📌
با توجه به دو خبر اخیر، تصویر شفافتری از بحران مدیریتی و ساختار بیمار اقتصاد ایران پیش روی ماست.
💰 ۴۵ هزار میلیارد کجا رفت؟
از یک سو، کیس جدید اختلاس ۴۵ هزار میلیارد تومانی ارز ترجیحی را میبینیم که قرار بود برای واردات نهادههای دامی هزینه شود، اما نه تنها این نهادهها به بازار نرسیدند، بلکه ردپایی از آنها هم پیدا نشد! این یعنی سفره مردم با یک امضای ناسالم و نظارت صفر خالی شده است.
⛽ قاچاق رسمی سوخت
از سوی دیگر، نماینده مجلس از قاچاق رسمی سوخت پرده برداشته؛ فرآیندی که خودروها تا مرز میروند و با مجوز، بنزین و گازوئیل یارانهای را به خارج میفروشند. این یعنی بخشی از درآمد ملی نه در جای خود، که در جیب دلالان و واسطهها خرج میشود.
🔗 ریشه یکسان: رانت و نظارت صفر
هر دو خبر یک ریشه دارند: اقتصاد رانتی و مدیریت ناسالم. جایی که توزیع ارز ترجیحی بدون شفافیت و نظارت انجام میشود و توزیع سوخت هم به سامانه ساماندهی نشده است.
📉 نتیجه اجتنابناپذیر
نتیجه چیست؟ تورم، کاهش قدرت خرید، ناامیدی تولیدکننده و مصرفکننده، و البته انباشت فساد در سطوح بالای تصمیمگیری.
⚠️ هشداری برای فردا
این اختلاسها و فرارهای رسمی نشان میدهد که پول ملت نه در مسیر توسعه، که در مسیر رانت و سوءاستفاده هدایت میشود. مادامی که گزارشهای نظارتی به جای اقدام، به حرف و حدیث تبدیل شوند و مدیران متخلف پاسخگو نباشند، این چرخه معیوب ادامه خواهد یافت.
✅ راه حل روشن است
تنها راه برونرفت، اصلاح نظام تخصیص ارز، شفاف سازی زنجیره توزیع سوخت و نظارت هوشمند بر اقتصاد است. ولی سختر جمهوری اسلامی اجازه انجام چنین اصلاحاتی را نمی دهد. باید فلک را سقف شکافت و طرحی نو درانداخت.

دیدگاهتان را بنویسید