– بایز افروزی
- اخبار روز
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران ده ها سال است که در جهت سرنگونی رژیم ارتجاعی، ضد مردمی و بشدت استبدادی ولایت فقیه مبارزه می کنند. مبارزه ای که طی سال های اخیر با جنبش های اعتراضی ۹۸، جنبش زن زندگی، آزادی و… جلوه ای توده ای و فراگیر به خود گرفت و پایه های سلطه ی رژیم را به لرزه انداخت و دستاوردهای غیر قابل بازگشتی برای جامعه ایران به همراه داشته اند.
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران خواهان سرنگونی رژیم ولایت فقیه با یک انقلاب فراگیر مردمی و استقرار حکومتی پایبند به دموکراسی، آزادی و عدالت اجتماعی هستند.
حکومتی که مدافع استقلال و حق حاکمیت ملی کشور باشد و پیوندها و روابط بین المللی خود را بر اساس دو اصل استقلال و منافع ملی ایران تنظیم کند و به آن ها پایبند باشد.
دقیقا بر اساس همین اصول اساسی است که این نیروها با حمله ی نظامی یا هرگونه مداخله ی خارجی در امور داخلی ایران نه تنها مخالف بلکه با آن مبارزه می کنند.
به زبانی ساده تر مخالفت و مبارزه ی نیروهای چپ و دمکراتیک ایران با حمله ی نظامی جنایتکارانه ی امپریالیسم آمریکا و اسرائیل به ایران از اصول اساسی دیدگاه ها و اهداف این نیروها سرچشمه می گیرد و هرگز نبایستی آن را حمایت یا هم سویی با رژیم ولایت فقیه به شمار آورد.
در عین حال به باور من (که می توان آن را به چالش کشید) نیروهای چپ و دمکراتیک ایران با توجه به اصول اساسی پیش گفته، نمی بایست خواهان ذلت و زانو زدن رژیم ولایت فقیه در مقابل امپریالیسم آمریکا و اسرائیل، چه در جریان جنگ و چه در مذاکرات با کشورهای متجاوز باشند.
واقعیت این است که هدف امپریالیسم آمریکا از حمله ی نظامی به ایران احیای سلطه ی همه جانبه ی خود بر حوزه ی خلیج فارس و منطقه ی خاورمیانه است و نه سرنگونی رژیم ولایت فقیه.
سلطه ای که به ویژه طی سال های اخیر و در پی قدرت گیری چین، کمر راست کردن روسبه و تلاش های ده ها کشور دیگر برای استقرار یک نظام جهانی چند قطبی وارد مرحله ی تعیین کننده ای شده و سلطه ی جهانی امپریالیسم آمریکا را با چالش های جدی مواجه کرده است.
اگر رژیم ولایت فقیه در شرایط جنگی و تحت فشارهای همه جانبه ی آمریکا و اسرائیل(در جنگ یا در جریان مذاکرات) تن به ذلت دهد، زانو بزند و تسلیم خواسته ها و اهداف متجاوزین شود، نه تنها موجب ادامه ی سلطه ی امپریالیسم آمریکا بر خلیج فارس خواهد گردید بلکه تا ده ها سال آن را تداوم خواهد بخشید و ضربات سنگینی به تلاش ها برای استقرار نظام جهانی چند قطبی وارد خواهد آورد.
علاوه بر آن، تردیدی نباید داشت که هرگونه قراردادی که تحت فشارهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل از طرف رژیم ولایت فقیه مورد قبول قرار گیرد، به ضرر مردم و کشور ایران خواهد بود.
به عبارتی دیگر رژیم مرتجع ولایت فقیه چنانچه در مقابل فشارهای امپریالیسم آمریکا و اسرائیل ناچار به تسلیم شود، برای حفظ حاکمیت خود به هرگونه سازش و توافقی مبادرت خواهد نمود و ‘حفظ نظام’ را بر حفظ منافع ملی ایران ترجیح خواهد داد.
همانگونه که پیشتردر مقاله ای یادآوری کرده بودم، آنچه رژیم ولایت فقیه تحت فشار امپریالیسم آمریکا و اسرائیل بر روی میز مذاکره خواهد گذاشت و به قیمت بقای خود به طرفین واگذار خواهد نمود، منافع ملی ایران و مردم ایران خواهد بود.
بنابر این گرجه می توان از آتش بس فعلی و آغاز مذاکرات خرسند بود، اما آنچه اهمیت دارد نتایج حاصل از مذاکره و توافقات احتمالی بین طرفین است.
بنابر دلایل ذکر شده، با همه ی نفرت و انزجاری که از رژیم ولایت فقیه داریم، با اینکه در جهت سرنگونی آن مبارزه می کنیم، نبایستی خواهان ذلت، زانو زدن و تسلیم آن در مقابل امپریالیسم آمریکا و اسرائیل شد؛
یادآوری می کنم که به باور من ذلت، زانو زدن و تسلیم رژیم ولایت فقیه ( چه در جنگ و چه در جریان مذاکرات) از آنجایی که منجر به اعطای امتیازهای یک جانبه به امپریالیسم آمریکا و اسرائیل خواهد شد، به ضرر منافع ملی ایران و مردم ایران خواهد بود.
از این روی به جای فشار بر رژیم ولایت فقیه برای پیگیری مذاکرات و حصول توافق با کشورهای متجاوز، بایستی با دقت و هوشیاری روند گفتگوها و نتایج آن ها را مورد توجه قرارداد.
نیروهای چپ و دمکراتیک ایران نمی توانند و نبایستی با هرگونه توافق رژیم با کشورهای متجاوز رضایت دهند، از آن ابراز خرسندی کنند و به نتایج آن با توجه به منافع ملی ایران و مردم این کشور بی توحه باشند.
بایز افروزی ۲۶ آپریل ۲۰۲۶

نویسندۀ گرامی لطفن
جوابتان را در دو مقالۀ درج شده به نام های
بررسی دو مقاله
و
بررسی بیانیه ای خطاب به وجدان بشریت
در سایت
http://www.farah-notash.com/womens-power
بخوانید
شاد و سلامت باشید
فرح نوتاش