سخن روز شماره: ۱۲ ( ۶ اردیبهشت ۱٣۹۷ )
حزب توده ايران در سرمقاله ي اخير در نامه مردم به درستي خطر تجاوز امپرياليستي را خاطرنشان مي سازد و با پيشنهادهايي براي ممانعت از اجرايي شدن سياست جنايتكارانه ي امپراليسم آمريكا و شركاء، بر ضرورت تشديد مبارزات ضدامپرياليستي پاي مي فشرد.
چگونه مي توان به اين سياست واقع بينانه و ضروري تحقق بخشيد؟
سرمقاله ي پراهميت ارگان مركزي حزب توده ايران همانجا دفع اين خطر را به درستي با ايجاد وحدت و توافق توده هاي مردم بر سر مبارزه ي ضد امپرياليستي در جامعه توضيح مي دهد و برپايي اتحادهاي اجتماعي را به منظور روشنگري و مبارزه عليه سياست خارجي نادرست حاكميت سرمايه داري در ايران ضروري مي داند.
بدين ترتيب بايد حلقه ي واسط ميان مبارزه ي ضد امپرياليستي و مبارزه عليه سياست ماجراجويانه رژيم ولايت فقيه را يافت و به عنوان اهرم برپايي اتحادهاي اجتماعي در مبارزه ي با خطر خارجي و سياست حاكميت سرمايه داري در ايران به خدمت گرفت.
رفيق عزيز اميد نياز به يافتن اين نكته را در ابرازنظر اخير خود خاطرنشان مي سازد: «چگونگي حل توامان سه تضاد مورد اشاره و امكان پذيري [تحقق بخشيدن به] آن در صحنه عمل»! او انديشيدن مشخص به اين چگونگي را نياز لحظه اعلام مي كند. اين رفيق به درستي برجسته مي سازد كه «طبقه كارگر نمي تواند مبارزات صنفي- سياسي خود را بدون توجه به واقعيت [خطر] اشغال [احتمالي] گوشه اي از ميهن توسط متجاوزين، يعني چگونگي حل تضاد عمده و روز به پيش ببرد.»
رفيق عزيز ابي در ابرازنظر اخير خود به پرسش درباره ي چگونگي پاسخ مي دهد و مي نويسد: «به نظر من دفاع از ميهن بدون بسيج طبقه كارگر و اقشار زحمتكش و توده هاي شهر حول دفاع از دمكراسي و توليد داخلي، اقتصاد ملي، حقوق عادلانه، برگشت صنايع خصوصي شده، ملي شدن [- تحت كنترل ملي قرار گرفتنِ] تجارت خارجي [در چارچوب برنامه اقتصاد ملي] و مبارزه با فساد ميسر نمي باشد.»
در سخن روز قبلي، به يكي از اين پيشنهادها براي مساله ي «چگونگي» پرداخته شد. اين پيشنهاد با توجه به آمادگي حزب چپ ايران (فداييان خلق) براي مبارزه عليه اقتصاد سياسي نئوليبرال تنظيم و طرح شد. پيشنهاد شد كه در اين باب گام مشخصي برداسته شود. اين پيشنهاد كه داراي سرشتي ”بينابيني“ است مي تواند با پيشنهادهاي مشابه تكميل و توسعه داده شود.
در ارتباط با كوشش براي يافتن زبان و عمل مشترك با حزب چپ ايران در مبارزه عليه برنامه نئوليبرال ديكته شده از طرف امپرياليسم، نكته هايي بيان شد. بايد اين پيشنهاد ”بينابيني“ را با پيشنهادهاي ديگري تكميل و توسعه داد.
شعار مبارزه براي صلح يكي از اين نوع پيشنهادهاي بينابيني را تشكيل مي دهد. پيشنهادي كه مي تواند پيوند مبارزه عليه سياست ماجراجويانه حاكميت نظام سرمايه داري ايران و ديكتاتوري ولايي و عليه كوشش امپرياليستي را ايجاد سازد و عليه جو سازي ضد ايراني در جهان به منظور تدارك يورش نظامي به ايران، موثر گردد. چرا بايد در شهرهاي اروپايي تنها عليه حاكميت ديكتاتوري تظاهرات شود؟ چرا نبايد آن را با مبارزه عليه خطر تجاوز امپرياليستي تكميل نمود؟ آيا نمي توان از اين طريق عليه سياست هم راهي كشورهاي اروپايي با آمريكا براي نقض ”فرجام“ فعال بود و از اين طريق نيروهاي سلطنت طلب و .. را از صحنه تبليغاتي در كشورهاي سرمايه داري به كنار راند و دور نمود؟
نمونه ي ديگر براي چنين پيشنهادهاي بينابيني، كوشش براي روشنگري درباره ي ضرورت ايجاد بحث و گفتگو در جامعه براي برنامه اقتصاد ملي مبتني بر اقتصاد سياسي جايگزين است. و پيشنهادهاي ديگر.
