اول ماه مه!
روز همبستگی کارگران و خلقهای زیر ستم جهان!

مقاله شماره: ۱۲
جهانی بدون سرمایه داری، این، سوسیالیسم است. جامعه ای که در آن قدرت طبقه کارگر و زحمتکشان دیگر در جامعه جایگزین قدرت بانک ها و کنسرن ها شده است. جامعه ای که در آن ابزار اصلی تولید اجتماعی و زمین به مالکیت عموم در آمده است. تنها از این طریق امکان پایان بخشیدن به بحران ناشی از تولید سرمایه دارانه در جامعه به وجود می آید.
از این روست که در اول ماه مه فریاد می زنیم: جنگ شما را نمی خواهیم! به ادامه ی نابودی دستاوردهای اجتماعی طبقه کارگر تن نمی دهیم! علل شرایط بحران اقتصادی- اجتماعی حاکم را افشا می کنیم، تا با روشنگری های خود سوسیالیسم را به عنوان نظام جانشین سرمایه داری پایه ریزی کنیم!

«با اتحاد عمل در راه بسیج مردم»
آموزش از دور اول انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه برای ایران؟

مقاله شماره: ۱۱
در چنین شرایط تاریخی است که مبارزه با تجاوزگری امپریالیسم به ارزشی ملی و دمکراتیک برای همه زحمتکشان و لایه های دیگر میهن دوست تبدیل و به اهرم دفاع از حق حاکمیت ملی و استقلال کشور بدل می گردد.

ارایه تعریف علمی از “اقتصاد سیاسی” مرحله ملی- دموکراتیک انقلاب و برنامه “اقتصاد ملی” مبتنی بر آن وظیفه روز و اهرم برّای مبارزه علیه «نمایش انتخاباتی» رژیم ولایی، ازجمله در مرحله پیش رو است! آن را به اهرم گذر از «کلیت نظام» بدل سازیم.

سوسیالیسم به منزله یک پروژه سیاسی رهایی بخش!
نه گفتن به اقتصاد اسلامی-نئولیبرالی جمهوری اسلامی!

مقاله شماره: ۱۰
نمی توان با روبنای دیکتاتوری نظام سرمایه داری جمهوری اسلامی که در شکل ولایت فقیه تجلی یافته است، مخالف بود و به ستم طبقاتی و اقتصاد نئولیبرالی اجراء شده که نیاز به ولایت فقیه را برای طبقه های انگلی ضروری ساخته است، بی تفاوت بود. در شرایط موجود کنونی کشور ما تضاد روز و عمده (تضاد مردم با دیکتاتوری) با تضاد اصلی (تضاد زحمتکشان با شیوه تولید سرمایه داری) به هم تنیده شده است.

لبـه تیـز مبارزه علیه کدام تضاد؟

مقاله شماره: ۹
آیا اندیشه ای که قادر به شناخت وحدت تضاد عمده و اصلی در مرحله “انقلاب ملی- دموکراتیک” در ایران نایل شده است، ولی به تشریح “اقتصاد سیاسی” ملی- دموکراتیک به عنوان جایگزین انقلابی برای اقتصاد سیاسی “اسلامی” و نولیبرالِ امپریالیستی نمی پردازد، با سکوت خود دچار “راست روی” نمی شود؟

باز هم در باره راه رشد غیر سرمایه داری!
پاسخ به برخی پرسش ها!

مقاله شماره: ۸
به دلیل این که هر دو لایه بورژوازی انگلی، منافع و نجات آتی خود را در پیوند هر چه بیشتر با انحصارهای امپریالیستی و آمیزش با سرمایه جهانی می بیند، خصلت ملی و ضد دیکتاتوری انقلاب بهم گره خورده است. نمی توان دیکتاتوری را بدون ضربه زدن به نهاد سرمایه داری ساختار آن و سیاست ضد ملی آن از بین برد.
طبقه کارگر به خاطر نقش کلیدی خود در نظام سرمایه داری کنونی پرتوان ترین، استوارترین و مایل ترین طبقه برای دگرگونی ژرف اجتماعی- اقتصادی است. زندگی طبقآتی کارگران به اقتصاد تولیدی وابسته است. بنابراین طبقه کارگر پایدارترین نیروی مخالف با سرمایه داری انگلی موجود است.


بیست و یکمین کنگره ی حزب کمونیست آلمان
جستجوی هدف استراتژیک در مرحله ی کنونی در احزاب کمونیستی و کارگری

رابطه میان مبارزه ی اتحادی- دموکراتیک در جامعه و مبارزه ی سوسیالیستی به منظور ارتقای سطح آگاهی طبقاتی کارگران و متحدان نزدیک آن، در بحث های احزاب برادر به محور مرکزی تبدیل شده است. با توجه به مضمون بحث ها این پرسش مطرح است که آیا می توان برای ایران و مبارزه ی حزب توده ایران نیز در شرایط کنونی حاکم به نتایج مشابهی دست یافت و یا خیر؟


وظایف مشخص نبرد طبقاتی در شرایط کنونی
جستجوی هدف استراتژیک در مرحله ی کنونی در احزاب کمونیستی و کارگری!

“مرحله”های نبرد دموکراتیک و سوسیالیستی روندهای یکی بعد از دیگری را تشکیل نمی دهد. بلکه از بهم تنیدگیِ دیالکتیکی درونی برخودار است. موزِس سرشت روندگونه “مرحله”ها را همانجا چنین برجسته می سازد: «حزب کمونیست آلمان مداوم مورد تاکید قرار داده است که تغییرات ضد مونوپولی و سوسیالیستی، روند بهم تنیده ی انقلابی ای را در گذار از سرمایه داری به سوسیالیسم تشکیل می دهد.»

پادرزهرِ زهر “بد و بدتر”؟
«رفرم های بنیادین در جهت گذار به مرحلهء دموکراتیک»؟

مسکوت گذاشتن مبارزه ی طبقاتی، مبارزه علیه نظام سرمایه داری، به سخنی دیگر مبارزه ی کمونیستی، در نفی ارتباط دیالکتیکی میان مبارزه ی دموکراتیک و سیاسی- سوسیالیستی ریشه داشته و با این توهم همراه است که گویا سرنگونی دیکتاتوری یک روند انقلابی نیست. بلکه می توان آن را به تنهایی در اتحادهای اجتماعی و نهایتاً در “جبهه ضد دیکتاتوری” با لایه هایی تا درون حاکمیت تحقق بخشید، بدون آن که زمینه برپایی جبهه را از طریق تجهیز و سازمان دهی طبقه کارگر ایجاد شده باشد.