احسان طبری

رهبری مانند راننده ای نیست که در مرکبی کاملا تحت فرمان خویش نشسته و بتواند آن را به چپ و راست و جلو و عقب بر حسب دل خواه خود هدایت کند. بلکه او در دستگاه پویایی است که به شکل مستانه ای در اطراف محور مفروض تکاملی پیچ می خورد و او (یعنی رهبری) باید بتواند با انطباق به موقع خود با این چم و خمها، به تدریج دستگاه را بیشتر و بیشتر اداره کند. مانند آن سوار کار چابکی که سوار اسب جوان سرکشی می شود که نمی خواهد رکاب بدهد. سوار کار تا مدتی، در عین تلاش برای مهار کردن سمند، با جنب و جوش آن، پیکر خویش را تطبیق می دهد و در عین حال ساعی است که مرکب را رام سازد و سرانجام موفق می شود والا مرکبش او را پرتاب می کند و گاه با لگدی پیکرش را نیز خرد می سازد.
زمانی است که رهبری قوای نو تا مدت ها از قوای کهنه که زیرک تر و آگاهتر است ضعیفتر می ماند و نمی تواند مسیر آگاهانه غلبه نو را تامین کند. آن گاه سیر خودبه خودی و تدریجی به میان می آید.


دیدگاهتان را بنویسید