وحدت روندي پرتضاريس! (٣) به آن ها كه حزب توده ايران را پاره پاره مي خواهند!

به دو پرسش مشخص، پاسخ مشخص دهيد:

١- موضع شما در باره ي “استقلال سياست حزب توده ايران، حزب طبقه كارگر ايران” چيست؟ آن طور كه آن را زنده ياد جوانشير، در جزوه ي باليني هر توده اي، “سيماي مردمي حزب توده ايران”، تعريف مي كند؟! به سخني ديگر، تعريف شما از “خط مشي انقلابي” حزب توده ايران چيست؟ خط مشي كه مبتني بر سه جز “نبرد ايدئولوژيك- اقتصادي- سياسي”ي مورد نظر لنين است!

٢- موضع شما در باره ي “برنامه حداقل كارگريِ حزب توده ايران” كه رفيق جوانشير، دبير كميته مركزي حزب توده ايران همانجا تعريف مي كند چيست؟ اين برنامه در شرايط كنوني، يعني در مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب از چه مضموني برخوردار است؟

وحدت روندي پرتضاريس! (٢) به آن ها كه حزب توده ايران را پاره پاره مي خواهند!

تنها با پايبنديِ پيگيرانه در اجراي اساسنامه حزب توده ايران و خط مشي انقلابي آن، حل تضادي ممكن خواهد شد كه به آن در آغاز سخن اشاره شد. حلِ تضاد ميان نياز جنبش توده اي و هدف كينه توزانه ارتجاع براي پاره پاره كردن حزب توده ايران!
همه ي رفقايي كه به طور دستجمعي حتي ديگر مجاز نيستند پاسخ سلام را هم بدهند، مي توانند چنين كنند، اين عمده نيست! عمده دفاع از اساسنامه حزب طبقه كارگر ايران است! بر اين وظيفه نمي توان چشم فرو بست!

مضمون بحث هاي مطرح در برابر جنبش توده اي در شرايط كنوني! (٢) ريشه و جنگل (سياوش كسرايي)

دو پرسش، “چگونه مي خواهيم زندگي كنيم” و چرا “تنها جايگزين” براي بحراني كه جهان سرمايه داري و ايران به مثابه بخشي از آن، با آن دست بگريبان است‏، گذار از نظام سرمايه داري است، بايد در مركز نبرد روشنگرانه و افشاگرانه حزب توده ايران قرار گيرد!

مساله اصلي را مطرح سازيم، مساله مالكيت، مساله سلب مالكيت از سلب مالكيت كنندگان!

رفيق گرامي آرش، اگر اين سخن درست است كه مساله های سازماني را بايد در چارچوب موازين اساسنامه حزب توده ايران حل و فصل نمود، اگر اين سخن درست است كه بايد شرايط بحث درون حزبي را آن چنان برپاداشت كه مضمون لنيني اصل مركزيت دموكراتيك به اهرم حفظ موضع «اكثريت»هاي كاهل انديش بدل نشود و همانند قاب« خشكيده چون نعش بر ديوار» سلطه خود را پويايي انديشه و نبرد تحميل نكند، پس از اساسنامه حزب دفاع كنيد، اجراي آن را خواستار شويد!

انتخاب بین طاعون و وبا در امریکا! کمدی انتخابات و تراژدی درماندگی!

کسانی که رنج میبرند و فکر میکنند میدانند و حس میکنند که جامعه سرمایه داری امریکا بیمار است ولی بورژوازی دائما با دادن اطلاعات غلط انها را از تشخیص درست بیماری دور نگه می دارد. و این تسلسل باطل همچنان ادامه دارد و بسیاری از آنها که فکر میکنند و رنج میبرند و نام بیماری و درمان ان را میدانند به تجویز داروهای مسکن بسنده میکنند. “واقع گرایی” “چپ” و عقب نشینی آرام آرام ولی دائمی در مقابل تهاجم بورژوازی و تلاش برای همراه شدن با “مسیر آب” و تکیه به “بد” در مقابل “بدتر” به “راست” فرصت طلب و پوپولیست این شانس را داده است که با تقلید از شعارهای کلیدی “چپ” و با قول بهتر کردن شرایط زندگی کارگران، طبقه کارگر را در تشخیص دادن دوستان واقعی خود گمراه و تفاوت بین “چپ” و “راست” فرصت طلب و پوپولیست را سختر کند.

مضمون لنيني اصل “مركزيت دموكراتيك” در اساسنامه حزب توده ايران!

ابزار «اكثريتِ» غيرلنيني، به ابزار سكون و “ثباتي” دروغين بدل مي شود كه عليه انديشه ي انقلابي، عليه تغيير شرايط وارد صحنه نبرد طبقاتي- ايدئولوژيك مي گردد. هدف آن ابدي ساختن سلطه ي بلامنازع ارتجاع است. ارتجاع به آن براي به كوره راه كشاندن “چپ” سرگردان و غيرماركسيستي، همانند نياز به هوا، نياز دارد! فرار نمايندگان رنگارنگ اين «اكثريت»هاي غير و ضدلنيني از بحث هاي مشخص و پناه بردنشان به عام گويي و نطق هاي تزيني، فراري اسلوبي است! نظم دارد، انديشيده شده است. دستاورد «انديشكده»هاي پرنفوذ نظام سرمايه داري امپرياليستي «در اين كوه ساران سنگيده و بي قلب جهان سرمايه» است!

اسلوب پژوهش ماركسيستي از تاريخ!

تنها با اسلوب ديالكتيكي است كه واقعيت همه جانبه شناخته و حقيقت تاريخي درك مي شود. مضمون وقايع شناخته و درك مي شود. “حقيقت”ي كه ديگر، ديدگاه فرد را منعكس نمي سازد كه مي تواند عنصرها و سويه هاي بسيار پراهميت را شناخته و بيان كرده باشد. بلكه “حقيقت”ي است ماترياليستي، قابل بازتوليد و غيره.

مضمون بحث هاي مطرح در برابر جنبش توده اي در شرايط كنوني! (١) بازگشت به اسلوب ماركسيستي- توده اي!

دو صد گفته، چو نيم كردار نيست!

سند كميته مركزي حزب توده ايران به مناسبت ٧٥مين سالگرد تاسيس حزب كه داراي فرازهاي بسيار است، در عين حال با گره هاي نگشوده نظري و عملكردي اي روبروست كه براي ادامه كاري انقلابي مبارزه ي حزب طبقه ي كارگر ايران در شرايط سخت كنونيِ نبرد طبقاتي در ايران، گشودن آن ها اجتناب ناپذير است. وظيفه ي اين سطور شركت در اين بحث و گفتگوي ضروري است. ظاهراً ايجاد شدنِ شرايط يك “ديالوگ” باز و رفيقانه و سازنده به منظور تغيير انقلابي شرايط حاكم بر ايران نزد برخي از مسئولان حزبي هنوز نياز به زمان دارد. متاسفانه درخواست مجدد من براي شركت در حوزه ي حزبي به تاريخ ٦ آبان خطاب به رفيق گرامي محمد اميدوار تاكنون با پاسخ مثبت روبرو نشده است. بيش از آن، بر خلاف گذشته كه دبيرخانه حزب دريافت نامه ها را با بياني محبت آميز اعلام مي كرد نيز قطع شده است.