گزارش دادن از هر روی دادی، بدون گذاشتن آن در چارچوب سیاسی، برای ما کار هدف مندی نیست. گزارش از هر روی دادی، باید برای سرشت افشاگرانه آن در باره ی آن چیزی که ما می خواهیم که مردم بدانند، برگزیده شود. افزون بر این، افشاگری باید هم راه با روشن گری باشد.