به نظر ما، مساله وحدت نظری و سازمانی در حزب توده ایران، که تنها تحت کنترل رهبری کنونی تحقق خواهد یافت، دارای دو مرحله ی به کلی متفاوت است. یکی مرحله ی وحدت نظری- تئوریک بر سر ایدئولوژی مارکسیسم- لنینیسم و مبتنی بر آن پذیرش ضرورت استقلال سیاست طبقاتی حزب توده ایران است
در این مرحله،، آن را مرحله ی پیش از وحدت تشکیلاتی باید نامید، می توانند و باید توده ای ها مواضع نظری- تئوریک و اساسنامه ای خود را روشن سازند و با شفافیت اعلام کنند؛
مرحله وحدت تشکیلاتی، به معنای تقاضای عضویت مجدد فرد فرد مبارزان است در حزب توده ایران. در این مرحله شفاف بودن گذشته ی مبارزاتی هر فردی برای حزب و ارگان های رسمی آن اجتناب ناپذیر است. به طور قطع رهبری حزب در این زمینه و بر پایه موازین اساسنامه ای رفتار خواهد نمود.
“توده ای ها”
سخن روز شماره: ۲۵ (۵ خرداد ۱٣۹۷)
پیش درآمد
در واتیکان، شیوه دیرینه و مرسوم برای انتخاب رهبرکاتولیک های جهان (مقام پاپ اعظم ) این است کههمه ی اسقف های اعظم از اقصی نقاطِ جهان درکلیسای بزرگ واتیکان جمع شده و جلسه می گذارند تا ازمیانِ خود یک کشیش عالیرتبه و واجدِ شرایط را به عنوان رهبر مذهبی مسیحیان جهان انتخاب نمایند و تازمانی که پاپ انتخاب نشده باشد، از دودکش کلیسا جهت اطلاع انبوهِ مردمی که گرداگردِ کلیسا با چشمانی نگران تجمع کرده اند، “دود سیاه” را به نشانه اینکه جلسه مشورتی اسقف های اعظم جهان هنوز به نتیجه لازم نرسیده، بیرون می دهند. از قضا در جریان انتخابِ پاپ بندیکت شانزدهم- رهبر اسبقِ کاتولیک های جهان، این تشریفات 3-4 روز به طول انجامید تا آنکه مردمِ واتیکان درپی مشاهده دودهای سیاهِ متوالی,بالاخره موفق شدند با شادمانیِ خاصی، بالاخره خروجِ “دود سفید” را از دودکش کلیسای بزرگ واتیکان به نشانه “خبرِ انتخابِ پاپِ جدید” مشاهده نمایند.
آیا روند “گفتگو میان توده ای ها” که به شهادت انبوه نوشتارهای گذشته و با پیشگامی رفقای سایت مهر و توده ای ها کلید خورده و اکنون وارد مرحله نوینی شده، می تواند نقش تاریخ ساز خود را ایفا نماید؟
“توده ای” کیست و عنوانِ ” توده ای ها” به چه کسانی اطلاق می شود؟ آیا تنها رفقای درون تشکیلات،توده ای محسوب می شوند و دراین صورت تکلیفِ “همهٔ رفقا و رزمندگانِ راه طبقهٔ کارگر که در دهههای اخیر و به ویژه پس ازضربهٔ ددمنشانه به حزب دردههٔ ۶۰، به دلیل دشواریهای پیش آمده از مبارزه در صحنهٔ سیاست ایران یا همراهی با تشکیلات حزبی دور ماندهاند” و در اسناد حزبی مکررا به “وحدت”فراخوانده شده اند، چه می شود؟
آیا ادامه این گفتگوها و ایجاد همگرایی میان توده ای های خارج از تشکیلات حزبی به خودی خود کافی است؟ جایگاه و نقش رفقای رهبری حزب در این گفتگوها و فرجام نیک یا بدِ آن کجاست؟
متر ومعیارِ اصولی و دستور جلسه منطقی برای آغاز جدی و چندجانبه این گفتگوها با هدف ایجاد همگرایی و برقراری وحدت نظری و عملی میان “توده ای ها” کدام هاست؟
آیا با ادامه این روند، از “دودکش” گفتگو میان توده ای ها “دودِ سفید” خارج خواهد شد وهمه اعضا و هواداران حزب با شعف و شادی و همچون تنی واحد، مبارزه سازمان یافته و موثر خود را برای سعادت و بهروزی خلق های تحت ستم ایران رقم خواهند زد؟…
تا کنون به برخی ازاین پرسش ها در کنار انبوهِ اسناد حزبی ومقالاتِ نامه مردم (ارگان مرکزی حزب)، وهمچنین توسط رفقای سایت های مهر و توده ای ها، و نیز در لابلای نظرات ابرازشده توسط رفقا آرش، درویش، احسان، محسن، ابی، ناهید، و… دیگران پاسخ هایی داده شده و البته این امر نیاز به مطالعه یکپارچه دارد که اکنون به همت سایت توده ای ها فراهم آمده است. نگارنده این سطور نیز پیش ازاین در حدّ بضاعتِ خود، درلابلای نظرات یا مقالاتی چون: “رفقا! خلق در انتظار شماست!” ویا درنظری با عنوان”نقدها را بُوَد آیا که عیاری گیرند؟“، به نکاتی اشاره داشته است اما این نوشتار می کوشد در پیِ رشد و تکاملِ گفتگوهای جاری، به بویژه به برخی پرسش هایِ تازه مطرح در چند بخش متوالی پاسخ دهد.
