اقتصاد غرب با بحرانی عمیق و ساختاری روبهروست؛ بحرانی که حتی پیشرفتهترین صنایع اروپا را در بر گرفته است. یکی از نمونههای بارز این وضعیت، سیاست گذار انرژی اتحادیه اروپا است. این سیاست با برنامهریزی ضعیف و کمعمق اجرا شد و تجربه صنعت پنل خورشیدی نشان داد که چگونه چین توانست با سرعت از غرب پیشی بگیرد.
در ماجرای انرژی خورشیدی، تولید اروپایی بدون ایجاد زنجیره تأمین کامل آغاز شد. نتیجه آن بود که صنایع چینی، با سرمایهگذاری عظیم (بیش از ده برابر کل اتحادیه اروپا)، نوآوری فناورانه و بهرهگیری از صرفهجویی ناشی از مقیاس، بازار را به دست گرفتند. چین امروز در تمام مراحل زنجیره تولید پنلهای فتوولتائیک، از استخراج مواد خام تا بازیافت، پیشتاز است.
گزارش آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که از سال ۲۰۱۱ تاکنون، چین بیش از ۳۰۰ هزار شغل در این صنعت ایجاد کرده است. هزینه تولید در چین بهطور میانگین ۱۰٪ کمتر از هند، ۲۰٪ کمتر از آمریکا و ۳۵٪ کمتر از اروپاست. این ارقام تنها حاصل «دستمزد پایین» نیست، بلکه نتیجه ترکیب هوشمند سرمایهگذاری بلندمدت، نوآوری مستمر و حمایت صنعتی هدفمند است.
حتی سرمایهگذاری چین در کشورهایی مانند مالزی و ویتنام، این کشورها را به صادرکنندگان بزرگ پنل خورشیدی بدل کرده است. برخلاف الگوی استعماری غرب که اقتصاد شریکان خود را تخریب میکند، چین با ایجاد زیرساخت و انتقال فناوری، شرکای خود را توسعه میدهد.
درس ماجرا روشن است: بدون برنامهریزی جامع، سرمایهگذاری مداوم و ایجاد زنجیره تأمین داخلی، هر سیاست صنعتی محکوم به شکست است.

دیدگاهتان را بنویسید