📉
⚡️استعفای کریستین اشمیت، نماینده عالی جامعه بینالمللی در بوسنی و هرزگوین، در ۱۱ می، با وجود بیتوجهی رسانهها، یک تحول زمینلرزهای محسوب میشود که میتواند صلح شکننده حاکم بر سارایوو از نوامبر ۱۹۹۵ را در هم بشکند. این استعفا، پرسشهای فشردهای درباره آینده اشغال بوسنی توسط واشنگتن مطرح میکند؛ اشغالی که طی سه دهه، به پایگاهی برای نفوذ ناتو و اتحادیه اروپا در منطقه تبدیل شده بود.
📜 توافقنامه دیتون که پس از بمباران ناتو بر مواضع صربها در اوت ۱۹۹۵ به اجرا درآمد، به جنگ بوسنی پایان داد. این توافق، قانون اساسیای بسیار تبعیضآمیز را بر بوسنی تحمیل کرد که نظامی مبتنی بر تقسیمات قومی را تثبیت نمود. کشور امروز به دو نهاد خودمختار تقسیم شده است: فدراسیون بوسنی و هرزگوین (با اکثریت بوشنیاک و کروات، ۵۱٪ خاک) و جمهوری صربسکا (با اکثریت صرب، ۴۹٪ خاک). هر کدام دولت، پارلمان و اختیارات خاص خود را دارند.
👑 بوسنی سه رئیسجمهور (بوشنیاک، کروات و صرب) دارد و تصویب قوانین در سطح ملی نیازمند اجماع است که به ندرت حاصل میشود. اما قدرت واقعی در دست «نماینده عالی» است؛ فردی اروپایی که نه توسط مردم بوسنی، بلکه توسط شورای اجرای صلح (متشکل از ۵۵ کشور) منصوب میشود. پدی اشدون، از می ۲۰۰۲ تا ژانویه ۲۰۰۶، با اختیار برکناری مقامات دولتی (حتی منتخبان مردم)، به «نایبالسلطنه بوسنی» معروف شد. در سال ۲۰۰۴، او ۶۰ مقام صرب را به یکباره برکنار کرد.
🌍 اسناد طبقهبندیشده شورای امنیت ملی آمریکا از ژوئیه ۱۹۹۵ نشان میدهد که برنامه غرب، «جدایی مسالمتآمیز» جمهوری صربسکا و برگزاری همهپرسی جدایی در عرض دو تا سه سال بود. مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت، نیز در اوت ۱۹۹۵ بر «حق صربها برای جدایی مسالمتآمیز از بوسنی» تأکید کرده بود.

دیدگاهتان را بنویسید