📊
وقتی درباره فقر صحبت میکنیم، اغلب آن را پدیدهای خنثی و عمومی معرفی میکنند؛ گویی همه افراد به یک اندازه از آن آسیب میبینند. اما واقعیت چیز دیگری است. زنان در سراسر جهان سهم بزرگتری از فقر، ناامنی اقتصادی و محرومیت اجتماعی را تحمل میکنند.
👩🏭 آمارهای بینالمللی نشان میدهد که زنان و دختران بیشتر از مردان در معرض فقر شدید قرار دارند و شکاف درآمدی میان دو جنس همچنان پابرجاست. اما مسئله فقط دستمزد کمتر نیست. زنان با نوعی استثمار دوگانه روبهرو هستند: هم در بازار کار با دستمزدهای پایینتر و شرایط شغلی ناپایدار و هم در خانه از طریق کار مراقبتی و خانگیِ بدون دستمزد.
🏠 این کارهای خانگی و مراقبتی، از تربیت کودکان تا نگهداری از سالمندان و بیماران، ستون اصلی بقای جامعه هستند؛ اما در نظام سرمایهداری ارزشی اقتصادی برای آنها در نظر گرفته نمیشود. در نتیجه، زنان بخش بزرگی از بار بازتولید جامعه را بدون دریافت دستمزد یا حمایت کافی بر دوش میکشند.
💸 سیاستهای ریاضتی، خصوصیسازی و کاهش خدمات عمومی این وضعیت را تشدید میکند. هر زمان که بودجه آموزش، بهداشت یا رفاه اجتماعی کاهش مییابد، این زنان هستند که مجبور میشوند خلأ ایجادشده را با زمان، انرژی و نیروی کار خود پر کنند. به همین دلیل هزینه واقعی سیاستهای اقتصادی نولیبرالی اغلب بر دوش زنان فقیر و طبقات فرودست قرار میگیرد.
🚩 مبنای این نابرابریها در ایران تنها اقتصادی نیست، بلکه با ستم دینی و قوانین تبعیضآمیز نیز گره خورده است. زنان در جمهوری اسلامی با محدودیتهای گسترده در زمینه پوشش، حق انتخاب، مشارکت اجتماعی و برخی حقوق مدنی و خانوادگی روبهرو هستند. این ساختار مبتنی بر تبعیض جنسیتی، فرصتهای برابر را از بسیاری از زنان سلب کرده و آنان را بیش از پیش در معرض فقر، وابستگی اقتصادی و محرومیت قرار داده است.

دیدگاهتان را بنویسید