آرمان گرای واقع بین یا واقع گرای بی آرمان

image_printچاپ

بورژوازی و احزاب طرفدارش احزاب کارگری و طرفدارانش را به “رمانتیسم” و دور بودن از واقعیت متهم می کنند. اینها کمونیست ها را “دایناسور”، “جزمگرا”، “عقب مانده” و “استالینیست” می خوانند، تا با خیال خود، به استدلال خود وزن محکمی بدهند.
ولی‌ واقعیت چیست؟
واقعیت این است که احزاب کارگری از صادق ترین و مدرن‌ترین احزاب جهانند. این احزاب بدون هیچ ریاکاری و با وضوح خود را طرفدار منافع کارگران و دیگر زحمتکشان فکری و یدی می ‌خوانند. و به صراحت می گویند که برای یک جامعه مدرن بعد از سرمایه داری با فرماسیون اجتماعی و اقتصادی جدید، یعنی سوسیالیسم مبارزه می‌کنند، “که برای اشیا، اشخاص را نابود نمی کند!”.
در مقابل، ریاکاریِ احزاب بورژوازی تا به آن حد رسیده که هیچ کدام به طور واضح خود را طرفدار منافع بورژوازی نمی خوانند، بلکه اهداف خود را با استفاده از پراگمتیسمِ سیاسی و تحت کلماتی همچون جامعه “همه طبقاتی!” پنهان می کنند. ولی‌ در نهایت همیشه “دم خروس” معلوم می شود. بطور مثال، این احزاب برای مبارزه با مشکلاتی که سرمایه داری برای جهان ایجاد کرده است، داروی نئولیبرالیستی تجویز می کنند!
دوستان سوسیال دمکرات آن ها هم بدون هیچ خجالت از این برنامه ‌ها حمایت می کنند. آخر کدام طبیب برای علاج سرطان به مریض سلول های سرطانی تزریق می‌کند؟
متاسفانه، برخی ها که خود را توده ای می خوانند و طرفدار اصلاحِ رژیم هستند تبلیغ می کنند که راه حل دیگری به جز وارد شدن به بازی باطل و بی‌ پایان، انتخاب میا‌‌ن “بد” و “بدتر”، وجود ندارد! این ها هم با استفاده از چماق “واقع گرایی” ما را به “رمانتیزم انقلابی” و “تفکر انتزاعی” متهم می کنند و می خواهند که ما هم سرمایه داری و هم روبنای ولایی آن را بپذیریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *