آگاهی، معمايی غیرقابل درک؟ نگرشِ ماترياليست- دیالکتیکی به مساله رابطه روح- تن (پسیکوفیزیولوژی)

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٤٠ (١٨ آبان)
واژه راهنما: آگاهي طبقاتي، سلاح تغيير شرايط حاكم. با آموزش و خودآموزي سلاح نبرد را برّا و به روز داريم.

پيش گفتار
«آگاهي»، پيامدِ فرگشتي ي تعيين كننده است در مرحله گذار زندگي از حيواني به انساني نزد انسان واره ها در يك ميليارد سال پيش. از هنگام اين فرگشتِ تعيين كننده در روند تكاملي گونه انسان (آنتروپولوژي)، اهرم پرتوان «آگاهي» در خدمت حفظ و تداوم و بهبود شرايط هستي آن قرار داشته و دارد. به سخني ديگر، «آگاهي»، كيفيتِ نوينِ پديدار شده است در روند رشد ماده زنده، كه در سطح بغرنج و پرلايه ي شده آن به وجود آمد و بازتابي است نسبت به نياز به حفظ و تداوم هستي انسان.
تعريف ماركسيستي از شخصيت انسان كه آن را «وحدت تن- روان- روابط اجتماعي» («بيو- پسيكو- سوسيال») ارزيابي مي كند، از يك سو، يك پارچگي (مونيسم) رابطه تن- روان(- معنويات) (رابطه سوبژكت- ابژكت)، و از سوي ديگر، بده و بستان رابطه تن- روان را با محيط پيرامون (جهان- جامعه)، مد نظر دارد. بر پايه ي اين تعريف ماترياليسم ديالكتيكي از شخصيت انسان، «آگاهي»، اوج روند فرگشتِ تاريخي ي رشد ماده زنده است كه اهرم توانمندي را براي شناخت شرايط هستي و تغيير آن به منظور حفظ و تداوم زندگي تشكيل مي دهد. از اين رو «آگاهي» بر شرايط حاكم بر جامعه براي زحمتكشان، كه آن را «آگاهي طبقاتي» مي نامند، از اهميت درجه اول براي تغيير شرايط به سود حفظ و رشد هستي خود برخوردار است.
علم بورژوازي با چنين برداشتي موافقتي ندارد. كوشش وسيعي در سال هاي اخير در جريان است، تا به كمك اسلوب هاي پژوهشي جديد در بخش تحقيقات بر روي مغز انسان، اين برداشت را القا كند كه گويا عملكرد انسان، نه اقدامي آگاهانه، بلكه عملكري جبري بوده و پيامد تحريكات ياخته هاي مغزي در اين يا آن مركز در مغز انسان است.
در مجموعه اي با عنوان ”تالماتي پيرامون علم و دين“ كه در نويدنو www.rahma-hatefi.net انتشار يافته است، احمد جواهريان با ارايه تحقيقات جديد پيش گفته بر روي مغز انسان كه از ”گوگل“، ”ويكي پديا“ و ديگر «ماشين هاي اطلاعاتي» جمع آوري شده است، اين امكان را به وجود آورده، بتوان با اين كوشش دستگاه هاي اطلاعاتي نظام سرمايه داري عليه «آگاهي» انسان آشنا شد و سرشت ضد انساني اين كوشش را در مقايسه با ترجمه زير با عنوان ”آگاهي، معمايي غيرقابل درك؟“ دريافت.
نويسنده مقاله پيش رو، پروفسور ولفگان مائيرز Wolfgang Maiers استاد روانشناسي عمومي در بخش علوم انساني دانشگاه آزاد برلين/ آلمان است. اين مقاله در جزوي ٤ سال ٢٠١٤ ”دفاتر ماركسيستي“ در آلمان www.marxistische-blaeter.de انتشار يافته است. به جز اين مقاله، ٥ مقاله ديگر نيز از متخصصين ماركسيست آلماني در همين شماره ي دفتر انتشار يافته كه همگي در ارتباط قرار دارد با موضوع اصلي طرح شده در مقاله مائيرز، كه جوانب متفاوت آن را مورد بررسي قرار مي دهد. مطالعه اين مقالات به علاقمندان توصيه مي شود. شايد فرصت برگرداندن آن ها به فارسي به دست آيد.
در ترجمه حاضر كوشش شده است، تركيبي از واژه هاي فارسي و معمول در علم پزشكي به زبان آلماني به كار گرفته شود. تبديل همه واژه ها و عنوان هاي تخصصي براي تئوري هاي روانشناسي به نظر غيرضروري و همچنين براي نگارنده سنگين بود. كمك در اين زمينه را آرزومندم.
مطالعه كليه ترجمه حاضر باوجود محدوديت هاي ادبي آن، مي تواند براي شناخت مساله اصلي پيرامون «آگاهي» و جايگاه پراهميت آن در حفظ هستي انسان، براي خواننده كمتر آشنا با علم روانشناسي، احتمالاً با طرح نكته و پرسش هاي جديد همراه باشد. از اين رو بخش هايي از مقاله كه نظرهاي تخصصي را توضيح مي دهد، به صورت زيرنويس ارايه شد. باوجود اين، مطالعه دقيق مقاله مي تواند به پرسش هاي بسياري كه در رسانه ها از قبيل ”گوگل“ و غيره ارايه مي شود، پاسخي درخور و روشنگرانه بدهد. در [ ] توضيح هايي از مترجم اضافه شده است.

وحدت آزادي و عدالت اجتماعي: «ما گرسنه ايم!» ويژگيِ اقتصاد سياسي مرحله ملي- دموكراتيك

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٩ (١٠ مهر)
واژه راهنما: وحدت مضموني ي ”آزادي“ و ”عدالت اجتماعي“: «ما گرسنه ايم!». سياست انقلابي در دوران هاي غيرانقلابي. مساله «مالكيت» و پرچم مبارزاتي اي كه چپ از كف داده است. ادامه بحث با ابرازنظرها در ارتباط با مقاله ”حزب توده ايران و انديشه سوسيال دموكرات“.

بحث ميان خط مشي انقلابي حزب توده ايران و انديشه سوسيال دموكرات در حزب در باره تاكتيك مناسب براي برپايي ”جبهه ضدديكتاتوري“ به منظور گذار از سد ديكتاتوري حاكم، و از اين طريق ايجاد زمينه براي مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه، كه تعريف ششمين كنگره حزب توده ايران در سال ١٣٩١ را از مرحله كنوني انقلاب در ايران تشكيل مي دهد، بر اين نكته متمركز شده است كه آيا نبايد با توجه به ”تناسب قوا“ در جامعه، تعريف ششمين كنگره را از اين طريق ”تعديل“ نمود كه يك ”زيرمرحله ي دموكراتيك“ را پذيرفت كه در آن از يك سو نظام اقتصادي- اجتماعي سرمايه داري برقرار است، كه اما خود را متعهد به پايبندي به موازين ”قانوني“ و ”دموكراتيك“ (به اصطلاح ”قواعد بازي“) دانسته و آن را در سند تشكيل جبهه ضد ديكتاتوري مورد تائيد قرار مي دهد.

زندگي نيازمند تنوع و تكثر، پيش شرط تنوع «يادت … در انعكاس بي وقفه آينه ها …» (احسان طبري)

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٨ (اول مهر)
واژه راهنما: ”تئوري شناخت“ ماركسيستي و برداشتِ پوزيتويستي از «تنوع انسان». تئوري بازتاب و درك حقيقت، كه كليت است (ف. هگل). تئوري شناخت معلول پوزيتويسيتي.

حزب توده ايران و انديشه سوسيال دموكرات! ”اقتصاد سياسي“ ملي- دموكراتيك يا سرمايه داري؟

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٧ (٢٤ شهريور)
واژه راهنما: «آتش ققنوس بجاست». تازاندن مبارزه؟ مضمون انقلابي، مردمك چشم. خط مشي انقلابي- انديشه سوسيال دموكرات. سرشت «برنامه حداقلي …» چيست؟ «برنامه حداقل» حامي برپايي جبهه ضد ديكتاتوري از ”بالا“ يا از ”پايين“؟ اهرم اجتماعي برپايي جبهه ضد ديكتاتوري از پايين. آزادي، عدالت اجتماعي و برنامه ملي- دموكراتيك. موضع مستقل طبقه كارگر. وحدت عيني منافع زحمتكشان و سرمايه ملي در مرحله ملي- دموكراتيك. انديشه سوسيال دموكرات و برنامه اقتصاد ملي.

تعميق بحران اجتماعي و گذار خواست دموكراتيك به سياسي! نگرشِ چپ انقلابي به مقاله «حزب توده ايران و جنبش مستقل زنان»

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٥ (١٢ شهريور)
واژه راهنما: ديالكتيكِ استقلال سازمان هاي دموكراتيك و سياسي- طبقاتي، ديالكتيكِ خواست هاي دموكراتيك و سياسي- طبقاتي. سرشتِ ”تاريخي“ خواست هاي دموكراتيك و سياسي- طبقاتي. «شعارهاي دموكراتيك در ادامه پيگير و قاطع خود، خصلت كارگري و سوسياليستي به خود مي گيرد» (ف. م. جوانشير، سيماي مردمي حزب توده ايران.) «من انقلابم!» (احسان طبري، با پچپچه پاييز، ٩). ”اسلام سياسي“، ايدئولوژي جامعه قبيله اي- برده داري در ايران.

هسته مركزي در سخن پيمان نعمتي در مقاله «حزب توده ايران و جنبش مستقل زنان»، اين ارزيابي است كه جنبش زنان يك جنبش دموكراتيك مستقل در ايران است. اين ارزيابي اي مستدل و محقانه است!
به نظر او، حزب توده ايران گويا چنين برداشتي از جنبش زنان ندارد و مي خواهد با «استفاده ابزاري» از اين جنبش، آن را در خدمت «تغيير قدرت سياسي، جايگزيني آن با حكومتي … ديگر» قرار دهد. اين ارزيابي ناوارد و برداشتي نادرست است! پيمان نعمتي در اينجا محق نيست!

بازتابي از مضمون كتاب ”وارثان گيلگامش“ اثر عبداله اوچلان مذهب، ريشهِ تاريخي زن ستيزي! رشد اندیشه سحرآمیز- جادویی به مذهبی!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٦ (١١ شهريور)
واژه راهنما: بازتابي از مضمون كتاب ”وارثان گيلگامش“ اثر عبداله اوچلان. با مقدمه ي فرهاد عاصمي. نامه فردریش انگلس به ژوزف باخ.

انديشه سوسيال دموكرات و برنامه اقتصاد ملي ”فرهنگ“ و ”سانتراليسم دموكراتيك“

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٣٤ (٩ شهريور)
واژه راهنما: نقش اراده گري در نقض اصل سانتراليسم دموكراتيك. اراده گري در حزب توده ايران. نفي امكان گذار به سوسياليسم در شرايط كنوني، در تضاد با مصوبه ششمين كنگره حزب توده ايران. تشكيل جبهه ضد ديكتاتوري از ”بالا“ يا ”پايين“؟ ”فرهنگ“ بازتاب هستي اجتماعي. بررسي بانو وحيده مولوي با همكاري ”گروه بيدارزني و موسسه رحمان“ در باره خشونت عليه زن در ايران.

در بحث هاي اخير در ارتباط با مقاله «آموزش نظري و سياسي از تجربه ”سيريزا“ در يونان!» (اخبار روز، ٢٠ مرداد ١٣٩٤) از جمله دو نكته طرح مي شود كه نهايتاً با يكديگر در ارتباط قرار دارند و شايسته توجه و بررسي مشخص از ديدگاه نيروي چپ در ايران هستند. يكي، ”سانتراليزم دموكراتيك“ و ديگري، مبارزه براي رشد ”فرهنگي“ جامعه!

جبهه ضدديكتاتورى‏، شعارى‏ امروزين؟ كارپايه اتحادهاى‏ مردمى‏ و ملى‏

مقاله شماره: ١٣٨٧ / ٥ (شهريور)
واژه راهنما: مقاله ”جبهه ضد ديكتاتوري“ اثر زنده ياد منوچهر بهزادي

از آرشيو توده اي ها
«پيش از آنكه متحد شويم، بايد نخست مرزها را با قاطعيت و صراحت تمام مشخص كنيم. درغيراين‏صورت، اتحاد ما فقط مفهوم موهومى‏ خواهد بود كه بر تشتت موجود پرده مى‏كشد و مانع برانداختن قطعى‏ آن مى‏شود.» (لنين)

مقاله زير كه در سال ١٣٨٧ در ”توده اي ها“ انتشار يافت، از اين رو به صورت كنوني بازانتشار مي يابد، زيرا بحث در باره برپايي جبهه گسترده ضد ديكتاتوري كه يكي از مصوبه هاي پراهميت ششمين كنگره حزب توده ايران است، با مشكلات عملي روبروست كه به نظر نگارنده، ريشه در برداشت نظري نادرست از مضمون چنين جبهه اي دارد.