زندهباد بحث بين تودهاىها (٧)انديشه غيرديالكتيكى آذرنگ، حقيقت را درك نمىكندانتخابات رياست جمهورى و اصلىترين تضاد
مقاله شمار ٥٢/١٣٨٧
كليت، حقيقت است، جمله معروف هگل مىباشد. حقيقت اما يك بافت يك دست، يك لايه، با يك جنبه و وجه و لحظه و … نيست، بلكه «روند جارى زندگى» به قول ماركس از بهمتنيدگى و بهمپيوستگى مجموعهاى از لايهها، جنبه و وجه و لحظهها و… تشكيل مىشود، كه تحت تاثير شرايط تغيير يابنده، در حال تغيير و شدن است. هر چه پديده رشديافتهتر باشد، پيچيدگى و هزار لايگى آن بيشتر است.
روند رشد و تغيير از ساده به بغرنج و از بسيط به مركب را مىتوان در كليه پديدهها يافت و نشان داد. جامعه طبقاتى پيشرفته سرمايهدارى در تاريخ بشرى بدون ترديد يكى از بغرنجترين و مركبترين پديدههاست، كه شناخت و درك از آن را ماركس در ”كاپيتال“ وظيفه دورانساز خود قرار داد. ماركس به منظور توضيح و تشريح ساختار و عملكرد نظام سرمايهدارى، به نگارش يك كتب دستور عمل براى انديشه ديالكتيكى نپرداخت، بلكه اسلوب و انديشه ديالكتيكى را گام به گام و در جاى جاى پژوهش و بررسى صورتبندى اقتصادى- اجتماعى سرمايهدارى در ”كاپيتال“، و در زيربناى اقتصادى آن، بكار گرفت و آن را ترسيم نمود.
