
ارانی سالهای اقامت خود در آلمان را به خوش گذرانی نگذراند، بلکه آثار مارکس، انگلس و لنین را مطالعه کرد، و به ترجمه و تالیف پرداخت. او وقتی در سال ۱۳۰۹ به ایران بازگشت، فقط یک مارکسیست روشنفکر نبود، بلکه اعتقاد به تشکیلات و مبارزه سازمان یافته داشت.
خیلی زود توسط پلیس رضاه خان دستگیر و در دادگاه فاشیستی محاکمه و قبل و بعد از آن در زندان شکنجه شد. او در دادگاه دیکتاتوری را محکوم کرد و از اجتنابناپذیر سوسیالیسم و کمونیسم سخن گفت. دکتر ارانی به ده سال زندان انفرادی محکوم شد.
بیش از دو سال از نزدیک به سه سال زندان خود را در زندانهای انفرادی موقت محبوس بود. پس از مقاومت سرفرازانه سرانجام رضا به رئیس شهربانی خود، رکنالدین مختاری دستور داد که با کمک پزشک احمدی ارانی را با تزریق آمپول هوا در روز ۱۴ بهمن ۱۳۱۸ به قتل برساند.
طبری می گوید که دکتر ارانی ثابت کرد که نهفقط از جهت شخصیت عقلی خود، بلکه از جهت سجایای انسانی خویش، انسان بزرگی است و از آنجا که اجتماع این دو مبدأ در تاریخ نادر است، بدون تردید ارانی از بزرگان تاریخ ما و تاریخ معاصر است.
ارانی گفت
در شطی که آن جنبنده تاریخ است
مشو زآن قطرهها کاندر لجنها بر کران مانند
بشو امواج جوشانی که دائم در میان مانند. (احسان طبری)


دیدگاهتان را بنویسید