هم زمان با چنين مبارزه ي روشنگرانه مي توان پيوند ميان مبارزه ي ضد امپرياليستي و ضد ارتجاع حاكم و رژيم ديكتاتوري نماينده آن در ايران و خارج از ايران سازمان داده شود. اين مبارزه در ارتباط با نبرد عليه اقتصاد سياسي نئوليبرال، دفاع از خواست هاي كارگران و ديگر لايه هاي زحمتكش و …، كه در آن، آزادي هاي فردي و اجتماعي، پايان دادن به حجاب اجباري و غيره، سويه هاي ديگري را از وظايف روز در مبارزه تشكيل مي دهد، مي تواند هم زمان و بهم تنيده تحقق يابد. اين طور نيست؟
با چنين برنامه ي مبارزاتي كه برنامه اي تام و تمام است، با چنين برنامه ي عمل و پراتيك، با چنين برنامه ي مبارزاتي انقلابي است كه نگراني درباره ي بغرنجي «وحدت مبارزه» كه گويا مي تواند به معناي بي توجهي به ”عمده“ از كار در آيد، پايان مي يابد!
با چنين برنامه مبارزاتي است كه ضرورت مبارزه ي تنها براي دفاع از ميهن و تماميت ارضي و حق حاكميت ملي از اذهان مبارزه ان صديق رخت برمي بندد و ”اميد“ در دل ها به جاي پرسش هاي انتزاعي، شب را تا صبح با تدارك مبارزه ي فردا به صبح مي رساند!
با چنين برنامه تام و تمام، تلفيق مشخص نبرد عليه تضاد سه گانه اي به طور عملي تحقق مي يابد كه توافق بر سر وجود و ضرورت هم زمانِ آن ميان توده اي ها برقرار است! اين طور نيست؟!
متاسفانه نظر حزب چپ ايران (فداييان خلق) در باره ي پيشنهادهاي مبارزاتي مشخص در سخنان رفيق نادر عصاره و يا رفيق نعمت پور و مصاحبه ديروز رفيق بهروز خليق با اخبار روز مطرح نمي شود.
از اين رو بايد بررسي و توافق بر سر چنين بيشنهادهاي مشخص را به فهرستي افزود كه رفيق ناصر موذن كه پيشنهاد شد وظيفه ي تماس و مذاكره را با حزب چپ ايران پي گيري كند، با اين رفقا مطرح ساخته و موافقت آن ها را براي مبارزه دمكراتيك- رهايي بخش مشترك جلب كند. بحث در مطبوعات حزبي در اين زمينه وظيفه روز است و نه «فرار از بيهودگي»!
***
با برخي از پاتالوژها در طول كار شغلي آشنا شدم كه صبح ها بافت هايي را كه براي آزمايش توسط پزشكان مختلف ارسال شده بود، پهن مي كردند و به تماشا و خواندن نوشته ها روي ورقه هاي ضميمه مي پرداختند. اين كار اغلب تا نزديكي هاي ظهر طول مي كشيد و وقت غذا خوردن فرا مي رسيد و به نهارخانه مي رفتند. بعد از صرف غذا باز هم در اين باره صحبت مي كردند كه با توجه به داده هاي همكاراني كه بافت ها را براي آزمايش و بازبيني ارسال كرده اند، كار روي كدام بافت را بايد نسبت به بافت ديگر اولويت داد. در اين ضمن عصر شده بود و كمك ها در آزمايشگاه روانه ي خانه شده بودند و يا تدارك رفتن را مي ديدند. خب قرار مي شد كار را صبح فردا آغاز كنند. روز بعد بحث بر سر اين بود كه آيا بايد كار را با بافت هاي امروز ارسال شده و يا با بافت هاي ارسال شده در روز گذشته بايد آغاز كرد؟ سپس قرار بر اين مي شد كه بررسي شود كه آيا در ميان ارسالي هاي روز جديد موارد عجله اي وجود دارد يا خير؟
كار برخي از توده اي ها هم دارد به اينجا ختم مي شود كه بحث درباره ي ضرورت پيوند مبارزه ي صنفي و سياسي را كه حل شده، در ارتباط قرار دهيم با تعيين وزن كدام مبارزه و انتخاب كدام تضاد براي مبارزه ي امروز؟
با اين شيوه كار به جايي نمي رسد. براي آغاز كار ما اسلوب علمي در اختيار داريم. بايد ديد در نبرد طبقاتي جاري در ايران زحمتكشان اكنون كدام مسايل را مطرح كرده اند. اين آن خط سرخي است كه بايد دنبال كنيم. از توده ها آموختن، آموختن اسلوب ديالكتيكي در نبرد طبقاتي است براي شناخت كيفيت پديده!
