دو دسته “چپ” اگر چه با دلیلهای گوناگون، خواهان آشتی طبقاتی و فراموشی سیاست مستقل طبقاتی “چپ” هستند. یک دسته، بورژوازی تجاری و بورژوازی نظامی را نجات دهنده سرنوشت مردم و میهن ما میداند و میخواهد که “چپ” برای زنده ماندن زیر سایه این لایههای انگلی جای خوش کند و دسته دیگر، بورژوازی بوروکراتیک و بورژوازی مالی را بهترین گزینه کنونی برای چارهسازی چالشهای بی شمار ما میداند.
روشن است که این دو دسته، با این که دوستدار لایههای گوناگون بورژوازی هستند، ولی هر دو سرکردگی بورژوازی را می پذیرند؛ یکی ضدامریکا در کنار جمهوری اسلامی و دیگر با دوستان امریکا برای اصلاح جمهوری اسلامی می ایستد.
هیچ روند انتخاباتی در جمهوری اسلامی سرنوشت مردم ما را دگرگون نخواهد کرد و تنها می توان در این جا و آن جا به بزکسازی چهره زشت آن کمک کند.
راستش این است که مردم نمیخواهند مانند گذشته بدون نان، کار، خانه و آزادی زندگی کنند و حاکمیت هم نمیتواند دیگر مانند گذشته فرمانروایی کند. هنگامی که شرایط عینی انقلاب تا به این اندازه فراهم است؛ سفارش “چپ”های هوادار جمهوری اسلامی برای ایستادن زیر چتر یک لایه از بورژوازی انگلی، پشت کردن به طبقه کارگر و دیگر رنجبران و آزادیخواهان است.
یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای نابودی دستگاه سرمایهداری- دینی جمهوری اسلامی با امپریالیسم هم سو شود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید برای رسیدن به آزادی به دنبال ”اصلاحخواهان” هوادار سرمایهداری رود؛ یک نیروی راستین ”چپ” نباید با “ضد امپریالیستی” خواندن گنده گویی حاکمیت در باره ی امریکا، زیر پرچم لایهای از بورژوازی انگلی بایستد. ”چپ” انقلابی باید با خط مستقل خود در برابر امپریالیسم و بورژوازی انگلی جمهوری اسلامی بایستد.
اگر “چپ” با یگانگی، همگامی و با یک خط مستقل طبقاتی گام در این نبرد نگذارد، بدون هیچ تردیدی رهبری جنبش را به هواداران امپریالیسم میسپارد.

دیدگاهتان را بنویسید