ای دختران و زنان افغان
داده جان…
بر خاک خشک و سوزان سروان
برای آزادی
در سوگ شما امروز
های های … می گریم
شما… تشنه لبان
و تشنه گان آزادی
رانده … از این دیار
و مانده از آن…
داده جان …
در ظلمات توأمان ملایان
انگلیس و آمریکا… و طالبان
تشنه لب … بر خاک داغ سروان
در سوگ شما…ای رهروان آزادی
های های… با تمام جان می گریم
باد نبرده هنوز … نقش جاپاتان
از سینۀ خاک خشک و سوزان سروان
سروان…
این گذر گاه ملت آوارۀ افغان
این جویندگان یک نفس… هوای آزادی
در این سوی سروان
می کشند تنوره هنوز…
هیولاهایی به نام ملایان
و در آن سوی سروان
زشت و پشم آلوده هایی کریه
سوار بر مسند… به نام طالبان
اما بدون شک …همگی
از سر سپردگانِ آمریکا و انگلیس
که برای…
بقای ارباب استعماری خویش
به زنجیر می کشند
دختران و زنان …
چه در افغاستان … چه در ایران
و از این دیار … به آن دیار
زنان و دختران … برای آزادی
آواره و سر گردان اند همگی
کجا می روی کجا؟
اینجا و آنجا…
راه ها همه بسته است … به روی زنان
دگر مرو عزیز جان…
بجای جان باختن در سروان
بمان و… برای گرفتن حق
بجنگ… با دارو ندار طالبان
طالبان…
بجای کار… نان… سر پناه و آزادی
بسته درهای مدرسه… و دانشگاه
به روی دختران و زنان
کرده در کیسه آنان را …
و نهاده شمشیر
در حفظ حجاب … بر گردن دختران و زنان
یکی شو… متشکل شو
بگیر جان هرآنکه می گیرد
با نقاب مذهب … جان آزادی
بگیر حق انسانی خویش
بنشین بر مسند عدالت و نشان ده
راه و رسمِ … استقلال و آزادی
به مناسبت مرگ یک مادر 45 ساله و 4 دخترش ،22 ساله تا 14 ساله ، که پس از اخراج ازایران و فرارمجد از افغانستان برای بازگشت به ایران، در سروان (شهری در جنوب شرقی ایران ، در مرز افغانستان وپاکستان) ، از تشنگی جان داده اند.
فرح نوتاش
وین 16.09.2026
کتاب شعر فارسی 11
www.farah-notash.com/womens-power


دیدگاهتان را بنویسید