اين آموزش، آموزش انقلابي از نبرد طبقاتي است، يعني آموزش براي تغيير شرايط است. مبارزه ي زحمتكشان اغلب مبارزه اي است كه براي شناخت ضرورتش، كارگران بسيار گرسنگي كشيده، شلاق خورده، به زندان افتاده شده اند. در اين نبرد است كه آن ها با گوشت و پوست خود ضرورت پايبندي به ديالكتيك پيوند نبرد دمكراتيك- سياسي- طبقاتي را دريافته اند. به زحمتكشان و تجربه ي توده هاي مردم بايد اعتماد كرد.
اين اعتماد كوركورانه البته نيست. بايد تجربه ي انقلابي را از ديدگاه انديشه ي علمي ماركسيستي- توده اي تعميم داد. با اين تعميمِ حركت واقعي توده ها است كه گردان پيشرو قادر مي شود شعارهاي روز را از نبرد جاري بيرون بكشد، شعارهاي اشتباه را حذف كند و «دروازه ي ناگشوده ي شهر ها را بگشايد»! ماركس آن را در تز سوم فويرباخ توضيح مي دهد و مي گويد: «تطابق تغيير اوضاع و فعاليت انساني مي تواند فقط به مثابه پراتيك انقلابي بررسي گردد و تعقلاً درك شود.»
تفاوت برخورد ماترياليستي ماركسيستي با ماترياليست پاتولوژيست هايي كه پيش تر از آن ها صحبت بود، آگاه بودن توده اي ها به اهميت پراتيك انقلابي است و بس!
مبارزه عليه اقتصاد سياسي ديكته شده توسط امپرياليسم، بدون مبارزه براي صلح ممكن نيست. مبارزه براي حفظ صلح و دفع تجاوز امپرياليستي، بدون مبارزه عليه مجريان سياست نئوليبراليسم در ايران ممكن نيست. مبارزه عليه رژيم ديكتاتوري و مجري اين برنامه نواستعماري، بدون مبارزه براي آزادي و در راس آن آزادي زنان ممكن نيست.
اين است ساختار و مضمون مستقل سياست طبقاتي حزب توده ايران!
به جاي هدر دادن نيرو و توان و فرصت ها ووو، بايد با يافتن شعارهاي روز كه دو شعار مبارزه عليه نئوليبراليسم و مبارزه براي صلح و مبارزه ي رهايي بخش ملي در مركز آن قرار دارد، كار عملي و پراتيك انقلابي را ادامه داد. افشاگري عليه سياست تجاوزگرانه امپرياليسم، عليه سياست نظامي ماجراجويانه ي ارتجاع حاكم، عليه خطر كودتاي نظامي، براي آزادي و رهايي زنان از قيد بندهاي ارتجاعي مذهب، كه رفيق عزيز ابي برمي شمرد مي تواند با كدام شعار هاي مشخص به ميان توده ها برده شود؟
چنين است پرسش مشخص روز كه ابرازنظرها بايد بر محور آن طرح گردد.
رفقاي ابرازنظر كننده در اين زمينه آستين ها را بالا بزنند، با پرسش و جستجو از زحمتكشان و ديگر مبارزان ميهن دوست، پرسش هاي مشخص را انتقال دهند و و و. اين است وظيفه ي روز!
آن وقت خواهيم ديد كه با همه ي ناچيزي توان، مي توان كمّيتي قابل توجه و كيفيتي استثنايي را به حركت اندازيم.
اول ارديبهشت ١٣٩٧ – ٢٢ آوريل ٢٠١٨

دیدگاهتان را بنویسید