دور تازۀ جنگ‌های ژئوپلیتیک امپریالیسم

خروج به ظاهر ناگهانی آمریکا از افغانستان بعد از دو دهه اشغال و کشتار و ویرانی در ٨ شهریور- سنبلۀ ١۴٠٠، بسیاری‌ها را در حیرت فروبرد. بطوری که برخی‌ها آن را «فرار آمریکا» قلمداد نمودند و حتی مواردی بود که سعی کردند این اقدام مسخره را به سقوط سایگون و فرار یانکی‌ها از ویتنام در سال ١٩٧۵ تشبیه کنند.

اما بر خلاف ظاهر امر، حوادث روزهای آغازین واقعه مانند از هم پاشیدن دولت پوشالی اشرف غنی به طرفةالعین، بی‌عملی و اظمحلال ارتش پوشالی افغانستان که در تمام مدت اشغال کشور تحت آموزش نیروهای آمریکایی و همپیمانان ناتویی و غیرناتویی آن بود و همچنین، عدم مواجه اشغالگران با مقاومت جدی یا درگیری در یک جبهه جنگ در تمام دورۀ اشغال، باضافۀ تحویل مسالمت‌آمیز افغانستان به گروه تروریستی طالبان نشان می‌دهد، که آمریکا طبق تصمیم قبلی و با اهداف بلندمدت بر اساس توافق با طالبان در دوحه در سال ٢٠٢٠ از افغانستان خارج شد.

این یک خیال باطل است هر گاه امپریالیسم جهانی به سردمداری امپراطوری تروریستی آمریکا را فقط در شکل و هیبت یک قدرت جنگی مهاجم تصور کنیم. امپریالیسم ابزارها و روش‌های بشدت خطرناک‌تر و هلاکت‌بارتر از نیروی نظامی در اختیار دارد. میلیون‌ها میلیون نیروی نیابتی مسلح و غیرمسلح، جاسوس، مزدور و مزدور‌ بی‌جیره و مواجب (مزدور ایدئولوژیک) تحت فرمان خود در همۀ  کشورها دارد. این نیروهای نیابتی همواره برای دفاع از منافع سارقانۀ اربابان جهان، از هیچ جنایت و خباثتی چشم‌پوشی نمی‌کنند.

امپریالیسم جهانی علاوه بر قدرت نظامی و پیمان تروریستی ناتو، یک ابزار بشدت خطرناک‌تر دیگری بنام ناتوی تحریم در دست دارد، که به کشتار جمعی بی‌سر و صدا منتهی می‌شود. کشتار بیش از نیم میلیون کودک عراقی در سال‌های نود قرن بیستم فقط یک نمونه از کاربست این ابزار آن است، که مادلن اولبرایت، وزیر خارجه، به دیگر سخن، وزیر مداخلات خارجی آمریکا در یکی از مصاحبه‌هایش در کمال بی‌شرمی و خونسردی در توجیه آن گفت، که از نظر ما بعنوان بهای مقابله با رژیم عراق ارزش داشت.

امپریالیسم ناتوی رسانه‌ای و فرهنگی در اختیار دارد که بواسطۀ آن مغزها را تسخیر می‌کند؛ فرهنگ‌ها، تمد‌ن‌ها، رفتارها، اخلاقیات و رابطه‌ها را زیر و زبر می‌سازد؛ شبکۀ بسیار گستردۀ اتاق‌های باصطلاح فکر، مؤسسات پژوهشی، تحقیقاتی، آموزشی، دانشگاهی برای فکرسازی و رسوخ در افکار و اندیشۀ انسان، مسخ آن و تربیت مزدوران ایدئولوژیک، محو و نابودسازی ارزش‌ها و جایگزینی آن با خباثت و رذالت دارد که ابعاد نتایج فاجعه‌بار آن‌ها در محدودۀ تصور انسان نمی‌گنجد.

با این وصف، با اطمینان و قطعیت می‌توان گفت، که از میان تمام ابزارهای امپریالیست‌های جهان، این مورد آخری بمراتب خطرناک‌تر و هلاکت‌بارتر است. چه که ابزارهای نظامی و تحریمی برای عموم قابل مشاهده و ملموس هستند، اما این یکی اساساً نامرئی و همیشه بحث برانگیز و منحرف‌کننده است. اتفاقاً با کمک همین ابزار براحتی می‌تواند بخش اعظم توده‌های انسانی را مسخ ‌کند، مغز آن‌ها‌ را تسخیر و به میدان نبرد بدل ‌سازد؛ مزدران و عوامل ایدئولوژیک خود را به بار آورد. از میان این قبیل انسان‌ها، به کمک ناتوی رسانه‌ای و فرهنگی فرومایگانی را بر‌‌گزیند؛ آن‌ها را به دایرۀ قدرت در حاکمیت کشورها وارد ‌کند و به یاری آن‌ها دولت‌ها را به اتخاذ سیاست‌های غلط، اجرای پروژه‌های ویرانگر، تصویب قوانین ضدملی، بویژه، ضد کارگری، خصوصی‌سازی اموال و دارایی‌های ملی، صنایع و معادن، تخریب نظام تحصیل و آموزش و پروش، طب و بهداشت و درمان  وامی‌دارد.

متأسفانه، پیامدها و عواقب مهلک این ابزار امپریالیستی زمانی آشکار می‌شود که دیگر کار از کار گذشته، اوضاع به حالت کاملاً غیرقابل بازگشت رسیده است. تجزیه و نابودسازی فاجعه‌بار اتحاد شوروی، یوگسلاوی و تخریب نظام سوسیالیستی نمونۀ برجسته و انکارناپذیر کاربست گستردۀ این ابزار است.

نفوذ فیزیکی و ایدئولوژیک امپریالیست‌ها، بخصوص آنگلوساکسون‌ها در کشور ما تاریخ نسبتاً طولانی دارد. اگرچه اساساً از دورۀ قاجار شروع شد، اما در دورۀ دو پهلوی به نقطقه اوج رسید. در این دوره، رژیم وابسته پهلوی بعنوان عامل اصلی نفوذ بیگانه در کشور، فجایع و مصایب بسیار سختی بر ملک و ملت تحمیل کرد. از قضا، همین روز شانزده آذر، روز قربانی کردن سه دانشجو (مصطفی بزرگ‌نیا، احمد قندچی و آذر شریعت رضوی) در پیش پای نیکسون، یکی از گماشتگان امپریالیسم جهانی که روز دانشجو نام‌گذاری شده است، تنها یکی از صفحات سیاه تاریخ نفوذ و وابستگی به بیگانه بود.

نفوذ در دورۀ جمهوری اسلامی نیز همچنان با روند صعودی پیش رفت. روند نفوذ در دورۀ جمهوری اسلامی ایران از آن سبب ادامه یافت که حاکمیت برآمده از انقلاب بدلیل بی‌تجربی طبیعی در امر دولتمداری، بی‌سازمانی و بی‌برنامگی، ساواک رژیم شاه را بدست ارتشبد حسین فردوست تجدید سازمان داد و بخدمت گرفت. بموازات این، اسناد اداره کل مرتبط با موساد ساواک، درست در روز ٢٢بهمن، روز پیروزی انقلاب بدست یک دارو دستۀ معلوم‌الحال به آتش کشیده شد. در نتیجه، مأموران موساد بطور کلی در ایران ناشناخته ماندند. عاقبت ادامۀ نفوذ، قبل از همه دامن خود جمهوری اسلامی را گرفت. بگونه‌ای که اغلب شخصیت‌های مترقی و استخوان‌دار آن یا از طریق آزار بی‌حرمتی مانند آیت‌الله محمود طالقانی، یا از راه ترور و انفجار، مانند آیت‌الله بهشتی، مطهری، قدوسی، رجایی و دیگران حذف شدند و پس از آن، سرکوب و کشتار بی‌امان نیروهای مترقی، احزاب و سازمان‌های میهن‌دوست و وفادار به انقلاب مردم کلید خورد.

نتیجۀ نهایی نفوذ فیزیکی و ایدئولوژیک- سیاسی در کشور ما آن شد که امروز شاهدیم: اجرای پروژه‌های ویرانگر مانند سدسازی‌های بی‌رویه، سوراخ- سوراخ کردن سینۀ سوختۀ کشور در اثر حفر چاه‌های عمیق، خصوصی‌سازی اموال و دارایی‌های ملی، تخریب و تعطیلی صنایع تولیدی، سلطۀ اختاپوسی بخش خصوصی بر نظام تحصیلی، طب و بهداشت، گسترش بی‌سابقۀ فاصلۀ طبقاتی، فقر، بیکاری، بی‌خانمانی عمومی و محرومیت اکثریت جمعیت از حداقل‌های زندگی در یک سو؛ فساد، دزدی، باندبازی، رانت‌خواری، مال‌اندوزی سرسام‌آور در سوی دیگر، که امروز باعث اعتراضات وسیع مردمی در گوشه گوشۀ کشور گردیده است. بگونه‌ای که در حال حاضر، کشور را در آستانۀ آزمون بسیار سختی قرار داده است.

به این ترتیب، با توجه به تشدید فشارها و حملات تبلیغاتی- روانی ناتوی رسانه‌ای امپریالیسم علیه کشورهای چین بعنوان رقیب عمدۀ اقتصادی، فدراسیون روسیه بمثابه رقیب قدرتمند نظامی و ایران که از ابتدای پیروزی انقلاب مردمی سال ١٣۵٧ با آن مشکل دارد، بطور قطع می‌توان گفت، خروج آمریکا و اغلب همپیمانان آن از افغانستان در واقعیت امر، تغییر روش‌های مداخله در امور دیگر کشورها و نقطه عطفی در شروع دور تازۀ جنگ‌های ژئوپلیتیک در قالب جنگ‌های ترکیبی بود. روشی که در آن  نقش اصلی را نیروهای نیابتی اعم از فیزیکی و ایدئولوژیک بازی می‌کنند.

برای توضیح روشن‌تر این مدعا فعلا کافیست، بدون پرداختن به چگونگی پیشبرد جنگ ژئوپلیتیک با کشورهای بزرگ چین و روسیه، نگاه مختصری به وقایع اتفاقیه ماه‌های اخیر در ایران و پیرامون آن بیاندازیم.

پس از خروج آمریکا از افغانستان و تحویل آن به طالبان در مدت کوتاهی که گویا در درّۀ پنجشیر مقاومتی شکل گرفته بود، نیروهای نیابتی امپریالیسم در ایران اعم از ایرانشهری‌های عظمت‌طلب و انواع پان‌ها، لیبرال‌ها، سلطنت‌طلبان و سوسیال- شوونیست‌ها در یک همآهنگی آشکار تمام هم و غمّ خود را صرف آن نمودند تا پای ایران را به باتلاق افغانستان بکشند. اما در اثر هوشیاری مقامات رسمی این دسیسه بی‌نتیجه ماند.

با این حال، نیروهای نیابتی از پای ننشتند و تلاش‌های خود را برای بر هم زدن مناسبات همسایگی ایران با جمهوری آذربایجان و ترکیه معطوف نمودند تا بتوانند بموازات ایجاد تنش یا حتی درگیری نظامی، احساسات ملی را در کشور تحریک نمایند. چرا که نیابتی‌ها و اربابان آن‌ها بخوبی به این واقعیت آگاهند که نه تهدیدات نظامی، نه تحریم‌های اقتصادی و نه ترورهای هدفمند، نتیجه مطلوب آن‌ها را نداد. بعد از این بود، که به مسئلۀ ملی، تنها مشکل مزمن کشور آویزان شدند تا شاید از این طریق ایران را بالکانیزه کنند.

خوشبختانه، این اقدام نیابتی‌های تحت امر اربابان جهان برای واداشتن ایران به مشارکت در جنگ‌های ژئوپلیتیک نیز ثمر نداد. اما، بر خلاف انتظار آن‌ها، ایران و جمهوری‌های آذربایجان و گرجستان در ١۶ آذر برای راه‌اندازی مسیر ترانزیت و اتصال خلیج فارس به دریای سیاه توافق کردند.

ناگفته نماند که مسئلۀ ملی مهلک‌ترین خطری است که بقاء ایران را تهدید می‌کند. با درک این واقعیت، انتظار می‌رود حاکمیت جمهوری اسلامی اهمیت لحظه را درک نموده، بموازات حل فوری مشکلات معیشتی عامه مردم، آب استان‌های کم آب کشور، لغو خصوصی‌سازی‌ها، تغییر سیاست اقتصادی و اقتصاد سیاسی مسلط و یکسری مشکلات دیگر، مسئلۀ ملی را بر اساس اصل پانزدهم قانون اساسی سریعاً حل کند تا دست نیابتی‌های امپریالیسم از این مستمسک نیز برای همیشه کوتاه گردد.

 ا. م. شیری

١٧ آذر- قوس ١۴٠٠https://eb1384.wordpress.com/2021/12/08/دور-تازۀ-جنگ%e2%80%8cهای-ژئوپلیتیک-امپریالیس/




رفیق ابی: چپ نباید میدان نبرد را به سلطنت طلبان واپس گرا واگذار کند!

سخن روز شماره ۷
۱۳ آذر ۱۴۰۰، ۴ دسامبر ۲۰۲۱

متاسفانه باید اذعان کنم که ما در مبارزه ضد دیکتاتوری و دمکراتیک گرفتار کم کاری و درجا زدن هستیم، اقشار متوسط جامعه پس از انفعال اصلاح طلبان عملن دچار سر در گمی و عدم خوراک روحی روانی گردیدند و در این موقع بود که جریان سلطنت طلب به شدت شروع به فعالیت کرده وسعی دارند که جای خالی اصلاح طلبان را پر کنند و در این امر تا حدود زیادی موفق بوده اند.

آنان با تبلیغات آبکی خود توانسته اند برخی از جوانان و اقشار کم سواد و بی اطلاع از تاریخ گذشته را بفریبند. ایشان درتبلیغاتشان نه از فقر می گویند و نه از دمکراسی سخنی به میان می آورند، آنان سعی بر این دارند که نظام پهلوی را تطهیر کرده و دست اندرکاران آن را انسان های شریف ومیهن پرستی جلوه دهند که در نهایت قربانی مشتی مردم مرتجع و عقب مانده با شکمی سیر گردیدند.

درتبلیغاتشان چنان آگاهانه و روان شناسانه عمل می کنند که در آینده با مردمی غیر رادیکال در امر اقتصادی و سیاسی طرف باشند، آنان با عمده کردن آزادی های اجتماعی وغیره سیاسی در زمان پهلوی سعی در تقلیل و کانالیزه کردن خواسته های مردم دارند.

به عنوان نمونه دوتا خانم نسبتا مسن در پارکی در حال گفتگو از وضعیت جوانان بودند یکی از آنها می گفت جوانان خیلی بیچاره اند نه سرگرمی دارند نه تفریحی نه دانسینگی نه کاباره ای…. خلاصه آقایان سلطنت طلب مشغول رنگ کردن گنجشک هستند تا به جای قناری به مردم غالب کنند.

به نظر من آنان به هیچ عنوان به نتیجه دلخواهشان نخواهند رسید، ولی حرف من این است چرا ما این چنین میدان را خالی در اختیار آنان قرار داده ایم که هرچه دلشان می خواهد انجام می دهند.

گروه‌های توده ای و دیگر جریانات چپ مارکسیست و چپ غیر مارکسیست و ملی را در نظر بگیرید، اینان افراد فهیم، باسواد و تحلیل گر کم ندارند چطور شده که تعدادی سلطنت طلب گوی سبقت را از آنان ربوده اند.

متاسفانه این جریانات ملی تمام تلاش خود را صرف مبارزه ایدئولوژیک بی ثمر با جریانات همسنگر خود نموده واز روشنگری و کار توده ای غافل مانده اند. لازم به ذکر است که مبارزه ایدئولوژیک برای رسیدن به وحدت لازم وضروری است ولی وظایف اصلی نیاید فراموش گردد.

به نظر من زمان آن رسیده که این گروه های ملی به کمیت سازمانی خود بیشتر اهمیت دهند و طوری حرکت نمایند که بتوانند نظر اقشار وگروههای اجتماعی و مردمی را به برنامه های خود جلب نمایند تا در آینده بتوانند از این حالت روشنفکری ومحفلی خارج شده و به جریان‌های مردمی وصنفی طبقاطی تبدیل شوند.

به امید آنروز.




تجمعات اعتراضی معلمان در سرتاسر ایران برگزار شد

تجمع سراسری معلمان در اعتراض به عدم اجرای طرح‌های رتبه‌بندی معلمان و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان روز پنجشنبه با فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در بیش از ۲۴ استان و ۷۰ شهر کشور برگزار شد.

معلمان استان‌های تهران و البرز در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کردند و معلمان در سایر شهرها نیز در مقابل ادارات آموزش و پرورش دست به تجمعات اعتراضی زدند.

تجمع معلمان در شهرهای مختلف، از جمله اصفهان، رشت، سنندج، شیراز، اهواز، یزد، کرمانشاه، بروجرد، خرم‌آباد، یاسوج، قزوین، اندیمشک، ایذه، بجنورد، سقز، گتوند، شاهرود، نورآباد ممسنی، تهران، جایزان، ویسیان، همدان، گرگان، پلدختر، اردبیل، زاهدان، کرمان، اندیمشک، قم، الیگودرز، دیواندره، بوکان، تبریز، شاهین دژ، دهدشت، شهرکرد، کازرون، دورود، میاندوآب، مریوان، مشهد، خرم آباد، ساری، اراک، دلفان، سمیرم، خمینی شهر، بوشهر، باغملک، جایزان، آمل، جلفا، تربت حیدریه، ارومیه و … برگزار شده است.

در این تجمعات معلمان معترض شعارهایی از جمله معلم زندانی آزاد باید گردد، معلم بپا خیز برای رفع تبعیض، اجرای رتبه بندی بدون قید و بندی، مجلس خیانت نکن دولت حمایت نکن و …سر دادند.

در مشهد تجمع فرهنگیان شاغل و بازنشسته مقابل اداره کل با حضور پر رنگ نیروهای امنیتی و انتظامی و حراستی همراه بود و این نیروها مانع ادامه تجمع شدند. آنها با خشونت و زور در حالی‌ که تعدادشان چندین برابر تجمع کنندگان بود همه را متفرق میکنند.
این تجمعات اغلب با سخنرانی های معلمان و فعالان صنفی همراه بود و در شیراز در تجمع گسترده، معلمان سرود همراه شو عزیز را همخوانی کردند.

شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران در فراخوان این تجمع اعلام کرده که بودجه تعیین‌شده برای لایحه رتبه‌بندی معلمان کافی نیست و دولت و مجلس قصد دارند آن را «سرهم بندی» کنند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار اطلاعیه ای ضمن حمایت خود از اعتراضات و مطالبات معلمان شاغل و فرهنگیان بازنشسته ، خواستار آزادی تمامی معلمان و بازنشسته های زندانی شده است. https://www.youtube.com/embed/WdtLn9ukPGM?feature=oembed تجمع امروز معلمان در شیراز




حکومت‌نظامی در اصفهان

گزارش شاهدان محلی از اصفهان، حاکی از آن است که در حاشیه رودخانه زاینده‌رود با حضور گسترده مأموران امنیتی، حکومت‌نظامی برقرار شده است و در دیگر نقاط شهر نیز جو شدید امنیتی برقرار است. همچنین سرعت اینترنت نیز کاهش یافته است و در تماس‌های تلفنی نیز دچار اختلال شده‌اند. 

به دنبال برخورد خشونت‌آمیز عوامل حکومت ایران با معترضان اصفهانی در حاشیه رودخانه زاینده‌رود در روز جمعه پنج آذر، فراخوانی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که در آن از مردم دعوت شده بود روز جمعه، ۱۲ آذر، با تجمع در بستر خشک رودخانه زاینده‌رود «نماز مردمی» برپا کنند.

ایندیپندنت گزارش داده است این فراخوان اقدام جمهوری اسلامی ایران را برای برگزاری نمازهای جمعه که ماهیت سیاسی دارند نیز به چالش کشیده است.

به دنبال انتشار این فراخوان‌، روز جمعه ۱۲ آذر عوامل حکومت مسیرهای منتهی به پل خواجو و بستر خشک زاینده‌رود را مسدود کردند. 

تصاویر و ویدیوهای منتشر شده در شبکه‌های مجازی و همچنین روایت کاربران شبکه‌های اجتماعی نشان می‌دهد که از ساعت پنج صبح روز جمعه ۱۲ آذر نیروهای امنیتی در محدوده‌های اعلام شده حضور یافته‌اند و حکومت‌نظامی برقرار است. پلیس اعلام کرده بود که روز جمعه حتی تردد شهروندان در این مکان با موتورسیکلت و خودرو نیز ممنوع است. 

روز پنج‌شنبه ۱۱ آذر،  پلیس راهنمایی و رانندگی، دادستانی و فرمانداری اصفهان به مردم هشدار داده‌ بودند که از حضور در تجمع‌ها پرهیز کنند. 

به گزارش پایگاه خبری انتخاب، معاونت پیشگیری از وقوع جرم دادستانی مرکز استان اصفهان در اطلاعیه‌ای از شهروندان خواست «با توجه سوء‌استفاده معاندین از شرکت در تجمع‌های غیرقانونی تحت هر عنوان جداً خودداری کنند.» 

موسی غضنفرآبادی، رئیس کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس شورای اسلامی گفته است: «تیراندازی به معترضان مجوز شرعی و قانونی دارد و به‌جز نیرو‌های امنیتی، فرد یا افرادی که می‌بینند خطر و خسارتی در حال وقوع است یا رخ داده، می‌توانند وارد عمل شوند که این روند، هم مجوز شرعی دارد و هم قانونی.»




بیش از ۲۰۰ نفر در اعتراضات اصفهان بازداشت شده اند

تجمعات اعتراضی کشاورزان اصفهانی و شهروندان حامی مطالبات آنان از روز یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه آغاز و از روز گذشته با حضور گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی جهت پایان دادن به تجمع، به خشونت کشیده شد. به دنبال ورود نیروهای انتظامی و امنیتی که با ضرب و شتم و تیراندازی به سوی معترضین همراه بوده، دستکم ۲۱۴ نفر از جمله ۱۳ کودک بازداشت شدند. دستکم ۱۹ نفر از مجروحان اعتراضات روز گذشته تنها در بخش‌های چشم پزشکی مراکز درمانی بستری هستند و منابع رسمی حال ۲ تن را نامساعد گزارش کرده اند.

بر اساس اطلاعاتی که هرانا به آن دست یافته است در پی این تجمعات دستکم ۲۱۴ نفر از جمله دستکم ۱۳ کودک بازداشت شدند. با توجه به حاصل جمع بندی گزارشاتی که به دست هرانا رسیده است اغلب بازداشت شدگان در ابتدا به مقر سپاه صاحب الزمان واقع در بلوار صوفه و یا پایگاه بسیج قدوسی واقع در خیابان گلزار جنوبی منتقل شده اند. تعدادی از این شهروندان با شرط اخذ تعهد و ضبط مدارک شناسایی تا ساعات پایانی شب آزاد و حدود ۱۵۰ تن نیز به محل های دیگری از جمله زندان اصفهان، زندان خمینی شهر و ندامتگاه زنان اصفهان منتقل شدند.

تا زمان تنظیم این گزارش سرنوشت و محل نگهداری فعلی تعداد دیگری از بازداشت شدگان پس از انتقال از مقرهایی که در بالاتر مورد اشاره قرار گرفت در هاله ای از ابهام قرار گرفته است، گمان می‌رود که این تعداد به بازداشتگاه‌های نهادهای امنیتی منتقل شده باشند که خبری از سرنوشت آنان در دست نیست. به خصوص اینکه روز جاری رسانه های نزدیک به نهادهای امنیتی ۶۷ تن از بازداشت شدگان را “لیدر” تجمعات معرفی کردند.

به گفته یکی از نزدیکان دو تن از بازداشت شدگان اعراضات روز گذشته، اکثر شهروندان معترض بازداشتی که تعدادی از آنان مجروح نیز شده اند تا روز گذشته تفهیم اتهام نشده و وعده آزادی موقت با تودیع قرار به آنان داده شده بود.

یک شهروند ۲۳ ساله ساکن اصفهان که روز گذشته توسط نیروهای امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به شدت آسیب دیده است به هرانا گفت: “امروز اغلب خیابان های اصلی اصفهان، علی الخصوص مسیرهای منتهی به مراکز تجمعات روز گذشته، توسط ماموران مسدود شده و فضای شدید امنیتی در سطح شهر اصفهان کماکان حاکم است”.

روز گذشته محمدرضا میرحیدری، فرمانده انتظامی اصفهان در مصاحبه با شبکه خبر تلویزیون دولتی ایران، از همکاری نیروی انتظامی، بسیج، سپاه و دستگاه اطلاعاتی برای سرکوب و بازداشت معترضان خبر داده و وعده برخورد قاطع با آنان را داد. به گفته او شماری از معترضان زخمی شده و برخی از نیروهای امنیتی و انتظامی نیز مجروح شده‌اند. میرحیدری مدعی شده است که معترضان دارای تفنگ ساچمه‌ای بوده‌اند. این در حالی است که بنا بر ویدئوهایی که به دست هرانا رسیده، معترضان به دست نیروهای امنیتی با این سلاح‌ها زخمی شده‌اند.

فرمانده انتظامی استان اصفهان همچنین از کشف ۷ قبضه سلاح کمری کلت و وینچستر در ورودی‌های شهر خبر داده و مدعی شد: «بعضی افراد مسلح به سلاح کمری بوده‌اند و در این رابطه افرادی دستگیر شده‌اند و برخورد قاطع قضایی به اراده جمعی منتظر آن‌ها است.» در همین خصوص حسن کرمی، فرمانده یگان‌های ویژه ناجا از شناسایی و بازداشت ۶۷ تن از محرکان اصلی اعتراضات توسط عوامل اطلاعاتی نامحسوس یگان ویژه خبر داده و تعداد معترضان دیروز اصفهان را حدود ۲ تا ۳ هزار نفر اعلام کرد. این در حالی است که خبرگزاری فارس، وابسته به نهادهای امنیتی روز گذشته تعداد معترضان را کمتر از ۵۰۰ نفر عنوان کرده بود.

نورالدین سلطانیان سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان با تذکیب کشته شدن یک نفر در اعتراضات دیروز، گفته است: «بر اساس آخرین گزارش‌ها و استعلام‌های رسیده، همه مجروحان از جمله نیرو‌های انتظامی، امنیتی و اغتشاشگران با آسیب‌های سطحی ترخیص شده‌اند و تنها ۱۹ نفر در بخش‌های چشم پزشکی مراکز درمانی بستری هستند.» به گفته او حال دو نفر از مجروحان دیروز مساعد نیست.

روز گذشته تعداد پرشماری از نیروهای انتظامی برای متفرق کردن و سرکوب معترضان، به ضرب و شتم آنها، استفاده از شوکر و شلیک گاز اشک آور و گلوله ساچمه‌ای متوسل شده‌اند. شماری از شهروندان از جمله تعدادی از معترضان سالمند نیز مجروح شده و یا به دلیل استنشاق گاز اشک‌آور در تنفس دچار مشکل شده‌ بودند. همچنین تصاویری از حضور نیروهای امنیتی با لباس شخصی و ورزشی با باتوم برای سرکوب معترضان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

در ادامه افزایش فشار بر شهروندان معترض و تلاش نیروهای امنیتی جهت سرکوب اعتراضات، روزنامه کیهان، شهروندان معترض اصفهان را “اراذل اجاره ای” خواند. این روزنامه که تحت نظر آیت الله خامنه‌ای منتشر می‌شود، در یادداشتی این اعتراضات را مشابه اعتراضات آبان ۹۸ و مستلزم «برخورد انتظامی و قضایی قاطعانه‌» دانست.

اسکایلر تامپسون، مسئول روابط خارجی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در ارتباط با سرکوب گسترده اعتراضات شهروندان اصفهان به هرانا گفت: این سازمان از دریافت انبوه گزارش‌ها در خصوص استفاده غیر ضروری و نامتعارف زور، علیه شهروندان در اعتراضات مسالمت آمیز اصفهان بسیار نگران است. ما از دولت ایران می خواهیم که حق تجمع مسالمت آمیز را محترم دانسته و استفاده شهروندان از این حق را تضمین کند، همچنین به استفاده بیش از حد و غیرقانونی از قوای قهریه علیه معترضان خودداری کند.

تجمعات اعتراضی کشاورزان از روز یکشنبه ۱۶ آبان‌ماه مقابل دفتر یکی از نمایندگان مجلس یازدهم، ساختمان صداوسیمای مرکز اصفهان و شرکت آب منطقه‌ای اصفهان آغاز شده و نهایتا به بستر خشک رودخانه زاینده‌رود کشیده شد. شهروندان معترض و خواهان تخصیص حقابه پاییزی و احیای زاینده رود، شب‌ها را نیز در جوار پل خواجو تحصن کرده بودند.

نهایتا شب چهارشنبه ۳ آذرماه، تعدادی از چادرهای معترضان به آتش کشیده شد و دادستان اصفهان ضمن اعلام بازداشت شماری از افراد معترض به جمع‌آوری چادرها، آنان را “اراذل و اوباش” خواند؛ همزمان خبرگزاری رکنا از بازداشت کوتاه مدت تعدادی از این افراد خبر داده و گفته بود که دستکم دو نفر از دستگیرشدگان کشاورز بوده‌اند. چندی پیش نیز یک شهروند در شهرستان فلاورجان واقع در استان اصفهان به دلیل انتشار و ارسال تصاویر اعتراضات کشاورزان به یکی از شبکه‌های تلوزیونی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.




