⚖️
اعدام دهها جوان دیگر تنها یک خبر تلخ نیست؛ نشانه بحرانی عمیق در ساختاری است که بهجای شنیدن صدای نسل جوان، آن را سرکوب و حذف میکند. دادگاههای امنیتی در ایران نه شفافاند و نه مستقل. متهمان ماهها در سلول انفرادی نگه داشته میشوند، از حق دسترسی به وکیل مستقل محروماند و اعترافاتشان زیر فشار و شکنجه گرفته میشود. در چنین شرایطی سخن گفتن از «عدالت» بیشتر به یک نمایش سیاسی شباهت دارد تا یک روند قضایی واقعی.
🧑🎓 جوانانی که امروز با اتهامهای امنیتی اعدام میشوند، اغلب تحصیلکرده، متخصص و بخشی از سرمایه علمی و انسانی جامعهاند. نسلی که میتوانست کشور را بسازد، اما در فضایی خفقانآور، بدون امنیت شغلی، بدون آزادی و بدون امید به آینده، به بنبست رانده شده است. دیکتاتوری چنان نفس را بر جوانان تنگ کرده که بسیاری احساس میکنند در کشور خود جایی ندارند. وقتی راههای مشارکت سیاسی و اجتماعی بسته میشود، ناامیدی و خشم جای تعلق و امید را میگیرد.
🔥 حتی اگر فرض کنیم برخی جوانان فریب سازمانهایی مانند موساد یا سیا را خورده باشند، باز هم مسئولیت اصلی بر دوش حاکمیتی است که جامعه را به این نقطه رسانده است. حکومتی که بهجای اعتمادسازی، سرکوب میکند؛ بهجای آزادی، زندان میسازد؛ و بهجای ایجاد آینده، ترس و خفقان گسترش میدهد. هیچ جوانی در خلأ سیاسی و اجتماعی تصمیم نمیگیرد. وقتی همه درها بسته میشود، زمینه برای سوءاستفاده قدرتهای خارجی نیز فراهم میشود.
🕯️ هیچ کشوری با اعدام فرزندانش امنتر نمیشود. جامعهای که بهترین نیروهای خود را به زندان، تبعید یا چوبه دار میسپارد، در حقیقت آینده خود را نابود میکند. امنیت واقعی از عدالت، آزادی، اعتماد عمومی و حق زندگی برای نسل جوان میآید؛ نه از طناب دار و دادگاههای غیرشفاف.

دیدگاهتان را بنویسید