حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ جبهه ضددیکتاتوری و جبهه متحد خلق

image_printچاپ

توده‏اى‏‏‏ها بايد پديده نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران را درك كنند، تا بتوانند بر روى‏‏‏ آن تاثير خود را بگذارند. براى‏‏‏ درك اين پديده، جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد با تحليل ديالكتيكى‏‏‏ اجزاى‏‏‏ اين نبرد را تشخيص دهد و درك كند.

١- جنبش توده‏اى‏‏‏ بايد تحليل مستقل خود را از موضع طبقه كارگر ايران از اوضاع جهان، منطقه و ايران داشته باشد. شناخت از تحليل مشخص طبقه كارگر را بايد جدا از برداشت و تحليل طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر جامعه تنظيم كرد و ارايه داد.

٢- برپايه شناخت مستقل بدست آمده از نبرد طبقاتى‏‏‏ در ايران و تعيين جايگاه و منافع و سياست طبقات و قشرهاى‏‏‏ ديگر در كشور، بايد جنبش توده‏اى‏‏‏ سياست مستقل خود را در ارتباط با اتحادهاى‏‏‏ ممكن در جامعه تعيين كرده و اعلام دارد.

٣- بايد بين اتحادها براى‏‏‏ تغييرات بنيادى‏‏‏ با هدف تغييرات زيربنايى‏‏‏ و رشد ترقى‏‏‏خواهانه جامعه از يك سو، و اتحادها براى‏‏‏ پاسخ به نيازهاى‏‏‏ روز و عاجل اجتماعى‏‏‏ از سوى‏‏‏ديگر، تفاوت قايل شد.

٤- جبهه ضددیکتاتوری؛ اتحاد و وحدت عمل در تحقق بخشيدن به وظايف روز يا آنى‏‏‏ كه رفیق جان داده راه آزادی و برابری جوانشير آن را در كتاب “سيماى‏‏‏ مردمى‏‏‏ حزب توده ايران”، وظايف دموكراتيك طبقه كارگر مى‏‏‏نامد، از طريق ايجاد همكارى‏‏‏ با قشرهاى‏‏‏ مختلف اجتماعى‏‏‏ تا حد احزاب ملى‏‏‏ ممكن مى‏‏‏گردند. اين اتحاد و همكارى‏‏‏ها مى‏‏‏توانند گذرا و ناپايدار باشند.

٥- جبهه متحد خلق؛ اتحاد براى‏‏‏ اهداف دورنمايى‏‏‏ و به بيان جوانشير، اهداف آتى‏‏‏ و سوسياليستى‏‏‏ طبقه كارگر هستند. براى‏‏‏ مثال پيشنهاد “جبهه متحد خلق” توسط حزب توده ايران در دوران پس از پيروزى‏‏‏ انقلاب، كه با هدف تغييرات اقتصادى‏‏‏- اجتماعى‏‏‏ در جهت گذار از نظام فرتوت سرمايه‏دارى‏‏‏ اعلام شده بود، از اين نوع اتحادهاى‏‏‏ استراتژيك و دورنمايى‏‏‏ است.

بنابراین، وظیفه دموکراتیک و وظیفه سوسیالیستی حزب طبقه کارگر باید دست به دست هم انجام شود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *