پنجاه سال پس از مرگ فرانکو؛ چرا خطر فاشیسم هنوز جهان را تهدید می کند؟

image_printچاپ

🩸 in-defence-of-communism

مرگ فرانکو و میراثش
۲۰ نوامبر ۲۰۲۵ پنجاه سال از مرگ فرانسیسکو فرانکو، دیکتاتور فاشیست اسپانیا گذشت؛ مردی که نزدیک به چهار دهه کشور را با خون، سرکوب و ترس اداره کرد. اما پایان زندگی او پایان فاشیسم نبود. تاریخ نشان داده که فاشیسم با مرگ یک فرد نمی‌میرد؛ تنها با سازمان‌یابی و مبارزه‌ی آگاهانه‌ی طبقه کارگر شکست می‌خورد.

⚔️ کودتا و ترور سفید
فرانکو از دل یک کودتای نظامی علیه جمهوری اسپانیا و علیه امیدهای انقلابی مردم سر برآورد. با حمایت مستقیم آلمان هیتلری و ایتالیا موسولینی، جمهوری را در خون غرق کرد. «ترور سفید» یک حادثه ناخواسته نبود؛ یک استراتژی طبقاتی حساب‌شده بود: حذف کارگران مبارز، کمونیست‌ها، سوسیالیست‌ها، آنارشیست‌ها، دهقانانی که زمین‌های اربابان را مصادره کرده بودند، زنان مطالبه‌گر و ملت‌هایی که هویت خود را تحقیرناپذیر می‌دانستند. صدها هزار نفر اعدام، ناپدید یا در زندان و کار اجباری خرد شدند. گورهای جمعی هنوز زخم باز تاریخ اسپانیاست.

🏛️ فرانکوئیسم و سلطه سرمایه
فرا‌تر از سرکوب سیاسی، فرانکوئیسم پروژه‌ای برای بازسازی سرمایه‌داری بر پایه ارتجاع، ملی‌گرایی افراطی و سلطه کلیسا بود. اتحادیه‌های مستقل ممنوع، اعتصاب جرم، زبان‌های باسکی، کاتالان و گالیسی ممنوع، و زنان عملاً بی‌حقوق بودند. این «نظم» نبود؛ فاشیسم ناب بود: دیکتاتوری سرمایه با یونیفورم و باتوم.

🕰️ تداوم فرانکوئیسم
با این حال امروز برخی ادعا می‌کنند «اسپانیا گذشته‌اش را پشت سر گذاشته است». اما وارثان فرانکو هرگز ناپدید نشدند؛ آن‌ها در دستگاه قضایی، ارتش، رسانه‌ها و اقتصاد ادغام شدند. قانون عفو ۱۹۷۸ شکنجه‌گران را بخشید، نه قربانیان را. سلطنتی که خود فرانکو احیا کرده بود هنوز پابرجاست. و اکنون راست افراطی دوباره با شعارهای ضد‌مهاجر، ضد‌اقلیت و ضد‌کارگر قد علم کرده است.

حافظه و مبارزه
وظیفه امروز همان وظیفه پنجاه سال پیش است: ساختن یک جنبش ضد‌فاشیستی سازمان‌یافته، ریشه‌کن کردن دروغ‌های تاریخی و دفاع عملی از حقوق طبقه کارگر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *