از دیدگاه مارکسیستی، گشودن مسیری صلحآمیز در قبال جنگ اوکراین حیاتی است، زیرا پیامدهای اقتصادی و اجتماعی جنگ بهطور عمده بر طبقه کارگر و آسیبپذیرترین اقشار جامعه تأثیر میگذارد.
در دنیای سرمایهداری، جایی که منابع و بازار کار به شدت تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیکی قرار دارند، تداوم جنگ تنها به نفع ثروتمندان و قدرتمندان است، در حالی که کارگران و اقشار محروم رنج میکشند. یک راهحل صلحآمیز میتواند فرصتهایی برای بازسازی ایجاد کند که نه تنها بر رشد اقتصادی متمرکز باشد، بلکه طبقه کارگر هر دو کشور را برای نبرد برای عدالت اجتماعی و اقتصادی آماده و تجهیز می کند.
این ایده که جنگ باید تا زمان پیروزی اوکراین ادامه یابد، غیرواقعبینانه است و تنها به نفع صنایع نظامی است. اولاً، هزینههای جنگ — چه انسانی و چه اقتصادی — بسیار سنگین است و نه تنها اوکراین، بلکه کشورهای حامی آن را نیز تحت فشار قرار میدهد. تشدید ادامهدار این درگیری میتواند به تلفات بیشتر و تخریب گستردهتر منجر شود و رنج بیشتری را برای مردم عادی ایجاد کند.
ثانیاً، حمایت مستمر از اوکراین در قالب تسلیحات و منابع، به حفظ صنایع جنگی کمک میکند که از تداوم درگیری سود میبرند. ابزارهای جنگی مانند مهمات و موشکها توسط شرکتهای سرمایهداری تولید و فروخته میشوند که ارتباطات قوی با بازیگران سیاسی دارند و علاقهای به پایان سریع جنگ ندارند.
ایده “پیروزی” در این جنگ یک هدف انتزاعی است که با واقعیتهای پیشروی اوکراین همخوانی ندارد. این رویکرد میتواند تنشهای ژئوپلیتیکی را تشدید کند و پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی داشته باشد.
صلح میتواند تنشهای ژئوپلیتیکی را کاهش داده و زمینه را برای همزیستی بلندمدت فراهم کند. به جای ادامه جنگی که به نفع صنایع تسلیحاتی است، میتوان راهحلهای دیپلماتیکی را دنبال کرد که بر صلح پایدار و همکاری متمرکز باشند. باید همیشه به صلح شانس برنده شدن داد.

دیدگاهتان را بنویسید