حمله شبانه به کشاورزان و مردم در زاینده رود

ساعت سه بامداد روز پنجشنبه ۴ آذر ماه نیروهای لباس شخصی با همراهی نیروهای انتظامی به محل تجمع کشاورزان اصفهانی در زاینده رود حمله کردند و چادرهای آنها را به آتش کشاندند.

سندیکای کارگران شرکت واحد با اعلام این خبر افزوده است: با وجود دو هفته اعتراضات مسالمت آمیز کشاورزان که هزاران تن در این اعتراضات شرکت داشتند بامداد پنجشنبه بین ساعت های سه وچهار صبح گروهی از لباس شخصی ها و نیروهای انتظامی به محل معترضین در زاینده رود حمله کردند و چادرهای معترضین را به آتش کشاند وکشاورزان را با قصد متفرق کردن مورد ضرب وشتم قرار دادند.

سندیکای شرکت واحد افزوده است: این رفتار خشونت بار با کشاورزان حاکی از آن است که دولت وحاکمیت هیچ برنامه مشخصی برای حل بحران آب در این استان و استان های همجوار ندارند.

برخی سایت های داخلی از جمله سایت انتخاب، آتش زدن چادرها را تایید کرده و آن را مشکوک و کار «افرد ناشناس» خوانده اند.

خبرگزاری هرانا هم گزارش داده شب گذشته اجتماع و شب‌مانی شماری از کشاورزان اصفهان در بستر زاینده رود با ورود نیروی انتظامی جهت پایان دادن به تجمع، به خشونت کشیده و تعدادی از چادرها به آتش کشیده شد. دادستان اصفهان از بازداشت تعدادی از افراد معترض به جمع آوری چادرهای تجمعات خبر داده و آنان را “اراذل و اوباش” خوانده است. با این حال برخی خبرگزاری‌های رسمی، با اعلام خبر آزادی موقت بازداشت‌شدگان گفته اند که دستکم دو تن از این افراد کشاورز بوده‌اند.

در حالی که معترضین می گویند نیروهای انتظامی و امنیتی با آتش زدن چادرهای آنان در بستر خشک زاینده رود، آنها را متفرق کرده اند. تلویزیون ایران اما، مدعی شده است که کشاورزان با مسئولین به توافق رسیده و به اعتراضشان پایان داده اند.

خبرگزاری فارس وابسته به نهادهای امنیتی، با ادعای اینکه تجمع کشاورزان اصفهان پایان گرفته، عاملان آتش سوزی چادرهای تجمع کنندگان را “عناصر ضد انقلاب” خوانده است.

فرزند یکی از کشاورزان معترض نیز عصر روز جاری در تماس با هرانا از جو شدید امنیتی در سطح شهر اصفهان خبر داده و گفته که نیروهای امنیتی سوار بر موتور در گروه‌های ۱۰ الی ۲۰ نفره به صورت گسترده در سطح شهر و مخصوصا اطراف پل در تردد هستند.

تجمعات اعتراضی کشاورزان از روز یکشنبه ۱۶ آبان شروع شد که در روز های ابتدایی در مقابل دفتر یکی از نمایندگان مجلس یازدهم، ساختمان صداوسیمای مرکز اصفهان و شرکت آب منطقه‌ای اصفهان برگزار شد و سپس در بستر خشک رودخانه زاینده‌رود ادامه یافت.

شهروندان معترض که خواهان تخصیص حقابه پاییزی و احیای زاینده رود هستند، شب ها را نیز در جوار پل خواجو به تحصن پرداختند.




نظر “توده ای ها” در مورد “افشای” نقشه های عمویی و “ده مهر” توسط حزب توده ی ایران!

سخن روز شماره ۶
۲۳ آبان ۱۴۰۰، ۱۴ نوامبر ۲۰۲۱

آه چه دشوار است از سرای سخن جنبیدن، از پل “عمل” گذشتن و کاری ارزنده را سِزَنده بودن!”(ا.ط)

اخیرا “نامه مردم” در چند شماره به افشای بعضی از گروه هایی که خود را توده ای می خوانند پرداخته است و نامه سه سال پیش رفیق عمویی به رفیق خاوری را از نقشه های حزب سازی رژیم معرفی کرده است. رفقای بسیاری نظر ما را در این مورد جویا شده اند.”افشاگری” نامه مردم شامل دو بخش می شود. بخشی مربوط به نامه رفیق عمویی به رفیق خاوری می باشد و بخشی هم مربوط به رفقای “ده مهر” است.

از همین آغاز بگوییم که “توده ای ها” هر نوع حزب توده سازی را به شدت محکوم می کند، حتا اگر با حسن نیت انجام شود. این نوع نقشه ها ضربه بزرگی به اتحاد توده ای ها خواهد زد و در خدمت اهداف رژیم خواهد بود.

ولی موضوع چیست؟

تا آن جا که ما اطلاع داریم ادعای “نامه مردم” در مورد این که یکی از رفقای “ده مهر” به علت تخلفات تشکیلاتی در کنگره چهارهم اخراج شد و دیگری خودش استعفا داد صحیح است. بر خلاف آن رفتاری که در ارتباط با کنگره سوم با رفیق عاصمی شده بود، این رفقا با رعایت اساسنامه حزب اخراج شدند و استعفا دادند. لازم به یادآوری است که رفقای “ده مهر” شرکت فعالی در کنگره سوم حزب داشته اند و در بی مهری به رفیق عاصمی شریک جرم بعضی از رهبران فعلی حزب هستند. جدا از این نکته منفی، این رفقا در کنگره سوم در مقابل تغییر ایدیولوژیک حزب خوب مقاومت کردند. 

تا آن جا که ما اطلاع داریم، این هم صحیح است که این رفقا به علت شرایط خاص آن زمان  خواستار قوی کردن مرکزیت حزب بودند. در مورد رفیق سهند این هم صحیح است که ایشان به ایران رفت و آمد می کرد (ما هیچ اطلاعی از این نداریم که آیا هنوز هم رفت و آمد می کند یا نه) . این خبر از طریق رفقای داخل به شادروان رفیق عاصمی رسیده بود. اما باید اضافه کرد که اگر رفتن به ایران جرم حساب شود، باید برای همه جرم باشد، ولی به ما خبر رسیده است که برخی از اعضای خانواده بعضی از رهبران حزب نیز به ایران رفت و آمد می کنند! و بعضی از رهبران حزب به کشورهایی مسافرت می کنند که کم خطرتر از سوریه نیست!

آن چه که به نامه رفیق عمویی به رفیق خاوری بر می گردد، ما از متن مطلب، از آن جایی که هیچ کدام از این دو طرف نامه را منتشر نکرده اند، خبر نداریم.

(گویا سایت “ده مهر” این نامه را منتشر کرده است که باید به جای خود به آن پرداخت).

بنابراین، آن چه که نامه مردم در این مورد نوشته است، می تواند تعبیر و برداشت از نامه باشد که مانند هر تعبیری می تواند جنبه های نگفته و ندیده داشته باشد. رفیق عمویی در اعلامیه در باره درگذشت رفیق خاوری روایت دیگر از نامه ارائه می دهد. ایشان می نویسد:

“با توجه به مسائلی که در یکپارچگی حزب توده ایران در سال های اخیر پدید آمده بود نامه ای  به رهبری حزب توده ایران ارسال کردم و در آن  خواستار تلاش برای به هم پیوستن بخش های مختلف حزب توده ایران که با نام های گوناگون به فعالیت توده ای ادامه می دادند شدم. امید داشتم و هم چنان امیدوار هستم که این پراکندگی تشکیلاتی منجر به یگانگی شود. “

در این مورد باید صبر کرد تا دید، آیا رفیق عمویی جوابی به اطلاعیه حزب توده ایران خواهد داد یا نه! بهترین کاری که حزب توده ی ایران باید در این شرایط انجام دهد انتشار این نامه هست تا همه توده ای ها با خواندن آن در مورد آن قضاوت کنند. ولی اگر فرض را بر این بگذاریم که تعبیر رفقای کمیته مرکزی از نامه صحیح است، پس باید طرح این مساله را بدون شک کار اطلاعات رژیم دانست.

برای “توده ای ها” بسیار واضح است که عضویت حزبی تمام اعضای سابق کمیته مرکزی زندان رفته، از آن جایی که بنا بر مصوبات حزب لغو نشده است هم چنان اعتبار دارد. ولی تمام اعضای زنده مقیم داخل باید بدانند که آنها مهره های سوخته ای هستند و باید بسیار مواظب باشند که از آنها برای حزب سازی و بر علیه حزب سواستفاده نشود. رفیق شادروان عاصمی به خاطر شرایط خاص پیش از ۱۵ خرداد، نامه رفیق کیانوری را در این مورد استثنا می دانست، ولی در این مورد هیچ وقت در هیات تحریریه “توده ای ها” اتفاق نظر وجود نداشت.

اما به آن چه که به رفیق عمویی بر می گردد، نظر “توده ای ها” تا قبل از انتشار “صبر تلخ” به این رفیق منفی بود. همین جا یادآوری شود که این نظر منفی به خاطر جریانات زندان نبود، بلکه به خاطر نقش بیرون از زندان این رفیق بوده است. در زیر این موضوع بیشتر شکافته می شود. 

پس از ضربه به حزب، ملاقات اول و آخر حضوری رفیق عاصمی با رفیق عمویی در خانه معروف رفیق عاصمی در زولینگن آلمان انجام شد. در آن دیدار، رفیق عاصمی از رفیق عمویی خواست که به ایران برنگردد و گزارش کاملی از آن چه که در زندان گذشته است را در ملاقاتی با رفیق خاوری به حزب تحویل دهد. جواب رفیق عمویی به همه ی این خواست ها این بود که “نمی شود”.     

نتیجه رفیق عاصمی  از  آن ملاقات این بود که دست رفیق عمویی “زیر ساطور” هست و در این باره نمی شود روی او حساب باز کرد و نباید هم باز کرد. رفیق عاصمی در مورد رد صحبت های همسر رفیق جوانشیر در مورد خدایی توسط عمویی با عصبانیت می گفت که این حرف ها هیچ اعتباری ندارد، چرا که “دست عمویی زیر ساطور” است. رفیق عاصمی در نامه ای از رفیق عمویی خواست که فقط در مورد دفاع از تاریخ حزب صحبت کند.     

پس از ان ملاقات حضوری، دوباره هنگامی که رفیق عاصمی در حال تحقیق در مورد شعرهای زندان رفیق طبری بود، مبادلات و مکاتباتی بین این دو رفیق انجام شد. هنگام تحقیق در مورد شعرهای زندان رفیق طبری، رفیق عاصمی مطمئن شد که عمویی در زیر فشار شدیدی از طرف رژیم است، تا این شعرها را مال رفیق طبری نداند. عمویی که بار اول با خواندن بعضی از شعرهای زندان تاکید کرده بود که حتما باید تحقیق شود که چگونه این شعرها گفته و به بیرون از زندان آورده شد، به ناگهان “مانند ریگی در دریا” شاعر آن شعرها را پیدا کرد. پس از تحقیقات معلوم شد که شاعر پیدا شده توسط عمویی یک فرد اصفهانی است، ولی شاعر شعرهای زندان از زادگاه خود شمال می گوید. در مقابل این مدرک، رفیق عمویی به رفیق عاصمی گفت که از تحقیقات در این مورد دست بردارد، چرا که او (عمویی) شاعر اصلی را حتما پیدا خواهد کرد!!  

پس از چند وقت، به طور اتفاقی عمویی در سفری به مازندران مهمان کسی بود که معلوم شد شاعر شعرهای زندان است!!!!

در تاریخ ۱/۱/۲۰۰۶ رفیق عاصمی در نامه خود به رفیق خاوری در مورد نقش عمویی در پیدا کردن شاعر شعرهای زندان طبری می نویسد:  

“در سفرى با دو تن از دوستانش به شمال در منزلى اقامت داشته، اما صاحبخانه را نمى شناخته است. موقع بازگشت، آقاى عموئى به هم سفرانش مى گويد، «اسم اين آقاى صاحبخانه چيست، تا من از او براى پذيرايى تشكر و خداحافظى كنم». همراه مى گويد [اسم حذف شد]. عموئى تعريف كرد، كه از صاحبخانه پرسيدم «[فلانی] جان تو شعرى نگفته ‏اى به اسم “بگذار زمان بگذرد“؟ گفت چرا. گفتم تو آيا براى شمال هم شعرى گفته‏ اى. گفت، بله.» عموئى گفت، «با اين حرف من صورتش را بوسيدم و به او گفتم، يك كسى شعر ترا در نوار خوانده برايت مى فرستم و فردا از تهران نوار را برايش پست كردم.» “

عمویی برای اثبات این حرف دو دفترچه شعر این شاعر را برای رفیق عاصمی فرستاد. هر سه دفتر شعر به دست دو تن از محققان و منتقدان و شعردانان ماهر برای قضاوت داده شد که هر دوی آنها به صراحت گفتند که شاعر دفتر سوم با شاعر دو دفتر دیگر فرق می کند.

در تاریخ ۸/۴/۲۰۰۵ رفیق عاصمی به رفیق عمویی می نویسد:

“اما در مورد اشعار، كه دو كتابچه آن را برايتان بازپس فرستادم، و براى زحمتى كه كشيده بوديد [….] تشكر مى كنم، بايد بگويم، كه نتايج تحقيقات نشان مى دهد، كه شاعر خوش قريحه سراينده آن بخش از اشعار نيست، [….]. نظر استادان مسلم معاصر در شعر فارسى ترديدى در وجود دو سراينده با دو كيفيت و سطح مختلف محتوايى، مضمونى و توانايى بيان شاعرانه باقى نمى گذارد. ”  

رفیق عاصمی در تاریخ ۱۶/۰۹/۲۰۰۵ به رفیق خاوری در این مورد می نویسد:

“عموئى اعلام داشت اين فرد بدون هر ترديدى سراينده اشعار مورد نظر است.[…].

هر دو مرجع […] صراحتاٌ گفتند، كه […] احتمال تعلق اشعار سروده شده در زندان به شاعر “كشف شده“ به كلى منتفى و وصله ‏اى ناموزون است. “

علاوه بر این بعدها معلوم شد که دومین شاعر مدعی پیدا شده توسط عمویی می بایست هنگام سرودن این شعرها ۲۴-۲۵ ساله باشد (متولد سال ۱۳۳۸ – زندانی سال۱۳۶۲ ). این در حالی است که رفیق عاصمی در کتاب خود تفکر فلسفی و رشته تاریخی اصطلاحات به کار برده شد در شعرهای زندان را در شعرها و نوشته های قبل از زندان رفیق طبری یافته است و ثابت کرده است که این شعرها به خاطر بار عمیق فلسفی و شیوه ویژه نگارش «ترانهء خوابگونه» سروده هیچ کس دیگری جز طبری و یا “همزاد” او نیست.

در این موقع برای رفیق عاصمی هیچ شکی نبود که رفیق عمویی زیر فشار عظیمی از طرف رژیم است تا این دفترچه را منسوب به طبری نداند. حتا وقتی رفیق عاصمی برای ایشان نوشت که یکی از هم زندانیان طبری این موضوع را تایید کرده است، رفیق عمویی همچون یک دستور حزبی به رفیق عاصمی دستور توقف تحقیقات در مورد شعر را داد.

رفیق عاصمی در تاریخ ۷/۵/۲۰۰۵ به عمویی می نویسد:

“نحوه اعلام نظرتان، […]، در اين جملات خلاصه مى شود: “من چنين تشخيص داده ام… تحقيقات بيشترى را ضرورى نمى دانم… سراينده اشعار فقط شخص …. است“، [این] تحقيقات نيست، بلكه اعلام يك تصميم سياسى است. “

رفیق عاصمی در تاریخ ۹/۱۲/ ۲۰۰۵در این مورد به رفیق خاوری می نویسد:

“تصميم شبانه ‏اى كه بنا به همه شواهد، بر او [عمویی] ديكته شده است. ”  

لازم به توجه است که “راه توده” هم در مقالات متعددی این طور شبهه می کند که گویا طبری از سیاست بی زار بود و اصلا سیاسی نبود (یعنی تایید صحبت های رژیم).

بنا به دلایل پیش گفته نظر “توده ای ها” به عمل کرد خارج از زندان رفیق عمویی در مجموع منفی بود. اما پس از انتشار “صبر تلخ” همه ی اعضای گروه تحریریه “توده ای ها” آن را خواندند (حتا رفیق عاصمی با وجود مریضی شدید خود). نظر همه این رفقا این بود که رفیق عمویی با این کار حداقل وظیفه گزارش دهی خود از آن چه که در زندان گذشته است را به نحو احسن انجام داده است. در این مورد به رفیق سیامک وظیفه داده شد تا در دو مقاله به آن بپردازد که با نظرهای اصلاحی رفیق عاصمی انجام شد و انتشار یافت.

بنابراین “توده ای ها” انتشار “صبر تلخ” را به نفع حزب توده ی ایران می داند و هم زمان آن را سندی می داند که بسیاری از شک و تردیدها را در مورد فعالیت پس از زندان عمویی را می تواند پاک کند و از بین ببرد.

آیا رفیق عمویی و “ده مهر” در حال ساختن حزب توده ی جدیدی هستند؟ آن چه که به رفیق عمویی بر می گردد بهتر است که او به سفارش رفیق عاصمی گوش دهد و وارد این مباحث نشود. در مورد “ده مهر” باید گفت که آن چه که از نوشته های رفیق عاصمی در مورد این گروه در دست ما است (که امید است روزی انتشار یابد) نشان بر این دارد که این رفقا در مذاکره با “توده  ای ها” تاکید داشتند که در فکر راه اندازی یک حزب توده ی جدیدی نیستند بلکه خواهان یگانگی و نزدیکی توده ای ها هستند. علاوه بر این رفیق عاصمی در این شکی نداشت که “ده مهر” هم چنان ارتباطات گسترده ای با “راه توده” دارد.

آیا رژیم از پراکندگی گردان توده ای برای توهم استفاده می کند؟ آیا رژیم از افراد خود بزرگ بین برای حزب سازی استفاده خواهد کرد؟ نظر “توده  ای ها” همواره چنین بوده است که حتما چنین است. رفیق عاصمی در چندین نامه اعلام خطر رفیق خاوری در این مورد را به جا دانسته بود.

رفیق عاصمی در تاریخ ۱۷/۱۱/۲۰۰۸ در نامه خود به رفیق خاوری می نویسد: 

“واقعيت تلخ آنست كه به علل تاريخى‏‏ معين، كه بررسى‏‏ آن موضوع اين سطور نيست، جنبش توده‏اى‏‏ اكنون از انسجام نظرى‏‏ و سازمانى‏‏ ضرور برخوردار نمى‏باشد. اين امر اما به معناى‏‏ نفى‏‏ “توده ‏اى‏‏“ بودن و به “جنبش توده ‏اى‏‏“ تعلق داشتن تك تك توده ‏اى ‏‏ها نبوده و همچنين مسئوليت هر توده‏اى‏‏ را براى‏‏ پايان بخشيدن به اين وضع نفى‏‏ نمى‏‏ كند! اين مسئوليتى‏‏ است كه همه توده‏اى‏‏ ها به آن پايبند و براى‏‏ تحقق بخشيدن به آن مصممند، بى‏‏تفاوت از آنكه، در كدام بخش از جنبش توده‏اى‏‏ قرار دارند و مبارزه مى‏‏كنند.

تعلق داشتن به جنبش توده ‏اى‏‏ و مسئوليت داشتن در برابر سرنوشت جنبش و وظايف ناشى‏‏ از اين جانبدارى‏‏، ادعايى‏‏ بى‏‏ پايه و اساس و يا تنها احساسى‏‏ نيست، بلكه داراى‏‏ زمينه‏ اى‏‏ عينى‏‏، قابل شناخت و كنترل است.به ‏نظر مى‏ رسد مى ‏توان  كوشش براى‏‏ ساماندهى‏‏ وحدت انديشه جنبش توده ‏اى‏‏ و پشت سر گذاشتن تشتت سازمانى‏‏ و تحكيم مستمر يك‏پارچگى‏‏ حزب توده ايران را از يك‏سو و پايبندى‏‏ به اسلوب و متدولوژى‏‏ علمى‏‏ شناخته شده حزب توده ايران براى‏‏ تجزيه و تحليل شرايط اجتماعى‏‏ و نبرد طبقاتى‏‏ جارى‏‏ و از اين طريق استخراج رهنمود‏هاى‏‏ ضرورى‏‏ براى‏‏ عمل و پراتيك جنبش توده ‏اى‏‏ تحت رهبرى‏‏ حزب را ازسويى ‏ديگر، زمينه عينى‏ و قابل كنترل و محك شناخت سره از ناسره و تعلق داشتن به جنبش توده‏اى‏ و حزب آن ارزيابى‏ نمود.

تجربه تاريخى‏‏ نشان داده است كه يكى‏‏ از شيوه ‏هاى‏‏ موفق ارتجاع در كشورهاى‏‏ مختلف براى‏‏ دستيابى‏‏ به اهداف خود، در اين روش خلاصه شده است، كه با سعى‏ در نابودى‏‏ فيزيكى‏‏ جنبش‏هاى‏‏ انقلابى‏‏، امكان تداوم مبارزه منسجم و متشكل آن‏ها را در آينده محدود و يا حتى‏‏ براى‏‏ دوران‏هايى‏‏ غيرممكن سازد. جا انداختن جايگزين‏هاى‏‏ انحرافى‏‏، روى‏‏ ديگر شيوه سركوب فيزيكى‏‏ را تشكيل مى‏‏دهد.

حزب توده ايران هر دوى‏ اين شيوه ‏هاى‏ جنايتكارانه و محيلانه ارتجاع را بر تن و جان خود تجربه كرده است. “

با توجه به آن چه که رفیق عاصمی به رفیق خاوری نوشته است‏‏، می توان چنین نتیجه گیری کرد. آن چه که مسلم است این است که در مقابل خط رسمی حزب توده ی ایران، حداقل دو خط دیگر که خود را مخالف خط رسمی حزب توده ی ایران می دانند وجود دارد.

یک- “ده مهر” و “عدالت”؛ اگر “ده مهر” و “عدالت” را با وجود بعضی از اختلاف ها در یک گروه می گذاریم برای این است که هر دو به ضدامپریالیست بودن یک جناح جمهوری اسلامی که هم اکنون حاکم است باور دارند و با نصیحت خواهان تغییر سیاست به نفع مردم از این جناح هستند.

دو- طرفداران “راه توده” هستند که در کنار جناح بورژوازی بوروکرات در مقابل ولایت فقیه ایستاده اند. 

حزب توده ی ایران بر عکس این گروه ها روی هیچ جناح جمهوری اسلامی سرمایه گزاری نمی کند و معتقد به اصلاح رژیم نیست و خواهان سرنگونی ولایت فقیه است و برای همین بزرگترین وظیفه خود را در حال حاضر وظیفه دموکراتیک و نزدیکی به احزاب و گروه هایی می داند که در این راه قدم گذاشته اند.

خط “توده ای ها” در این مورد مشخص است. ما (“توده ای ها”) به هیچ وجه اعتقادی به استحاله رژیم نداریم و در این مورد در کنار حزب توده ی ایران ایستاده ایم. ولی بر خلاف حزب توده ی ایران ما هم زمان وظیفه خود می دانیم که تا ان جا که در توان داریم بار وظیفه سوسیالیستی را بر دوش کشیم.  

اما با وجود اختلاف های بسیار شدیدی که ما با اندیشه های “انحرافی” “ده مهر”، “عدالت” و “راه توده” داریم، ما معتقد به امنیتی کردن اختلافات نیستیم.  

تجربه های سه دهه گذشته ما به خوبی نشان می دهد که برخوردهای امنیتی با دیدگاه های دیگر گروه هایی که خود را توده ای می دانند  راه به جایی نمی برد. هر گروهی برای خود دیدگاهی دارد که طرفداران خود را دور آن جمع کرده است. اگر حتا موسسان این گروه ها “جاسوس” یا “وابسته” باشند باز نمی توان به این دلیل از برخورد با دیدگاه های آن ها امتناع کرد. این دیدگاه ها بازتاب دهنده منافع لایه ها و طبقات خاصی در نبرد طبقاتی جاری در جامعه است، و بنابراین نمی توان این روند کمابیش قانون مند را  به زور متوقف کرد.

تنها راه صحیح برخورد ایدیولوژیک با این دیدگاه ها است.

مقاله های ذکر شده:

حماسهء نبرد انسان: دیالکتیک شعرهای زندان احسان طبری

نگاه رفیق عمویی به رفیق کیا!

نگاهی به آقای خمینی با چشمان رفیق عمویی!

حزب تودۀ ایران از مشی سیاسی-تشکیلاتی اصولی و مبارزۀ انقلابی خود منحرف نخواهد شد!

اطلاعیۀ دبیرخانۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران درباره انتشار نامهٔ محمد علی عمویی به رفیق علی خاوری




تجمع بازنشستگان در تهران و پنج شهر

اخبارروز

اخبار روز: امروز یکشنبه ۹ آبان ۱۴۰۰، شماری از بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی در شهرهای تهران، رشت ، تبریز ، کرمانشاه ، مشهد و اهواز به دنبال فراخوان از پیش اعلام شده، در مقابل ساختمان تامین اجتماعی شهر خود، تجمعات اعتراضی برپا کردند. همزمان جمعی از بازنشستگان شرکت مخابرات ایران در محوطه ساختمان معاونت مالی مخابرات ایران در تهران تجمع اعتراضی داشتند. امروز همچنان کارگران ماشین سازی تبریز, ماشین سازی اراک , پتروشیمی آبادان , کارخانه روغن نباتی گلنار , کارگران شهرداری ها در چند شهر , پتروشیمی کوه مبارک جاسک و پتروشیمی بیستون کرمانشاه در حال اعتراض و اعتصاب در راستای دستیابی مطالبات خود بودند.

بازنشستگان معترض برخی از مطالبات خود را افزایش مستمری های دریافتی در موازات خط فقر، اجرای قانون همسان سازی حقوق، اجرای دقیق ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، رفع مشکلات بیمه تکمیلی، پرداخت پاداش آخر سال و همچنین محاسبه سوابق مشاغل سخت و زیان آور در محاسبات متناسب سازی، عنوان کردند. همزمان جمعی از بازنشستگان شرکت مخابرات ایران در محوطه ساختمان معاونت مالی مخابرات ایران در تهران تجمع اعتراضی برپا کردند.

تجمع بازنشستگان با شعارهایی از جمله , قامت بازنشسته از تورم شکسته ؛ هزینه ها دلاریه حقوق ما ریالیه ؛ گرانی تورم بلای جان مردم ؛ ما بازنشستگانیم دنبال حقمانیم همراه بود. در کرمانشاه همچنان بازنشستگان در کف خیابان سفره خالی پهن کردند.

در بخش کارگران شاغل , امروز یکشنبه ۹ آبان ۱۴۰۰ خبرهایی از اعتراضات و اعتصابات کارگران منتشر شده است. از جمله کارگران پتروشیمی آبادان، در اعتراض به عدم اصلاح طرح طبقه‌بندی مشاغل و اخراج چهار نفر از همکارانشان، برای دومین روز متوالی در محوطه این شرکت دست به تجمع زدند. کارگران کارخانه روغن نباتی گلنار نیز ، برای دومین روز متوالی در محوطه این کارخانه تجمع اعتراضی برگزار کردند. تعطیلات اجباری بدون حقوق، کسر مرخصی، کاهش میزان تولید، عقد قراردادهای کوتاه‌مدت یکماهه، شبکاری‌های دو هفته‌ای مداوم، بی‌توجهی به مشکلات کارگران و تهدید کارگران به اخراج در صورت اعتراض، از جمله مشکلات این کارگران است.

در تبریز امروز کارگران معترض ماشین‌ سازی تبریز، در اعتراض به تداوم سوءمدیریت ها در این مجموعه بزرگ صنعتی، ۱۱ نفر از مدیران و مشاوران جدید این کارخانه را بیرون کردند. کارگران معترض ماشین سازی تبریز، در ادامه اعتراضات قبلی خود، اقدام به اخراج مدیران جدید خود کرده اند.
از سایر اعتراضات و اعتصابات جاری امروز می توان به تجمع اعتراضی کارگران کارخانه ماشین سازی اراک با خواست افزایش حقوق متناسب با تورم واقعی و هزینه‌های زندگی در محوطه شرکت , اعتصاب و تجمع نیروهای خدماتی خط ۲ متروی تهران در ایستگاه مترو صادقیه که دستمزدهای ۳ ماه اخیر، ۲ ماه معوقات بیمه‌ای از سال ۹۸ و سنوات سال‌های ۹۸ و ۹۹ را طلبکار هستند و اعتصاب کارگران فضای سبز در قزوین که در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه خود دست به اعتصاب زده اند , اشاره کرد.

کارگران پتروشیمی کوه مبارک جاسک نیز در اعتراض به عدم دریافت معوقت مزدی خود دست به اعتصاب زده اند. کارگران پروژه‌ی نفتی کوه مبارک شهرستان جاسک که زیرنظر شرکت پیمانکاری کیسون مشغول به کار هستند، بیش از ۶ ماه است که هیچ حقوق و مزایایی دریافت نکردند. همچنین در سوی دیگر کارکنان قراردادی اتاق کنترل، سایت و کارگران واحد تعمیرات پتروشیمی بیستون کرمانشاه در اعتراض به عدم رسیدگی به مطالباتشان دست به اعتصاب زدند و در محوطه‌ی شرکت تجمع کردند.