در قرن گذشته، ساختار شغلی در اروپای غربی بهطور اساسی دگرگون شده است. اشتغال در بخش کشاورزی، که زمانی ستون فقرات اقتصاد بود، با مکانیزهشدن تولید، کاهش قیمتها، و انتقال منابع به صنایع سودآورتر، رو به زوال گذاشت. در نتیجه، روستاها جمعیت خود را از دست دادند و حاشیهنشینی اقتصادی آنها تشدید شد.
در سوی دیگر، بخش خدمات به هستهی اصلی بازار کار تبدیل شده است. افزایش پیچیدگیهای اداری، گسترش خدمات آموزش و سلامت، و رشد مصرف فرهنگی، باعث شد که خدمات خصوصی و عمومی—از فناوری اطلاعات و بانکداری تا مشاوره و گردشگری—سهم اصلی اشتغال را به خود اختصاص دهند. از دههی ۱۹۸۰، افزایش تقاضا برای مشاغل خدماتی، مشاغل صنعتی را به حاشیه راند، و از دههی ۱۹۹۰ به بعد، صنعت نیز با افت در اشتغال، گرچه با حفظ نقش اقتصادی، جایگاه اجتماعی خود را از دست داد.
این دگرگونیها منجر به پیدایش بازاری «دوگانه» شدند: از یکسو اکثریت در بخش خدمات با شرایط کاری متنوع و غالباً ناپایدار اشتغال دارند، و از سوی دیگر بخشهای مولد، با وجود سهم کم در اشتغال، نقش اساسی در تولید ثروت اجتماعی دارند. همچنین، تمرکز جمعیت در کلانشهرها افزایش یافت، ابتدا با مهاجرت روستاییان و سپس از طریق رشد طبیعی جمعیت شهری. امروزه، حدود ۸۰ درصد نیروی کار در بخش خدمات و تنها ۲۰ درصد در کشاورزی، صنعت، و ساختوساز فعالاند—ترکیبی که گویای یک تحول عمیق در ساختار اقتصادی و اجتماعی اروپاست.

دیدگاهتان را بنویسید