چپ ايران اتحاد عمل را از كجا آغاز مي كند؟ آموزش از ”نـه“ بزرگ مردم يونان كمك است؟

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٢٤ (١٨ تير)
واژه راهنما: وحدت در حزب طبقه ي كارگر و اتحادهاي اجتماعي. دشمن طبقاتي توانسته است زبان علمي ”چپ“ را بي اعتبار كند. زبان، شكلِ تظاهر آگاهي. زبان، آنچه انسان را به انسان بدل مي سازد (توماس زودندورف). سميناري علمي در باره ”تعريف“ مقوله هاي وحدت و اتحاد.

وحدت و اتحاد، كدام يك، هر دو، بر كدام پايه؟ چگونه می توان به سردرگمی نظری پایان داد؟!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٢٣ (16 تير)
واژه راهنما: ساختار طبقاتي جامعه محك عيني ارزيابي. موضع ضدكمونيستي و ضدتوده اي پنهان در پس نامگذاري هاي اراده گرايانه براي سوسياليسم علمي. بريدن با سيستم نظام سرمايه داري و يا ”مهندسي اجتماعي“ آن؟ برداشت افتراقي از مضمون و شكل. دمكراسي بورژوايي و حاكميت فاشيستي. دموكراسي سوسياليستي پايمال شد. وحدت نظري و سازماني. نگرش انتقادی به نظر نظریه پردازان بهروز خسروي، بهزاد کریمی و شیدان وثیق.

آقاي زآگلادين و سايه گم شده اش! جنبش تساوي طلبي ي دموكراتيك و جانبداري از فرهنگ و منافع طبقه كارگر!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٢٢ (٣٠ خرداد)
واژه راهنما: گاسپار ميكولوس تاماس: سكتاريسم و جنبش تساوي طلبي دموكراتيك. چگونه چپ انقلابي در جنبش تساوي طلبي دموكراتيك حل مي شود. مبارزه با نوليبراليسم، بدون مبارزه با سرمايه داري؟ نگرشي انتقادي به موضع احمد سپيداري در مقاله ”از كوبا هنوز هم بايد بسيار آموخت“. شعر ”خطر“ از زنده ياد سياوس كسرائي.

”اقتصاد سياسيِ“ جايگزين و برنامه اقتصاد ملي! برنامه ريزي در سطح و در عمق

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٢١ (٣٠ خرداد)
واژه راهنما: رشد اقتصادي در هماهنگي با رشد فرهنگي و خدمات اجتماعي. اهميت برنامه ريزي متمركز و نقش دولت ملي. تفاوت برنامه ريزي در دو مرحله رشد اقتصادي در سطح و عمق. عملكرد و نه مالكيت عمومي ريشه نتايج منفي اقتصادي. شفافيت و كنترل دموكراتيك رشد اقتصادي. استقلال واحدهاي اقتصادي «در چارچوب برنامه مركزي». نظرات ليبرمان، هاري نيك، كلاوس بلسينگ و ديگر اقتصادادانان ماركسيست.

”برنامه حداقل كارگري“! ”اقتصاد سياسي“ي مرحله ملي- دموكراتيك!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٢٠ (٢٤ خرداد)
واژه راهنما: «پيوند» ميان «مبارزه صنفي و سياسي»، انطباق انديشه ماركسيستي- توده اي بر شرايط كنوني ايران. سرشت ملي- دموكراتيك برنامه حداقل كارگري. ”عدالت اجتماعي نسبي“ و جايگاه خاص آن. سرمايه گذاري خارجي و حفظ محيط زيست. شيوه توليد سرمايه داري، تهديدي براي ادامه هستي. سرمايه گذاري خارجي و حفظ محيط زيست.

تعريفِ ”برنامه حداقل كارگري“ ي حزب توده ايران را زنده ياد فرج الله ميزاني – جوانشير، دبير وقت كميته مركزي و مسئول تشكيلات كل حزب توده ايران، در كتاب ”سيماي مردمي حزب توده ايران“ – جزوه باليني هر توده اي – به دست مي دهد. او «مضمون اصلي برنامه»هاي حزب توده ايران را در طول همه ي سال هاي مبارزه سخت آن، انطباق واقع بينانه انديشه بانيان سوسياليسم علمي، ماركس، انگلس و لنين بر شرايط مشخص ايران اعلام مي كند كه در آن «وظايف سوسياليستي و دموكراتيك به طور گسست ناپذير – آن طور كه لنين توصيه مي كند – به هم پيوند [داده شده] و جنبش دموكراتيك و ضدامپرياليستي عموم خلق به جلو، به سوي نبرد با سرمايه داري، به سوي سمت گيري سوسياليستي هدايت مي شود.»

سرشت دوگانه اعتصاب هاي كنوني در ايران! ژرفش تضاد ميان كار و سرمايه!

مقاله شماره ١٣٩٤ / ١٩ (٢١ خرداد)
واژه راهنما: علل ژرفش تضاد اصلي در ايران. بي حرمتي به شخصيت انسان زحمتكش. ديالكتيكِ وحدت مبارزه صنفي و سياسي- فرهنگي- تمدني و مدني ي طبقه كارگر. جانبداري و همبستگي با رشد فرهنگي و مدني جامعه ايران.

ديالكتيك ماترياليستي مضمون را قابل شناخت و درك مي سازد! هر بيان انتقادي كمك است!

مقاله شماره: ١٣٩٤ / ١٨ (١٥ خرداد)
واژه راهنما: انسانِ در جستجويِ پاسخِ مستدل براي رازهاي نگشوده. رشد فردي- انُتولوژيكِ شناخت نزد فرد انسان، بازتابي فشرده از رشد آنترپولوژيكي شناخت نزد گونه انسان. ”تئوري شناخت“ مبتني بر ”ديالكتيك ساده دلانه- ساده لوحانه“ و ديالكتيك ماترياليستي. شناختِ تضاد در ديالكتيك ساده دلانه، ميان پديده ها سرگردان است. در شناخت ماترياليسم ديالكتيكي ذهن و عين به وحدت مي رسند و ”مضمون“ واقعيت، «وحدت بيو- پسيكو- سوسيال» شخصيت انسان، قابل شناخت و درك مي شود. دوران گذار از سرمايه داري به سوسياليسم.

ماجرا از اين قرار است كه در ارتباط با مقاله حنيف يزداني پور با عنوان ”چرا مهرنامه به خود اجازه مي دهد چپ را تخريب كند؟!“ (اخبار روز ٤ خرداد ١٣٩٤)، نگارنده ابرازنظري با عنوان ”سنتز تضاد چيست؟“ نگاشت (همانجا، ٥ خرداد). امير ايراني در واكنش به ابرازنظر نگارنده، نوشتار ”ديالكتيك و كاربرد آن در جاهاي مختلف“ را در همانجا (٧ خرداد) منتشر نمود. امير ايراني، ناخواسته نكته هاي پراهميتي را در نوشتار خود مطرح ساخته كه بررسي انتقادي آن رواست.

ستنزِ تضاد چيست؟ انتقاد چپ از خود از چه موضعی؟ عمده در پس انقلاب بهمن چه بود؟

مقاله شماره: 1394 / 17 (14 خرداد)
واژه راهنما: تعمیق انقلاب و دفع وابستگی عمده بود. آزادی های به دست آمده اهرم دستیابی به این هدف. برپایی جبهه ضد دیکتاتوری و تنظیم برنامه اقتصاد ملی- دموکراتیک وظایف روز. موافقتنامه لوزان، گامی به سوی تقسیم ایران.

در مقاله ای با عنوان “چرا مهر نامه به خود اجازه می دهد چپ را تخریب کند؟” (اخبار روز ٤ خرداد ١٣٩٤ http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=67201)، حنیف یزدانی پور ضرورت انتقاد چپ از خود را مطرح می سازد. او با نام بردن از حزب توده ایران و سیاست حزب طبقه کارگر در پس از پیروزی انقلاب بهمن 57، خواستار انتقاد از خود ازجمله توسط حزب توده ایران می شود. یزدانی پور استدلالی برای گويا نادرست بودن سیاست حزب توده ایران در آن سال ها مطرح نمی سازد. از این رو، برخورد در ظاهر مبارزه جویانه نظریه پرداز به ”مهرنامه“، در دفاع از سیاست حزب توده ایران عملی نمی گردد، بلکه در بهترین حالت، ناشی از عدم درک سیاست حزب توده ایران در این سال هاست. به ویژه نشانی از درک عمده از غیرعمده در نظریات ابراز شده در ارتباط با سیاست آن روز حزب توده ایران در نوشتار دیده نمی شود.