مقاله ۲۸/۱۴۰۲
۲۳ مهر ۱۴۰۲، ۱۵ اکتبر ۲۰۲۳
فلسفه دانان تنها جهان را به شیوه های گوناگون تفسیر کرده اند. نکته اما دگرگونی آن است. (مارکس)
پیش گفتار
مارکسیسم برای نبرد با بورژوازی زاییده شده است و لنینیسم با گردآوری تئوری انقلاب، شیوه های پیروزی بر بورژوازی را به مارکسیست- لنینیست ها یاد داده است. هیچ تردیدی نیست که بورژوازی برای نبرد با مارکسیسم، تنها به کُشتار مارکسیست ها بسنده نمی کند، بل که یکی از شیوه های بسیار کارای بورژوازی، تهی کردن مارکسیسم- لنینیسم از سرشت انقلابی آن است. مارکسیسمی که به بهانه های گوناگون از نبرد با بورژوازی پرهیز می کند، مار بی نیشی است که بورژوازی می تواند بی هیچ ترسی، آن را به دور گردن خود آویزان کند و یا مردابی در زمین خود برای او بسازد.
یکی از راه های “پیروزمندانه” تهی کردن سرشت انقلابی مارکسیسم، دادن ویژگی هایی به بورژوازی است که به دلیل خاست گاه طبقاتی آن، از آن بی بهره است. آن هایی که به پاک شویی بورژوازی انگلی می پردازند، نه تنها در روند درگیری مردم ما با دیکتاتوری جمهوری اسلامی سرمایه داری شرکت نمی کنند، بل که پیوسته مرزهایی برای ایستادگی مردم می سازند که نباید از آن گذر کرد. یکی از گروه هایی که از روز پایه گزاری تا کنون، زیر نام مارکسیسم- لنینیسم از نبرد طبقاتی ی که پایه های رژیم را بلرزاند، پرهیز کرده است، گروه “ده مهر” است.
یکی از ویژگی های غیر مارکسیست این است که پیوند میان پدیده ها و رویدادها را در نمی یابد، پدیده ها را ایستا و همیشگی می بیند. برای همین، اندیشه غیر مارکسیست از آفرینش گری (خلاقیت) به دور می شود و او نمی تواند جهان را که آن گونه که می تواند و می بایست باشد ببیند و بدین گونه او دیر یا زود به واقع گرایی گردن می نهد و به بازی در زمین بورژوازی خوشنود می شود. یک مارکسیست- لنینیست ولی خود را در چارچوب واقعیت زندانی نمی کند، بل که با واکاوی آن برنامه ی دگرگونی آن را می چیند. یک مارکسیست- لنینیست به دلیل نبودن شرایط شایسته ذهنی، از نبرد طبقاتی فرویش نمی کند، بل که او می داند که “عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند” (طبری).
“ده مهر” در تازه ترین نوشته خود در مهر ماه امسال، برای درست انگاشتن دنباله روی خود از لایه ای از بورژوازی انگلی، به بازگویی و بازنویسی خسته کننده چند پیش پندار نادرست گذشته، می پردازد که ما هر کدام از آن ها را در زیر می شکافیم.
تمامیت ارضی میهن ما در خطر است
“ده مهر” وارونه همه ی داده های جهانی، این گونه وانمود می کند که هم اکنون امپریالیسم امریکا آماده یورش به میهن ما است و برای همین باید در کنار رهبران آدم کُش و واپس گرا و بورژوازی انگلی ایستاد. در این که امپریالیسم برای سرسپردگی کشورهای مستقل از هر تلاشی سر باز نمی زند، هیچ تردیدی نیست. ولی راستش این است که ما روند کاهش تنش میان امریکا و جمهوری اسلامی را هم اکنون می بینیم. افزون بر این، تنش دور و بر مرزهای جمهوری اسلامی بسیار کم تر از گذشته است. پاکستان، ترکیه هرگز در جنگی با ایران شرکت نداشته اند. جمهوری اسلامی هم واره پیوندهای دوستانه با قطر و عمان داشته است و دارد. جمهوری اسلامی با شیطان کوچک عربستان سعودی و دوستانشن امارات، کویت و بحرین پیمان آشتی بسته است. طالبان در افغانستان که هیچ درگیری با جمهوری اسلامی ندارد. آذربایجان که بیش تر مردمش شیعه هستند و پیشینه تاریخی با ایرانیان دارد و بخشی از سرزمین ایران بوده است، هم دشمن ما نیست. ارمنستان هم که نه تنها پیشینه دشمنی با ما دارد، بل که خواست و توانایی هم ندارد.
”ده مهر” برای درست انگاری سازش کاری خود در برابر جمهوری اسلامی، این گونه وانمود می کند که خطر یورش امریکا به ایران به آن اندازه بزرگ و آنی و بی درنگ است که برای جلوگیری از آن باید به نبرد ضددیکتاتوری و ضد سرمایه داری- نئولیبرالیستی افسار زد. ”ده مهر” می نویسد که «[…]، تصمیم به اتخاذ سیاست نگاه به شرق، […]، آغازگر روندی شد که هم سیاست آمریکا در قبال ایران را به سیاست تکیه بر چماق، که امروز شاهد آن هستیم، تغییر داد …(۹ مهر ۱۴۰۲)». در نوشته بالا زیرکانه “نگاه به شرق” با نبرد ضدامپریالیستی پیوند زده می شود. گفتن این که امریکا به ” سیاست تکیه بر چماق” روی آورده است، با داده های هم اکنون ما هم خوانی ندارد. نمونه هایی که نشان از کاهش تنش میان امریکا و جمهوری اسلامی دارد را در زیر می خوانید.
به نوشته «وال استریت جورنال»، تنشهای ایران با ایالات متحده کاهش یافته است. وزارت خارجه آمریکا چند ماه پیش پذیرفت که ایران شش میلیارد دلار از پول نفت خود را که از سالها پیش در بانکهای کره جنوبی مانده بود را دریافت کند. به گزارش مشرق ۲۰ام مهر، شورای عالی امنیت ملی گفت که جمهوری اسلامی پس از جنگ اسراییل و فلسطین هم چنان دست رسی به ارز خود در بانکهای قطر دارد. به گزارش ۲۰ام مهر، اقتصاد۱۰۰، ۱۰ میلیارد دلار از ارز ایران در عراق هم آزاد شد و در دست رس جمهوری اسلامی است.
خبرگزاری بلومبرگ در ماه گذشته در گزارشی نوشت، که دولت جو بایدن ماهها در روند گفت و گوی نهانی با جمهوری اسلامی در باره ی کاهش روند غنی سازی اورانیوم ایران بوده است. پیش تر روزنامه آمریکایی «وال استریت جورنال» نیز نوشته بود که جمهوری اسلامی تولید اورانیوم غنیشده برای کاربرد جنگی را بسیار کاهش داده است.
بلومبرگ می نویسد که امریکا و جمهوری اسلامی پنهانی پیمانی در باره ی بالا بردن تولید و فروش نفت ایران نیز بسته اند. آمریکا پذیرفت که آرام آرام از پیاده کردن تحریمها بر فروش نفت ایران بکاهد. هلیما کرافت (Helima Croft)، رئیس استراتژی جهانی کالا در شرکت «بازارهای سرمایه» (Capital Markets) گفت که هم اکنون منافع اقتصادی آمریکا و ایران در مورد تولید بیش تر نفت و فروش آن در بازار یک سان است.
اکوایران پس از آغاز دوباره جنگ میان اسراییل و فلسطین نوشت که وزیر امور خارجه آمریکا گفت که اسراییل به دنبال گسترش جغرافیای درگیری از جمله با ایران نیست. اطلاعات آنلاین نوشت: واکنشهای اخیر کاخ سفید به عملیات طوفان الاقصی و پیامهای هشدار آمیزی که به سران صهیونیستها ارسال کرده اند […] احتمال بروز این خطای راهبردی و استراتژیک [تهاجم نظامی علیه ایران] از سوی صهیونیستها را به صفر میرساند.
جمهوری اسلامی ضدامپریالیست است
راستش این است که، اگر از دوره کوتاه آغاز انقلاب که ضدامپریالیست هایی مانند آقای طالقانی و آقای محمد منتظری زنده بودند، که بگذریم، ناسازگاری جمهوری اسلامی با امریکا، هیچ گاه یک ویژگی ضدامپریالیستی نداشته است، بل که یک روی کرد سراسر عمل گرایانه بوده است و هست. حتا رفیق عمویی، عضو هیئت سیاسی پس از انقلاب، که از مهر “ده مهر” برخوردار است، در باره ی عمل گرایی رژیم در برخورد با امریکا می گوید:
«مسئله «کیک و انجیل» و ظهور آقای مک فارلین تصادفی نبود. این سابقه قبلی داشت.» […] «اصلا در دوران جنگ برای خریدهایی که باید انجام می رفت، آقای قربانی، دلال قاچاق تسلیحات، به همه جا سر میزد. به اسراییل سر می زد، به امریکا سر می زد، به آرژانتین می رفت. هر جایی که تسلیحات امریکایی بود، مراجعه و… خریداری می کرد و می فرستاد می آمد! » […]«هواپیما از اسراییل به قصد تهران بلند شد ولی راه را گم کرده و در باکو نشست[…]این نوک کوه یخ روابطی است که نمایان می شود «.(صبر تلخ، ۴۷۹)
آرزوی جمهوری اسلامی هم واره گسترش شیعه در خاورمیانه بوده است. سیاست برون مرزی رژیم، دور و بر این آرزوی پندارگونه برنامه ریزی و پیاده شده است و می شود. همه ی رهبران بزرگ و کوچک جمهوری اسلامی هم واره سخن از گسترش شیعه و رهبری “امت” گفته اند. رژیم ولایت فقیه گاهی این کار را با زور شمشیر و گاهی هم با به میدان آوردن نیروی نرم، یعنی تلاش برای پیوند اجتماعی و فرهنگی با این کشورها انجام می دهد. ولی از زمان آقای خمینی جمهوری اسلامی هم واره زنده ماندن خود را برجسته تر از هر چیز دیگر می دانست. به باور این آقایان واپس گرا، “نظام” به آن اندازه “مقدس” است که برای پاس داشت آن، می توان جام زهر نوشید و یا با شیطان های بزرگ و کوچک پیمان دوستی بست.
برای همین، مقوله سازان جمهوری اسلامی، مقوله هایی برای پذیرش پس نشینی و پذیرش شکست سیاست “صدور انقلاب”قهرآمیز ساخته اند، اگرچه که رویای شیعه سازی خاورمیانه را هم چنان در سر می پرورانند. در جمهوری اسلامی، سیاست شیعه گرایی گاهی با شیوه “صدور انقلاب اسلامی” و گاهی با شیوه “ ام القری” همیشه پیاده شده است. لاریجانی پس از شکست سیاست “صدور انقلاب اسلامی” قهرآمیز، نظریه “ ام القری” شیعه آفرید. نظریه “ ام القری” برای پیاده کردن سیاست شیعه گرایی با کاربرد شیوه های نرم آفریده شده است.
داوی (ادعا) ضدامپریالیستی بودن رژیم جمهوری اسلامی آن چنان بی پایه است که حتا “ده مهر” هم به ناگزیر گاه گاهی می پذیرد که «حاکمیت جمهوری اسلامی ایران و تمام جناحهای آن، با سیاستهای داخلی سرکوبگرانه و ضدمردمی خود، در جهت تقویت برنامههای امپریالیسم عمل کرده و میکنند. » و می گوید که «ما جمهوری اسلامی را رژیمی ضدامپریالیستی نمیشناسیم. (۱۶ مهر ۱۳۹۹) «
”نگاه به شرق” جمهوری اسلامی، یعنی نبرد ضدامپریالیستی
”ده مهر” می نویسد که «امروز بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی، […]، با درک از ماهیت تحولات جهانی و سیر کلی این تحولات علیه سلطهٔ یکجانبهٔ امپریالیسم، و بر اساس آگاهی از این واقعیت که امپریالیسم به هرصورت وجود یک دولت از نظر سیاسی مستقل و قدرتمند را در ایران تحمل نخواهد کرد، تصمیم به اتخاذ سیاست نگاه به شرق گرفت. (۹ مهر ۱۴۰۲)» در نوشته بالا زیرکانه “نگاه به شرق” با نبرد ضدامپریالیستی پیوند زده می شود.
پیوستن به بریکس، یکی از آن روی دادهایی است که با آن “ده مهر” “نگاه به شرق” را در نزد “بخشی از حاکمیت جمهوری اسلامی” شناسایی می کند. یکی از کشورهایی که نامه پیوستن به بریکس را دریافت کرده است، جمهوری اسلامی سرمایه داری است. “ده مهر” نمی نویسد که آرژانتین، مصر، اتیوپی، امارات متحده عربی و عربستان سعودی هم برای پیوستن به بریکس فراخوانده شده اند.
”ده مهر” به گونه ای مکانیکی شرایط گذاشته ای که میان کشورهای سوسیالیستی و جنبش کشورهای غیر متعهد بود را با پیمان بریکس یک سان می کند. “ده مهر” آگاهانه این گونه وانمود می کند که بریکس مانند جنبش غیر متعهدها، جنبشی ضدامپریالیستی با سمت گیری اقتصادی کم و بیش غیر سرمایه داری است.
امپریالیسم بیش از سه دهه با کمک نهادهای خود مانند بانک جهانی، صندوق بین المللی پول، و سازمان تجارت جهانی رهبر یکه تاز جهان بود. این گروه به حق می خواهد زورگویی امریکا را به چالش بکشاند و دادوستد جهانی را از بند زنجیر دلار و نظام دیجیتالی بانكى امریکا رها کند. بریکس می خواهد جلوی سرکردگی جهانی امريكا بایستد، ولی بریکس ویژگی های ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری ندارد. رییس جمهوری روسیه به تازگی هدف جهان جهان چندقطبی را شش ویژگی دانست که ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری بودن در میان آن ها نیست. ولی این درست که جهان چندقطبی شرایطی را می آفریند که ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری بودن را برای خلق ها آسان تر خواهد کرد.
نبرد برای ساختن جهانی چند قطبی یک نبرد پیش رو است، ولی به خودی خود یک نبرد ضدامپریالیستی و ضدسرمایه داری نیست. بریکس مانند گروه کشورهای غیرمتعهد در دوران شکوفایی اردوگاه سوسیالیسم نیست. در آن زمان کشورهای سوسیالیستی و کشورهای غیر متعهد با هم نبرد ضدامپریالیستی می کردند و هیچ کدام از کشورهای غیرمتعهد عضو پیمان های نظامی امپریالیستی نبودند. اگر از جمهوری خلق چین که بگذریم، هیچ کشوری در بریکس سمت گیری اقتصادی غیر سرمایه داری ندارد. “ده مهر” چیزی در باره ی ناهمگونی پیمان بریکس نمی نویسد. برای نمونه “ده مهر” نمی نویسد که هندوستان عضو بریکس در پیمان کواد (Quad) هم کاری نظامی با ایالات متحده، ژاپن، استرالیا علیه چین دارد. کشورهای عربی که عضوهای آینده بریکس هستند، مانند مصر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی، نه تنها کشورهای سرمایه داری با شیوه های ددمنشانه هستند، بل که هیچ گاه درگیر با امپریالیسم نخواهند شد و منافع آن را زیر ضربه نخواهند برد.
ما بارها گفته ایم که سیاست درون و برون مرزی رژیم جمموری اسلامی، نه برای به روزی مردم و کشور، بل که عمل گرایانه برای نگه داشت خود “نظام” برنامه ریزی و پیاده می شود. برخی از ”چپ” های هوادار جمهوری اسلامی، مانند “ده مهر” “نگاه به شرق” رژیم را چرخش در نگاه رژیم به غرب و حتا سیاستی ضدامپریالیستی می خوانند، ولی سخن گوی دولت رئیسی حقیقت را، که همانا تلاش رژیم برای گریز از پیامد تحریم ها است، می گوید.
تسنیم روز ۲۰ام مهر نوشت که علی بهادریجهرمی، سخن گوی دولت در پاسخ به این که پیوستن به گروهها ی بریکس و شانگهای چه دستاوردهایی دارد، گفت: «اصلیترین عاملی که امروز مانع رشد اقتصادی و حل مشکلات این حوزه شود، تحریمهای یک جانبه ایالات متحده آمریکا است […]. وی می افزاید: دولت مخالف مذاکره نیست اما وسط جنگ معطل بمانیم که آیا کوتاه میآید یا نه کار درستی نیست و قطعا به دنبال خنثیسازی تحریم هستیم و بهترین راه عضویت در گروهها و ائتلافهاست».
”نگاه به شرق” رژیم، از آزادی و برابری برجسته تر است
”ده مهر” در تازه ترین نوشته خود زیر نام “یک مرحلهای تازه از مبارزه را آغاز میکنیم” می نویسد:
« ما مبارزهٔ بینالمللی علیه امپریالیسم، و بهویژه علیه هژمونی جهانی امپریالیسم آمریکا، را عمدهترین مبارزهٔ عصر خود میدانیم که نباید تحتالشعاع تضادهای دیگر در سطح ملی قرار گیرد یا تضعیف شود. ما معتقدیم که تمام مبارزات مشروع در سطح ملی باید بهگونهای به پیش برده شود که وحدت مبارزهٔ بینالمللی ضدامپریالیستی را خدشهدار نکند، و استقلال و حاکمیت ملتها را بهخطر نیاندازد. بهاعتقاد ما، هیچ «دموکراسی» یا «حقوق بشر»ی با قربانی کردن استقلال و حاکمیت ملی مردم محقق نمیشود.»
”ده مهر” به درستی می نویسد که “هیچ «دموکراسی» یا «حقوق بشر»ی با قربانی کردن استقلال و حاکمیت ملی” به دست نمی آید. باید این نکته را شکافت. نخست این که ”ده مهر” این گونه به خوانندگان وانمود می کند که گویا نبرد برای “دموکراسی” در کشور ما به ناگزیر به از دست دادن “حاکمیت ملی” خواهد انجامید. دوم این که ”ده مهر” سخنی از پیوند دیالکتیکی میان «دموکراسی»، «عدالت اجتماعی» و «حاکمیت ملی» نمی راند. آیا ”ده مهر” به راستی بر این باور است که «حاکمیت ملی» بدون آزادی توده ها، با سرکوب خواست های بر حق مردم ، با سرکوب خلق های میهن و اقلیت های دینی، و با یک اقتصاد ددمنشانه سرمایه داری نئولیبرالیستی به دست یافتنی است؟
بگذارید بپذیریم که نبرد عمده، نبرد ضدامپریالیستی هست. ”ده مهر” بی آن که رنج نشان دادن ضدامپریالیست بودن رژیم را به خود بدهد، در دنباله نوشته می نویسد که «ما ضمن مخالفت با سیاستهای اقتصادی نئولیبرالی فاجعهبار برای کارگران و دیگر زحمتکشان کشور […] ـــ با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی ایران، بهویژه در این مقطع حساس تاریخی که مقاومت جمعی کشورهایی چون ایران به کلید پیروزی بر سلطهجوییهای امپریالیسم بدل شده است، مخالفیم. (۹ مهر ۱۴۰۲)»
ناگهان با یک چرخش خودکار، جمهوری اسلامی نه تنها ضدامپریالیست شده است، بل که نقش کلیدی هم در این نبرد جهانی دارد!! نیاز به یاد آوری است که ”ده مهر” هنگام سخن گفتن از نقش کلیدی، “هوش مندانه” جمهوری اسلامی نمی نویسد، بل که می نویسد “ایران”!! نکته دیگر این است که در کشوری که سندیکاهای آزاد و مستقل کارگری نیست؛ در کشوری که به پشت کارگری که خواهان دست مزد نپرداخته خود است، تازیانه می زنند؛ چگونه می توان بدون ایستادگی در برابر دستگاه سرکوب رژیم و بنیادهای سیاسی آن، با سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی نبرد کرد؟
شگفت انگیز این که یک راست گرای پر آوازه، مانند آقای هوشنگ امیراحمدی، همین سخنان را بازگویی می کند. او می گوید که برای “تمامیت ارضی ایران”، نباید برای مرگ ژینا امینی و برای آزادی زنان خیزش کرد. او که خود مدیر بخش خاورمیانه در دانشگاه راتگرز و کارمند امریکا است، کسانی را که با زن ستیزی رژیم در نبرد هستند را “جاسوسان” امریکا خواند.
چه کسانی اقتصاد نئولیبرالیستی سرمایه داری را پیاده می کند؟
برای ما خط اقتصادی کشور بسیار برجسته است. رفیق طبری می گوید:
« ۲ ( مسئله اینکه جامعه انقلابی پس از حل (یا بطور عمده حل ) که بر که سیاسی، از لحاظ نوسازی اقتصادی اجتماعی به «کدام سو؟ » حرکت خواهد کرد، چگونه نظامی را بنیاد خواهد نهاد؟
ما در مسئله دوم (به کدام سو؟)، در توافق با قانون اساسی جمهوری اسلامی، که حزب ما بدان رای مثبت داده است، خواستار راه رشد سرمایه داری وابسته نیستیم،[…]ولی اتحاذ راه تکامل غیر سرمایه داری بویژه اگر پیگیر و مردمی باشد می تواند محمل های تکامل جامعه ما را به سوی جامعه سوسیالیستی از جهت تاریخی پدید آورد. (نوشته های فلسفی و اجتماعی، ۳۰۴)»
همان گونه که می بینیم، حزب توده ی ایران با راه رشد سرمایه داری کشور سر سازگاری نداشته و خواهان راه شده غیرسرمایه داری بوده است.
