استدلال نظری در خدمت هدف سیاسی!
درک “راه توده” از ترقی تاریخی، مکانیکی و مذهبی است!

مقاله شماره: ۲۷
اندیشه ی ذهن گرای ایده آلیستی، “سوسیالیسم” را به عنوان امکانی که باید برای تحقق آن رزمید نفی می کند. نفی مکانیکیِ نقش عنصر آگاه و مبارزه جو در روند برپایی سوسیالیسم نزد این اندیشه ی ذهن گرا آنجا تبلور می یابد که این روندِ فعالِ انقلابی را امری محتوم و از پیش تعیین شده اعلام می کند. برای آغاز گذار، محک تـه کشیدن رمق سرمایه داری تعیین می شود: «دیگر امکان حیات … نداشت»!  

فرسایش در خزان
شعر زندان طبری

مقاله شماره: ۲۸
تو آمدى، نه از فراز، که از فرود،
از زمین، نه آسمان،
نه زان منظرى که قرنها چشم گشاده بودیم به انتظار.
آمدى، عاشقانه آمدى،
بر لبانت زمزمهء دردهامان جارى بود، در دستانت، مرهم زخم کهنه سالیان.
فریاد برآوردى:
آسمان را به آیش رها کنید! «
زمین را به موران وامگذارید!

میان ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است!
“راه توده” خواستار تسلیمِ توده ای هاست!

مقاله شماره: ۲۶
نقشه این است که با زدودن و یا کمرنگ کردن خصلت پرولتری حزب توده ایران، آن را به یک باشگاه، دانشگاه و کافه مارکسیستی و لنینستی تبدیل کنند که اعضای آن در فضای دودی بحث های مجرد برای افتخارات گذشته حزب دست می زنند و برای جانباختگان آن  اشک می ریزند. می خواهند که حزب یک امامزاده مقدس باشد نه بیرق پیکار کارگران. می خواهند که حزب شاخه مارکسیستی اصلاح طلبان شود. بدون تردید چنین حزب بی نیش و زهر برای بورژوازی بوروکرات که برای نجات خود راه نئولیبرالیستی در پیش گرفته است، بسیار سودمند است.

سیاست مستقلِ طبقاتیِ حزب توده ایران دیروز، امروز!
“راه توده” مخالف سیاست مستقل طبقاتیِ حزب توده ایران است!

مقاله شماره: ۲۵
نباید از دفاع دروغین از «کیانوری و جوانشیر و عمویی و طبری» ذوق زده شد. انتشار عکس های آن ها در “راه توده”ی دروغین ابزار است برای پاره پاره کردن خط مشی انقلابی حزب توده ایران و مسخِ تقلیل و مطلق گرای این خط مشی انقلابی. آن ها می خواهند «دفاع از اصلاح طلبان» را به عنوان تنها وظیفه ی حزب توده ایران بنمایند! می خواهند سپس این خواست خود را به دنباله روی از این یا آن لایه بورژوازی تقلیل داده و محدود سازند!

«هیروگلیف» برای ادامه سردرگمی “چپ”!
«گذار از سرمایه داری» از دید سعید رهنما

مقاله شماره: ۲۴
اندیشه ی ضد کمونیستی، از تز «نبود اردوگاه سوسیالیسم و بورژوازی ملی» که درستی آن را به اثبات نرسانده است، برای چپ و به ویژه چپ انقلابی نسخه ی عملکرد و سیاست می پیچد. پذیرش «سوسیال دمکراسی رادیکال» نتیجه گیری منطقی از این نسخه پیچی است و نه ناشی از واقعیت حاکم بر جامعه سرمایه داری که گذار انقلابی از آن به مسئله روز بشریت ترقی خواه تبدیل شده است.

تعیین منافع طبقاتی روندی عینی است!
پاسخی به پرسش سهند گرامی!

مقاله شماره: ۲۳
هنگامی که بایستی ازجمله پدیده ی انتشار آگهی برای «بازگشت توده ای ها به صحنه نبرد طبقاتی» مورد تحلیل قرار گیرد، می بایستی به مساله حمله ی سیبری به آن همان قدر پرداخت که به مساله آدرس جدید نشناخته برای علاقمندان! هنگامی که روزانه چند ده نفر از طریق آگهی در اخبار روز از آدرس جدید توده ای ها با طلاع می شوند، انتشار آگهی بلاتردید از مضمونی مثبت و در جهت تاریخی- ترقی خواهانه در چارچوب نبرد طبقاتی حاکم برخوردار است. گامی است با مضمون رهایی بخش و در تامین استقلال سیاست طبقه کارگر و حزب آن!

پسامد انتخابات!
قدرت ما در نبرد متحد و همزمان در دو جبهه است!

مقاله شماره: ۲۲
می توان صفت های بیشماری را برای توصیف سران جمهوری اسلامی به کار برد، ستمکار، ستم پیشه، ستمگر، مستبد، متجاوز، قساوتگر، غاصب، ظالم، سرکوبگر، سلطه گر، انحصار طلب، بی انصاف، بیدادگر، بی رحم، ناروا، کینه توز، منفور، شرور، سبع، ژیان، تبه کار، بدکار، بدنام، شریر، مردم آزار، جنگ افروز، منافق، کذاب، دروغگو، یاوه گو، نیرنگ کار، فریبکار، مکار، مارسان، مضر، پرگزند، موذی، بی شرم، وحشی، خوفناک، متعصب، مرتجع، شب پرست، قاتل، سفاک، آزادی کش، آزاده کش، شکنجه گر، بازجو، گزمه، بد سگال، پلید، ژاژخ، هرزه ، مرده خوار، مفت خوار، رانتخوار، رشوه خوار، فاسد، مبتذل، کریه، خبیث، منزجر و بسیاری دیگر .. ولی یقینن در سیاست بازی احمق نیستند.

جایگزینی که می خواهیم، به جای آنچه نمی خواهیم!؟
در بر همان پاشنه می چرخد!

مقاله شماره: ۲۱
نظریه پردازان بورژوازی نه تنها عنصر ضد مردمی و استثمارگرانه اقتصاد سیاسی امپریالیستی را مسکوت می گذارند، بلکه فراتر از آن، عنصر ضد ملی این اقتصاد سیاسی را با تز «زمین آدمیان» توجیه می کنند و تن دادن به آن را به مردم سرزمین ایرانیان توصیه می کنند.