برپايي جبهه ضد ديكتاتوري روندي انقلابي!

“جفت متضاد” در مرحله كنوني نبرد طبقاتي در ايران را تضاد منافع اكثريت زحمتكش مردم از كارگران، زحمتكشان روستا، معلمان، پرستاران و ديگر لايه هاي محروم جامعه با «زيربنا و روبناي» نظام سرمايه داري حاكم تشكيل مي دهد كه در تشديد شيوه هاي فاشيست و داعش گونه ي حكومتي- قضايي رژيم ديكتاتوري ولايي تظاهر مي كند.

وحدت روندی پرتضاریس! (۵) وظایف مبارزاتی زاییده تضادهای عینی حاکم بر جامعه (لنین) به آن ها که حزب را پاره پاره می خواهند!

پرسشي كه اكنون مطرح است اين پرسش است كه آيا شرايط متفاوت برشمرده شده، بر روي استراتژي و تاكتيك ها در مرحله نبردهاي دموكراتيك براي اتحادهاي اجتماعي در ايران، به طور مشخص نبرد به منظور برپايي جبهه ضد ديكتاتوري، تاثير دارد يا خير؟ چه تاثيري؟ طرح اين پرسش ضروري است، زيرا برخي از توده اي ها با صراحت تكيه بر روي مبارزه ي دموكراتيك را در شرايط كنوني نسبت به مبارزه به منظور «پيوند ميان مبارزه ي دموكراتيك- سياسي» (سوسياليستي) برجسته مي سازند. اين نظر آگاهانه و يا ناآگاهانه «نبردهاي تدافعي» در كشور امپرياليستي آلمان عليه روند راستگرانه و كوشش براي تغيير جهت دموكراتيك اين روند را كه به نظر حزب كمونيست آلمان براي اين كشور يك مرحله مشخص را پيش از ايجاد شرايط براي يك مبارزه ي ضد مونوپولي- دموكراتيك تشكيل مي دهد، به طور غيرانتقادي و يك به يك به شرايط ايران منتقل مي سازد.

وحدت روندي پرتضاريس! (٤) به آن ها كه حزب را پاره پاره مي خواهند!

شيوه ي حدس و گمانه زنيِ ژورناليستي كه در بسته بندي “تهور” در نتيجه گيري در «سرمقاله» “راه توده” ارايه شده است، آن قدر خود را آزاد از ارايه سند و ارزيابي جدي مي داند كه مدعي است كه بايد اين انتخاب را «نماد اراده هيئت حاكمه آمريكا براي ايجاد يك تغيير بنيادين [بخوان انقلابي!؟] در سياست خارجي و داخلي آن كشور» ارزيابي كرد! چنين ادعايي يك ارزيابي از داده ها نيست، در بهترين حالت يك “اطلاع” است كه منبع آن ذكر نشده!

وحدت روندي پرتضاريس! (٣) به آن ها كه حزب توده ايران را پاره پاره مي خواهند!

به دو پرسش مشخص، پاسخ مشخص دهيد:

١- موضع شما در باره ي “استقلال سياست حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران” چيست؟ آن طور كه آن را زنده ياد جوانشير، در جزوه ي باليني هر توده اي، “سيماي مردمي حزب توده ايران”، تعريف مي كند؟! به سخني ديگر، تعريف شما از “خط مشي انقلابي” حزب توده ايران چيست؟ خط مشي كه مبتني بر سه جز “نبرد ايدئولوژيك- اقتصادي- سياسي”ي مورد نظر لنين است!

٢- موضع شما در باره ي “برنامه حداقل كارگريِ حزب توده ايران” كه رفيق جوانشير، دبير كميته مركزي حزب توده ايران همانجا تعريف مي كند چيست؟ اين برنامه در شرايط كنوني، يعني در مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب از چه مضموني برخوردار است؟

وحدت روندي پرتضاريس! (٢) به آن ها كه حزب توده ايران را پاره پاره مي خواهند!

تنها با پايبنديِ پيگيرانه در اجراي اساسنامه حزب توده ايران و خط مشي انقلابي آن، حل تضادي ممكن خواهد شد كه به آن در آغاز سخن اشاره شد. حلِ تضاد ميان نياز جنبش توده اي و هدف كينه توزانه ارتجاع براي پاره پاره كردن حزب توده ايران!
همه ي رفقايي كه به طور دستجمعي حتي ديگر مجاز نيستند پاسخ سلام را هم بدهند، مي توانند چنين كنند، اين عمده نيست! عمده دفاع از اساسنامه حزب طبقه كارگر ايران است! بر اين وظيفه نمي توان چشم فرو بست!

مضمون بحث هاي مطرح در برابر جنبش توده اي در شرايط كنوني! (٢) ريشه و جنگل (سياوش كسرايي)

دو پرسش، “چگونه مي خواهيم زندگي كنيم” و چرا “تنها جايگزين” براي بحراني كه جهان سرمايه داري و ايران به مثابه بخشي از آن، با آن دست بگريبان است‏، گذار از نظام سرمايه داري است، بايد در مركز نبرد روشنگرانه و افشاگرانه حزب توده ايران قرار گيرد!

مساله اصلي را مطرح سازيم، مساله مالكيت، مساله سلب مالكيت از سلب مالكيت كنندگان!

رفيق گرامي آرش، اگر اين سخن درست است كه مساله های سازماني را بايد در چارچوب موازين اساسنامه حزب توده ايران حل و فصل نمود، اگر اين سخن درست است كه بايد شرايط بحث درون حزبي را آن چنان برپاداشت كه مضمون لنيني اصل مركزيت دموكراتيك به اهرم حفظ موضع «اكثريت»هاي كاهل انديش بدل نشود و همانند قاب« خشكيده چون نعش بر ديوار» سلطه خود را پويايي انديشه و نبرد تحميل نكند، پس از اساسنامه حزب دفاع كنيد، اجراي آن را خواستار شويد!

مضمون لنيني اصل “مركزيت دموكراتيك” در اساسنامه حزب توده ايران!

ابزار «اكثريتِ» غيرلنيني، به ابزار سكون و “ثباتي” دروغين بدل مي شود كه عليه انديشه ي انقلابي، عليه تغيير شرايط وارد صحنه نبرد طبقاتي- ايدئولوژيك مي گردد. هدف آن ابدي ساختن سلطه ي بلامنازع ارتجاع است. ارتجاع به آن براي به كوره راه كشاندن “چپ” سرگردان و غيرماركسيستي، همانند نياز به هوا، نياز دارد! فرار نمايندگان رنگارنگ اين «اكثريت»هاي غير و ضدلنيني از بحث هاي مشخص و پناه بردنشان به عام گويي و نطق هاي تزيني، فراري اسلوبي است! نظم دارد، انديشيده شده است. دستاورد «انديشكده»هاي پرنفوذ نظام سرمايه داري امپرياليستي «در اين كوه ساران سنگيده و بي قلب جهان سرمايه» است!