یادآورمی شود ایده اولیه تهیه چنین نوشتاری یکماه و نیم پیش شکل گرفت و بتدریج به نگارش در آمد اما بنا بر ملاحظاتی، در وقت خود تکمیل وانتشار نیافت. اکنون بخشِ نخستِ این نوشتار که به بررسی دیدگاه های حزب توده ایران درباره “وحدت تودهای ها” اختصاص دارد، تقدیم رفقا می گردد. پیشاپیش همه رفقای خود را به تصحیح خطاهای اندیشه وقلمِ نگارنده ومشارکت مسئولانه دربحث فرامی خوانم.
دیدگاه حزب توده ایران درباره “وحدت تودهای ها“
رفقای کادر رهبری حزب توده ایران که در پیِ یورش هایِ وحشیانه دهه 60 با تلاشِ فراوان توانسته اند از وجودِ مادّی و معنویِ حزب طبقه کارگر ایران صیانت وپاسداری کنند و انتشارِبی وقفه و موفقِ نامه مردم (ارگان مرکزی حزب) را در کارنامه خود دارند، تا کنون در قالب اسناد مصوب حزبی، برخی دیدگاه ها و نظرات خود را در باب مقوله “وحدت توده ای ها” درمیان گذاشته اند. ازمیان اسناد مصوّبِ سال های اخیر، دو سند بیش از همه جلب توجه می نماید که برای تبیین موضوع بحث در زیر به آن ها استناد و اشاره می گردد:
در بند21 از “سند کمیته مرکزی حزب توده ایران به مناسبت 75مین سالگردِ تاسیسِ حزب توده ایران” می خوانیم:
“حزب تودۀ ایران در بحثهای سالهای اخیر میان نیروهای چپ درباه ماهیتِِ یکحزبِ چپ تأکید داشتهه یک حزبِ رزمندهٔ انقلابی با داشتن ماهیتِ طبقاتیِ روشن و بنیادهایِ نظریِ مشخص شکل میگیرد و نمیتواند همانند جبهه گسترده از نظریات و سیاستهایِ متفاوت (مانند سازمان آزادیبخش فلسطین) عمل کند که در آن طیفهای گوناگونِ نظری- سیاسی گِردِ هم میآیند و برای رسیدن به یک برنامۀ مبارزاتیِمشترک مذاکره میکنند. چنین تجربیاتی در سالهای اخیر بارها در دیگر نیروهایِسیاسی کشور تجربه شده است که نتیجهٔ آن را بهروشنی میتوان دید.
ساختارِ حزب ما همچنان بر پایهٔ اصل مرکزیتِ دموکراتیک استوار است. ما ضمنِاعتقادِ عمیق به حقوق اعضا و هوادارانِ حزب برای بیانِ آزادِ نظرهایشان در ساختارهای حزبی و حقِ انکارناپذیر آنها در تعیینِ سیاست و برنامهٔ مبارزاتیِ حزب معتقدیم که رازِ ماندگاریِ حزب در ۷۵ سال گذشته، علاوه بر ریشههای عمیقِ مردمی آن که عمدهترین عامل است، نظم واعتقادِ تشکیلاتیِ رفقا و هوادارانِ حزب و پاسداری آنها از اصل مرکزیتِ دموکراتیک بوده است.
شرایطِ کنونی کشور، اوجگیری بحران رژیم ضدمردمی ولایت فقیه، و سربلند کردن جنبشِ اعتراضیِ تودهها میطلبد که صفوفِ حزب بیش از پیش تقویت گردد و انسجامِسازمانیِ آن ارتقا یابد. حزب تودهٔ ایران متعلق به همهٔ کسانی است که به وظیفهٔ تاریخی حزب طبقهٔ کارگر، و آرمانها و برنامهٔ حزب باورمندند. حزب ما مشتاقانه امید به بازگشت و فعالیتِ همهٔ رفقا و رزمندگانِ راهِ طبقهٔ کارگر دارد که در دهههای اخیر و بهویژه پس از ضربهٔ ددمنشانه به حزب در دههٔ ۶۰، به دلیلِ دشواریهایِ پیش آمده از مبارزه در صحنهٔ سیاست ایران یا همراهی با تشکیلاتِ حزبی دور ماندهاند.
حزب ما به همهٔ وفاداران به آرمانهایِ طبقهٔ کارگر نیاز دارد تا بتواند هرچه قدرتمندانهتر پرچم پرافتخارِ حزبِ ارانیها، روزبهها، رحمان هاتفیها، و فاطمه مدرسیها را برافراشته نگه دارد. آغوشِ حزب تودۀ ایران برای همهٔ کسانی که اساسنامه و برنامهٔ مبارزاتی حزب تودهٔ ایران را در راه طرد رژیم ولایت فقیه و پایان دادن به استبداد در کشور میپذیرند باز است. حزب تودۀ ایران خانۀ تمامِ کسانی است که جز پیروزیِ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان و رهاییِ میهن از بندهای استبدادِ قرونِ وسطایی و استقرارِسوسیالیسم آرزو و اندیشهٔ دیگری ندارند. قدرتِ ما در وحدتِ ماست.” (به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۰۹، ۱۲ مهرماه ۱۳۹۵)
به باورِ نگارنده و موافقت همه رفقای توده ای، بر این سند تاریخی کلمه ای نه میتوان و نه باید افزود زیرا که بیان و لحنِ آن، به حد کافی و شافی و معرّفِ “دردِ مشترک” همه توده ای ها به ویژه در برهه کنونی است. سند اذعان دارد که جمع قابل توجهی (اگر نگوییم انبوهی) از رفقای توده ای در پی یورش های دهه60 به طور ناخواسته از صفوفِ تشکیلاتِ خود بازمانده اند و کمیته مرکزی حزب در اعلامی رسمی، همچون پدری خردمند، آغوشِ خود را به روی همه باورمندانِ به سوسیالیسم و اساسنامه و برنامه مصوب حزب باز می نماید.
و اما رهبری حزب سه سال و نیم پیش ازآن، درسند مصوب کنگره ششم حزب با عنوان “سی سال از یورش وحشیانه رژیم ولایت فقیه برای نابودی حزب توده ایران می گذرد“، نگاهی نسبتا متفاوت به مقوله وحدت توده ای ها از خود ارائه داده بود. مستند نگارنده برای این متفاوت بودن، نقدهای متعددی بود که با انتشار این سند در برخی سایت ها و نشریات توده ایانعکاس یافت که نگارنده الزاما با همه آن ها موافق نبوده، اما پرسش مهمی را در ذهن خود دارم که امیدوارم پاسخ آ نرا بیابم .
ابتدا پاراگراف مربوط به بحث را به نقل از سند در زیر می خوانیم:
” ما درسال گذشته با فراخوانهای گوناگونی برای “وحدت حزب” روبهرو بودهایم. ویژگی این فراخوانها نفیِ کاملِ وجودِ حزب توده ایران و کمیته مرکزی منتخب آن و جا انداختنِ این نظر بوده است که، پدیدهیی به نام “حزب توده ایران” وجود خارجی ندارد، و تنها “طیفهای گوناگون تودهای” با نظرهای سیاسی مختلف پیرامون نشریهها و پایگاههای اینترنتی معینی وجود دارند، و راهِ “وحدت حزب توده ایران” از مسیر مذاکرات میان این گروهها و “طیفها”ی رنگارنگ میگذرد. بدیهی است که پیام وحدتی که در آن عملاً وجود حزب توده ایران و کمیته مرکزی منتخب کنگرههای سوم، چهارم، پنجم، [و طبعاً در دنباله آنها کنگره ششم] حزب توده ایران به کلی نفی شده است و تاریخ حزب توده ایران با یورش رژیم جنایتکار ولایت فقیه، در بهمن ماه ۱۳۶۱، پایان یافته تلقی میشود، را نمیتوان از سر دلسوزی و با هدف دستیابی به وحدت حزب ارزیابی کرد…” (به نقل از نامه مردم، شماره 915، 7 اسفند ماه1391)
رفیق درویش در ابراز نظر اخیر خود به درستی می نویسد: “واقعیت تلخی است که حدود دو دهه شاهد پدیدهای هستیم که در تاریخ حزب توده ایران بیسابقه است. یعنی وجود افراد، گروهها و سایتهایی که توسط تودهایهای مومن به آرمانهای حزب اداره میشوند که ارتباطی با تشکیلات حزب توده ایران ندارند…”
درشرایط کنونی که روند گفتگوهای جاری با حضور محسوس یا نامحسوس رفقای عزیزی از”نشریه ها و پایگاه های توده ای” نظیر مهر، نویدنو و توده ای ها میرود تا به تعبیر رفیق لنین”کوه های یخ را از جا بکند و راه را به همه نشان دهد”، با مطالعه این بخش از سند، این پرسش مطرح می شود که فراخوان سال گذشته (یعنی سال1390) در سند مزبور، اولا از سوی کدام “گروه ها و طیف های رنگارنگ” مطرح شده و ثانیا چرا تنظیم کنندگان سند از این”نشریه ها و پایگاه های اینترنتی معین” که هدفشان از فراخوانِ وحدت، “نفیِ کاملِ وجودِ حزب توده ایران و کمیته مرکزیِ منتخب آن و اعلام پایان تاریخ مصرف حزب در پی یورش های دهه 60” بوده، نامی نبرده اند؟
و ثالثا چرا انبوه مخاطبان سند مذکور و خوانندگانِ پرشماری که با اشتیاق زیادی مطالب ارگان مرکزی و اسناد حزبی را مطالعه می کنند، نباید با اسامی و ماهیت این “سایت های معین” که وجود حزب و تاریخ و سنن و اسناد مصوب و کمیته مرکزی منتخب ارگان های صلاحیتدار حزبی را کلا نفی می کنند، به عنوان جریان های خائن به طبقه کارگر ایران آشنا نشوند؟
اگرچه شخصا به فرجام گفتگوهای جاری میان توه ای ها خوشبین و امیدوار هستم، لیکن از آنجا که درنهایت یک پای ثابت گفتگوی سازنده میان توده ای ها رفقای کادر رهبری حزب خواهند بود و یا باید ( بهتراست و یا ای کاش) باشند، امیدوارم رفقای رهبری به هر طریق ممکن با شفاف سازی پیرامون این موضوع، گامِ امیدوارکننده ای بردارند و به هر نحوی که صلاح می دانند، پل ارتباطی خود را با گفتگوهای جاری برقرار سازند و به نحوی که خود صلاح می دانند، با رهنمودهایی سازنده، این روند را مورد حمایت خود قرار دهند.
رندی تعریف می کرد: شبی در کوچه ای تاریک و در زیر یکی از تیرهای برق روشن، فرد جوانی به ظاهر دنبالِ چیزی می گشت. عابری از راه رسید و از او پرسید: دنبال چیزی می گردید؟ می توانم به شما کمک کنم؟ آن فرد جواب داد: بله دسته کلیدم را گم کرده ام. عابر پرسید: بفرمایید حدودا کجا گم کردید تا کمک تان کنم؟ فردجوان پاسخ داد: راستش را بخواهید من دسته کلیدم را زیر آن یکی تیربرق گم کردم ولی چون چراغش سوخته آمده ام زیر این تیر برقی که چراغش روشن است!
بی تردید، “توده ای هایِ مومن” که نشریه ها و پایگاه هایِ اینترنتی را اداره می کنند ویا آن ها را می خوانند و رفیق درویش به آن ها اشاره دارد، بیشمارند. امروز هر “توده ای واقعی” می داند که بدون وحدت ایدئولوژیک و مبارزه سازماندهی شده در زیر چتر و نام پرافتخار حزب توده ایران راه به جایی نخواهد برد و چیزی جز سراب و بیراهه و کژراهه دشمنانِ طبقاتی انتظارش را نمی کشد.
در بخش بعدی این نوشتار، به این پرسش به جایِ رفیق درویش خواهم پرداخت که : “کدامیک از سایتهایی که خود را «تودهای» معرفی میکنند، در موضوع «وحدت» جای دارند؟ به گمانم پرسش مهمی است…
پایان
تاریخ: 1 خرداد 1397