🏛️
ویجی پراشاد، تحلیلگر برجسته هندی، نوشته است که توانایی ایران در مقابله با غرب به «وراثت تمدنی» این سرزمین بازمیگردد؛ میراثی که از روزگار کوروش و هخامنشیان (۲۰۰۰ سال پیش از تشیع صفوی) ریشه میگیرد. همین اعتماد تمدنی است که باعث میشود ایرانیها، فارغ از اختلافنظر با دولت، در برابر حملات اخیر آمریکا و اسرائیل با صلابت بایستند.
✊ اما این تمدن بر روی چه کسانی ساخته شده است؟
پراشاد به تلخی یادآور میشود که انقلاب ایران (۱۹۷۸-۱۹۷۹) توسط طیف وسیعی از نیروها از جمله مارکسیستها شکل گرفت، اما «بسیاری از آنها پس از انقلاب توسط جمهوری اسلامی تازهتأسیس تحت تعقیب و کشته شدند». او از روشنفکرانی چون خسرو گلسرخی نام میبرد که در دادگاهش فریاد زد: «من قطره ناچیزی از مبارزات مردم ایران هستم… من برای زندگیام چانهزنی نمیکنم.»
⚰️ سرکوب چپگرایان: زخمی که التیام نیافته است
از حزب توده ایران تا مجاهدین و فداییان خلق، بخش قابل توجهی از نیروهای چپ پس از انقلاب حذف شدند. پراشاد تأکید میکند اگرچه ایدههای مارکسیستی از طریق اندیشمندانی مانند احسان طبری، جلال آل احمد و علی شریعتی در چارچوب ایدئولوژیک جمهوری اسلامی نفوذ کرد، اما خودِ مارکسیستها قربانی ماندند.
⏳ «این وضعیت نمیتواند در بلندمدت پایدار بماند»
به باور پراشاد، نه «تمدن» به تنهایی و نه «گفتگوی تمدنها»، تاریخ را به سمت رهایی انسان سوق نمیدهد. او میگوید: «برای آن، در زمان خود، مبارزه طبقاتی باید تشدید شود، نیازهای انسانی باید بر نابرابریهای مادی غلبه کند و نظام جهانی دگرگون گردد.» نظام سرمایهداری و امپریالیسم ما را به سمت نابودی میبرند، اما سرکوب درونمرزی نیز نمیتواند پایدار بماند.
🌾 حرف آخر: از زبان یک شاعر کمونیست مکزیکی
پراشاد شعر کارلوس گوتیرز کروز را یادآور میشود که میگوید دفاع از تمدن وقتی انتزاعی باشد بیمعناست. تمدنی که عدالت طبقاتی و آزادی چپگرایان را قربانی کند، محکوم به فروپاشی درونذاتی است.

دیدگاهتان را بنویسید