”ده مهر” می داند که پیامدهای ناگوار اقتصاد نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی را نمی توان زیر پرده های تاریک پنهان کرد، برای همین از چشم اسفندیار رژیم سخن می گوید: «اکنون تضاد میان سیاست خارجی مقاومتی حکومت در برابر سلطهٔ امپریالیسم و سیاست داخلی اقتصادی آن ـــ یعنی اقتصاد نئولیبرالی حاکم که پایگاه داخلی امپریالیسم را تشکیل میدهد ـــ به یک پاشنهٔ آشیل جدی برای جمهوری اسلامی ایران بدل شده است. (۹ مهر ۱۴۰۲)»
”ده مهر” به ناگزیر باید دلیلی برای این “پاشنهٔ آشیل” بیابد.
«جناح هوادار غرب، […]، اکنون برای بازپس گرفتن جایگاه از دست رفتهٔ خود، از یک سو هرچه بیشتر دست بهدامن دولتهای غربی میشود، و از سوی دیگر تمرکز خود را روی سوار شدن بر موج اعتراضات ناشی از نارضایتیهای برحق انباشت شده، که سیاستهای نئولیبرالی خود غربگرایان یکی از عوامل اصلی آن بوده است،(۹ مهر ۱۴۰۲)»
بگذارید بپذیریم که “جناح هوادار غرب” “از عوامل اصلی” “سیاستهای نئولیبرالی” بود. پس چرا هنگامی که روند کشمکش به “حذف چهرههای اصلی جناح هوادار غرب در انتخابات اخیر ریاست جمهوری انجامید.” هنوز این “پاشنه آشیل” پا بر جا مانده است؟ چرا هم اکنون که “نگاه به شرق” دولت، مجلس و دستگاه قضایی را در دست خود دارد، هم چنان گناه پیامدهای مرگ بار اقتصاد نئولیبرالیستی، تنها به دوش “هواداران غرب” گذاشته می شود؟
”ده مهر” می گوید که «اجرای سیاستهای نئولیبرالی تعدیل ساختاری که در دولتهای روحانی و رئیسی به اوج خود رسیده است(۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ) ». با این همه، دوباره از این گفته خود پشیمان شده است و می نویسد که «ما از عضویت کشور عزیزمان در گروه مقتدر و آیندهساز بریکس استقبال میکنیم و امیدواریم دولت رئیسی بتواند این روند را در راستای تضمین منافع تمامی مردم ایران، بهویژه کارگران و زحمتکشان میهنمان، جهت دهد.( ۱۲ شهریور۱۴۰۲).»
چگونه دولتی که در آن “اجرای“ نئولیبرالیسم “به اوج خود رسیده است”، ناگهان ضد نئولیبرالیسم می شود و “در راستای تضمین منافع تمامی مردم ایران، بهویژه کارگران و زحمتکشان میهنمان” کار خواهد کرد؟
راستش این است که همه ی دسته های جمهوری اسلامی، همه ی لایه های بورژوازی انگلی خواهان اقتصاد نئولیبرالیستی هستند. ”ده مهر” به گفته لنین با دست چینی داده ها، این گونه وانمود می کند که هواداران “نگاه به شرق”، اقتصاد نئولیبرالیستی نمی خواهند.
