مقوله «برتری سفیدپوستان» در مارکسیسم

image_printچاپ

در مارکسیسم، مقوله «برتری سفیدپوستان» یک مقوله بنیانی نیست، بل‌که باید آن را در پیوند با واکاوی طبقانی، نژاد و سرمایه‌داری درک کرد. مارکسیسم ابزارهایی برای واکاوی چگونگی کارکرد قدرت، نابرابری و بهره‌کشی در جامعه فراهم می‌آورد، و برتری سفیدپوستان را می‌توان هم‌چون بخشی از نظم اقتصادی- اجتماعی نژادی‌شده که از ساختارهای سرمایه‌داری پشتیبانی می‌کند، درک کرد.

مقلوله لنینستی امپریالیسم،  امپریالیسم و استعمار را با نیاز به گسترش نفوذ سرمایه پیوند می‌دهد. برتری سفیدپوستان نقش برجسته‌ای در درست‌انگاری کنش‌های امپریالیستی و استعماری بازی می‌کند و مردم غیرسفیدپوست را فرودست نشان می‌دهد و به دین گونه دلیلی برای چیرگی بر نژادهای دیگر فراهم می‌آورد. برای لنین، امپریالیسم مرحله‌ای از سرمایه‌داری است که بهره‌کشی جهانی می شود و برتری سفیدپوستان برای مشروعیت‌بخشیدن به این بهره‌کشی جهانی به کار گرفته می‌شد. مارکسیست‌هایی مانند سدریک رابینسون (Cedric Robinson ) مقوله «سرمایه‌داری نژادی» را آفریدند تا نشان دهند که چگونه تاریخ سرمایه‌داری بر نژادگرایی نیروی کار استوار بوده است.

رابینسون می گوید که سرمایه‌داری و استعمار بر پایه‌های فرمان‌روایی  و بهره‌کشی نژادی ساخته شده‌اند. در این زمینه، برتری سفیدپوستان روشی برای سازمان‌دهی جهان است تا این که سفیدپوستان، به‌ویژه در کشورهای امپریالیستی، از بهره‌کشی غیرسفیدپوستان بهره‌مند شوند. بدین‌گونه، در دیدگاه مارکسیستی، مقوله برتری نژادی سفیدپوستان در باره‌ی یک ساختار اقتصادی- اجتماعی که برای پاسبانی از منافع طبقه حاکم سرمایه‌داری پدید آمده است، به کار برده می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *