آموزش و خودآموزي وظيفه ي مبرم و روز! اسلوب ديالكتيكي درك پديده ناشناخته ”كدام كتاب را مي خواني“؟

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٧٠ (٢٦ اسفند)
واژه راهنما: تئوريك. سياسي
نگاه شود همچنين به مقاله ٤٣ و ٤٤ از سال ١٣٩٢ با عنوان ”خودآموزي نبردي انقلابي“http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2235 و http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2238.
«بگذار مرا گستاخ بخوانند، بگذار مرا شرير و خام پندار بنامند، …». با شناخت جفت متضاد در پديده، مضمون پديده قابل شناخت مي گردد! ديالكتيكِ ”زبان الكن و اجتهاد“. برگزاري سمينارهاي علمي. ديالكتيك پيوند ميان مبارزه صنفي و سياسي و مبارزه براي حداقل دستمزد. مكانيسمِ انتقال آگاهي طبقاتي. كيفيت بالاي تئوريك نزد رهبري كنوني حزب طبقه كارگر ايران.

رفيقِ گرامي ”ابي“ با ابرازنظر پراهميت خود، توجه را به مبارزه با پيامد جنايت هولناك ارتجاع داخلي و خارجي كه با قتل عام دانشمندان توده اي در ارتباط قرار دارد، جلب مي كند. او مي نويسد:
«طبقه كارگر ايران هنوز منافع و رسالت تاريخي خود را درك نكرده. آيا بايد منتظر بود كه اين آگاهي خود به خودي صورت گيرد؟ آيا اين امكان پذير است؟ نقش پيشاهنگان چه مي شود؟ مگر نه اين كه اين آگاهي بايد توسط حزب و تشكيلاتِ حزبي سازمان دهي گردد؟!»

”اقتصاد سياسي“ مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب (١)

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٩ (٢١ اسفند)
واژه راهنما: اقتصادي
شعار ”حداقل دستمزد“، شعار مبارزه عليه سياست ضد مردمي و ضد ملي و نشان وحدت منافع زحمتكشان و منافع ملي مردم ميهن است! راه رشد سرمايه داري، سرابي بيش نيست. ”آقايان“ و ”بانوان“ جديد هم تابع ديكتاتوري ولايي.

در مقاله پيش با عنوان ”دفاع از منافع طبقاتي محك است“ (٩٤/٦٨)، پس از طرح استدلال هايي اين نتيجه گيري به عمل آمده بود كه «راه رشد سرمايه داري در شرايط كنوني در جهان، سرابي بيش نيست!»
وظيفه اين سطور پرداختن به اين موضوع و توضيحات بيش تري در باره آن است

مبارزه برای آزادی های دمکراتیک با افق سوسیالیستی! شب پرستان مشت مشت بر ستاره ها، رنگ شب می پاشند (رفیق احسان طبری)*

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٨ (١٩ اسفند)
واژه راهنما: سياسي- نظري
حقيقت، كليت است. ضرورتِ تحليل طبقاتي. پيوند مبارزه روشنگرانه- ترويجي با تبليغي- افشاگرانه.

رفيق سيامك مي نويسد:
مبارزه برای آزادی های دمکراتیک همیشه از الویت‌های برنامه کاری احزاب کارگری بوده است.

دفاع از منافع طبقاتي، محك است! راه رشد سرمايه داري، سرابي بيش نيست! سرشتِ مشتركِ سكوتِ ”نصرت“ و ”محسن“!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٧ (١٨ اسفند)
واژه راهنما: سياسي. اقتصادي
وحدت منافع طبقه كارگر و منافع ملي. مضمونِ نبرد رهايي بخش كنوني در جهان. هجوم نواستعماري اقتصادِ جهاني شده امپرياليستي به منافع ملي. انقلاب ”بورژوا- دموكراتيك“. مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه.

چندي پيش رفيق ”نصرت“ وعده اي تهديد گونه داده بود كه نسبت به مواضع طرح شده در توده اي ها موضع خواهد خواهد گرفت و در ارتباط با مساله ضرورت يكپارچگيِ نظري در جنبش توده اي، موضع نويسندگان نامه ”١٠ مهر“ را توضيح خواهد داد. اما آن هنگام كه با پرسشِ «بگو در كدام قشوني … پرولتاريا يا بورژوازي؟» روبرو شد، صلاح ديد سكوت پيشه كند! كه بايد اميدوار بود، گذار باشد!
ما با چنين برخوردي نزد نظريه پردازانِ ديگري هم روبرو هستيم. نظريه پردازاني كه آن هنگام كه مي خواهند مواضع طبقاتي مورد تائيد خود را در لباس منافع كل جامعه بپوشانند و آن را منافع ”عام“ القا كنند، سخن براي گفتن و نظر براي ارايه دارا هستند، اما تن به گفتگوي مشخص نمي دهند و سكوت را بر ادامه بحث ترجيح مي دهند.

كليت، حقيقت است! (٢)

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٦ (١٥ اسفند)
واژه راهنما: نظري- سياسي
حقيقت نسبي و رابطه ميان حقيقت هاي نسبي

بازنويسي نظر ابرازنظر كننده محسن:
رفيق برادر توده اي خارج نشين عزيز دل، بابا هگل شكر خورد كه گفت، حقيقت در كل است. حقيقت نسبي است و دائم در حال تغيير. منظور من تضاد بين سلفي هاي داخلي و مردم زحمتكش بزرگوار ايران عزيز است، نه در عرصه جهاني. در حال حاضر، تضاد بين سرمايه مالي خونخوار و مردم زحمت كش ايران، تضاد غير عمده است. و [لذا] روحاني و هاشمي و كل جناح سرمايه داري وابسته بقول شما فرنگ نشينان كمپرادور، بايستي حمايت مشروط شوند. روشنفكر بايستي بازدم مردم زحمتكش را پشت گوشش احساس كند. … مرشد ما مي گويد، چپ، يعني با مردم راست، [نه] يعني عليه مردم! نيمي از مردم قهرمان ما مراسم بيعت را تبديل به همه پرسي عليه استبداد كردند … بدرود

محسن گرامي!
حقيقت مشخص يا تاريخي (گذرايي- در حال تغيير و شدن)، نسبي است! در اين زمينه شما محقيد. اما مفهوم ”حقيقت، كليت است“، بازمي گردد به رابطـه ميان حقيقت هاي مشخصِ نسبي!

كليت، حقيقت است!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٥ (١٤ اسفند)
واژه راهنما: هدف از پاره پاره كردن حقيقت.

نظريهِ پردازِ ديالكتيك داني با نام محسن در ارتباط با مقاله ”واقع گراي انقلابي و تسليم طلبي واقعي (٢)، «چاره رنجبران در وحدت و تشكيلات است»“ دو ابراز نظر ارسال كرده است. او در مجموع چنين مي نويسد:
«دوست گرامي، مشگل شما اين است كه ديالكتيك ات را بلد نيستي. عزيز من، تضاد عمده در اين مرحله، تضاد بين مردم زحمتكش و سلفي هاي آدم خوار است. تضاد بين سرمايه مالي خونخوار و مردم زحمتكش، غيره عمده است. اين تسليم طلبي نيست …».

واقع گرای انقلابی و تسلیم طلبی واقعی‌ (٢) «چاره رنجبران در وحدت و تشکیلات است»

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٤ (١٣ اسفند)
واژه راهنما: رفيق سيامك مي نويسد. به تقليل سطح مطالبات مردم به حدی که رژیم اجازه می دهد پايان دهيم. بي اعتقادي به نیروی مردمی و بی‌ عملی خود را با دنباله روی از مردم توجیه نکنید! افشاگري بدون تحليل طبقاتي در سطح مي ماند. تسليم طلبي، آتش بس يك طرفه.

باري دیگر یک انتخابات طراحی شده در جمهوری اسلامی برگزار شده است. این بار ۴۰ در صد از واجدان شرایط در انتخابات در آن شرکت نکردند. و بسیاری از شرکت کنندگان نیز از سر ناچاری و نومیدی و نبود آلترناتیو قابل لمس، و نه‌ به خاطر باور به معجزه از این امامزاده مرده، در این انتخابات شرکت کردند.

خاك به چشم حقيقت پاشيدن! ”فريبكاري بس است، آقاي خدايي“

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٣ (١٣ اسفند)
واژه راهنما: رفيق باقر فاطمي مي نويسد.

اخيراً رفيق گرامي باقر فاطمي نوشتاري با عنوان ”فريبكاري بس است، آقاي خدايي“ به توده اي ها ارسال كرد. آن طور كه ابراز شد، متن براي آقاي علي خدايي نيز ارسال شده است.
بازتاب نوشتار رفيق فاطمي كه در زير مي خوانيد، چند سطر كوتاه شده است. موضوع حذف شده، بازمي گردد به موضع نويسنده در ارتباط با تدارك و برگزاري كنگره سوم حزب توده ايران. متاسفانه رفيق فاطمي نتوانست با حذف اين نكته موافقت كند. اين حذف اما مستدل و لذا ضروري است. گرچه بررسي شرايط تدارك و برگزاري كنگره سوم حزب توده ايران از ديدگاه شناختِ همه جوانبِ تاريخ حزب توده ايران ضروري است، اما طرح فردي مساله اي كه بايد در يك كميسيون صلاحيت دار حزبي مورد بررسي قرار گيرد، به روند كنوني گفتگو براي «پیش بسوی آشتی سراسری حزبی» كه رفيق سيامك مطرح نموده اند، كمك نمي كند. اهميت تقويت همبستگي توده اي ها، نگارنده را بر آن داشت، آن را از نوشتار رفيق فاطمي حذف كند. ضرورت اين حذف از اين رو نيز قابل درك است، زيرا ميان «فريبكاري آقاي خدايي» و اين مساله ارتباطي وجود ندارد!