”ده مهر” تاکنون از واکاوی جای گاه و خاست گاه طبقاتی “نگاه به شرقیان” خودداری کرده است. ”ده مهر” جای گاه آیتالله خامنهای را هم در این کشمکش هنوز روشن نکرده است. آیا خامنهای هوادار “نگاه به شرق” است، یا “هوادارغرب”؟ اگر ایشان هوادار “نگاه به شرق” هست، پس چرا به گفته خود ”ده مهر” خامنهای خواهان پیاده کردن اقتصاد نئولیبرالیستی است؟
”ده مهر” خود می گوید که «آقای خامنهای […]، از سیاستهای اقتصادی دفاع میکند که موجب وضعیت بحرانی اقتصاد کشور شده است و خود ایشان از ابتدا مدافع این سیاستها بوده است ». «در همان دهه ۶۰ و در زمان نخستوزیری مهندس موسوی، آقای خامنهای در کنار نمایندگان بورژوازی تجاری، مخالف اصول اقتصادی قانون اساسی ــ بهویژه اصل ۴۴ ــ و سیاستهای دولت برای اجرای این اصول بود. (۲۷ فروردین ۱۴۰۲ ) »
”ده مهر” می داند که خامنه ای در باره ی برنامه نئولیبرالیستی “مولد سازی” می گوید که «این کار ناگهان انجام نگرفت.» بلکه، «با فکر، با مطالعه، با پیشبینی، با ساعتها بحث کردن»” انجام شد. خود ”ده مهر” می گوید که سیاست اقتصادی که آقای خامنه ای از پیاده کنندگان آن بود مایه “نابودی تولید و در عوض رشد سوداگری و سرمایهداری مالی و پولی” شده است.
”ده مهر” می داند که آقای خامنه ای با کنار زدن “اصل ۴۴ قانون اساسی” به “سرمایهداری بزرگ تجاری و شریک طبقاتی آن، بورژوازی بوروکراتیک” کمک کرد که یک لایه نیرومند دیگری به نام بورژوازی مالی در “حاکمیت” جمهوری اسلامی پدید آورد که هم اکنون این سه لایه بورژوازی انگلی دستگاه فرمان روای جمهوری اسلامی را در دست خود دارند.
آیا همین پشتیبانی آشکار و رک و راست سرکرده هواداران “نگاه به شرق”، آقای خامنهای از اقتصاد نئولیبرالیستی که با زیر پا گذاشتن اصل ۴۴ قانون اساسی جمهوری اسلامی در ۱۰ تیرماه ۱۳۸۵ آغاز شد و هم اکنون با پشتیبانی از برنامه نئولیبرالیستی “مولد سازی” دنبال شد، نشان از هم اندیشی و هم گامی همه ی دسته های درون جمهوری اسلامی، برای در پیش گیری اقتصاد نئولیبرالیستی نیست؟
نباید با جمهوری اسلامی نبرد کرد، زیر هواداران غرب جنبش را “مصادره” کرده اند
”ده مهر” زمین و آسمان را بهانه می کند، تا ”چپ” ها با جمهوری اسلامی نبرد نکنند. ”ده مهر” در باره ی یک دلیل نایستادن خود در برابر جمهوری اسلامی این گونه می نویسد: «با توجه به غیبت یک جنبش تودهای سراسری و سازمانیافته در ایران، چنین تلاشهایی در شرایط کنونی تنها میتواند در خدمت اهداف امپریالیسم آمریکا برای تجزیهٔ ایران قرار گیرد.(۹ مهر ۱۴۰۲)»
”ده مهر” در گزاره بالا نمی گوید که چه کسی باید جنبش های پراکنده را سراسری کند؟ چه کسی باید جنبش های خودجوش را سازمان دهی کند؟ ”ده مهر” پایین تر با ناچار نشان می دهد، برای این که ”چپ” به وظیفه انقلابی خود عمل نکرد، “هواداران غرب” با “مصادره” جنبش پرداختند. ”ده مهر” در باره ی “مصادرهٔ جنبش حقطلبانهٔ مردم میهن ما توسط نیروهای داخلی هوادار غرب” می نویسد، ولی حتا یک واژه هم در این باره نمی نویسد که چرا کار با این جا کشیده است؟
اگر جنبش کنونی ما “حقطلبانهٔ” است، پس چرا رهبری آن در دست نیروهای “هوادار غرب” است؟ آیا دلیل آشکار آن این نیست که برخی از نیروهای ”چپ” مانند ”ده مهر” سرسپردگی به بورژوازی انگلی را بهتر و آسان تر از سازمان دهی جنبش توده ها و به دست گرفتن رهبری آن می دانند؟ برای چه دانش لنینی در باره ی انقلاب، از فراهم کردن شرایط ذهنی انقلاب می گوید؟ شرایط ذهنی انقلاب را چه کسی و چگونه باید فراهم کند؟
رفیق طبری در باره ی دیالکتیک سیر خودبه خودی و سیر آگاهانه در “نوشته های فلسفی و اجتماعی” صفحه ۳۱ می نویسد: قوائی که در جامعه به غلبه نو کمک می کند بر دو قسمند:
«۱ . قوای آگاه اجتماعی، عوامل ذهنی نهضت های انقلابی، و جهان بینی انقلابی آن؛
۲ . قوای خودبه خودی اجتماعی، رشد قوای مولده، تراکم تضادهای حل نشدنی درنظام کهن، تجربه تدریجی مردم.
عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن تسریع می کند، عامل خودبه خودی زمینه را برای غلبه نو بر کهن آماده می کند و بدان نضج می بخشد. »
”ده مهر” به جای این که در نقش یک”عامل آگاه رشد مبارزه نو را علیه کهن” تند کند، زیر چتر یک لایه ی بورژوازی انگلی می ایستد و به دیگران فریاد می زند: دست از نبرد بردارید، “جنبش حقطلبانهٔ مردم میهن ما توسط نیروهای داخلی هوادار غرب” “مصادره” شده است!!
پایان سخن
تلاش ”ده مهر” این است که از مقوله های مارکسیستی برای پشتیبانی از رژیم بهره برداری کند. همه می دانند که پذیرفتن یک سخن نادرست که در میان سخن های فراوان درست پنهان و بسته بندی شده است، برای خواننده آسان تر است.
همان گونه که در این نوشته نشان داده ایم، همه ی پیش پندارهای ”ده مهر” برای پشتیبانی از یک لایه بورژوازی انگلی ساخته شده است که پایه های عینی آن را در جایی نمی توان دید. دلیل “نگاه به شرق” رژیم، گریز از پیامدهای تحریم است. به دلیل سرکوب ددمنشانه هر خیزشی از سوی دیکتاتوری رژیم، نمی توان نبرد آزادی خواهان برای آزادی و نبرد طبقاتی کارگران علیه سرمایه داری نئولیبرالیستی، را در چارچوب رژیم انجام داد.
تنها می توان دولت هایی را ضدامپریالیستی خواند که سمت گیری اقتصادی غیر سرمایه داری دارند. ایستادگی جمهوری دموکراتیک خلق کره و کوبای سوسیالیستی در برابر امپریالیسم که هم راه با بیش از پنجاه سال تحریم اقتصادی از سوی امپریالیسم بوده است، دست آوردهای فراوانی برای شهروندان خود داشته است. شکاف طبقاتی کوچک، پزشکی رایگان، آموزش دبستانی تا دانشگاهی رایگان، هزینه خانه ی بسیار ارزان، فرهنگ شکوفا از دست آوردهای این دو کشور ضدامپریالیستی وغیر سرمایه داری هست.
گنده گویی های ضد آمریکایی رژیم جمهوری اسلامی چه ارمغانی برای مردم ما داشته است؟ چرا فراسنج های (پارامترهای) اقتصادی یک کشور واپس گرا با زیربنای سرمایه داری پس مانده، مانند عربستان سعودی از جمهوری اسلامی به تر است؟
یادداشت: همه ی درشت سازی ها از ما است
سرچشمه های کمکی
نوشته های فلسفی و اجتماعی (۱-۲)، احسان طبری: انتشارات حزب توده ی ایران
صبر تلخ، تاریخ شفاهی چپ ایران، گفتگو با محمدعلی عمویی درباره حزب توده ایران، ۱۳۵۷-۱۳۶۲ ویراست نخست، ۱۳۹۹ناشر: نشر واله، برلین
“ارزیابی ما از مضمون تضاد اصلی و وظایف مرحلهٔ انقلاب ملی ـ دموکراتیک در شرایط کنونی“(۱۶ مهر ۱۳۹۹): سایت «۱۰ مهر»
“ارزیابی روابط ایران و چین براساس آرمانهای استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی” (۰۷ اسفند۱۴۰۱ ): سایت «۱۰ مهر»
“«مهار تورم، رشد تولید» با حاکمیت اولیگارشی ناممکن است”(۲۷ فروردین ۱۴۰۲ ): سایت «۱۰ مهر»
“دفاع مجدد آقای خامنهای از خصوصیسازی”(۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۲): سایت «۱۰ مهر»
“ذبح اصل ۴۴ قانون اساسی و پیامدهای آن”(۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ): سایت «۱۰ مهر»
“مرحلهای تازه از مبارزه را آغاز میکنیم …”(۹ مهر ۱۴۰۲): سایت «۱۰ مهر»

دیدگاهتان را بنویسید