جنايت اسيدپاشي و وحدت حاكميت!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٣٤ (٩ مهر)
واژه راهنما: وحدت سياست حاكميت سرمايه داري و رژيم ديكتاتوري ولايي- امنيتي

در موضع گيري هاي متفاوتِ احساسي و افشاگرانه در ايران عليه جنايت اسيدپاشي ي زنجيره اي ي اخير در اصفهان، آن طور كه براي نمونه در مقالهِ ”اسيدپاشي در تاريخ“ توسط خانم زهرا رباني املشي و يا مقاله ”جنايتي كه آبروي حكومت را به چالش كشيد“ توسط غلامعلي رجايي و يا سخنان تاجزاده ي در بند كه توسط همسر شجاعش از زندان به رسانه ها انتقال يافت، جنبه هاي متفاوت اين جنايت توصيف و نشان داده شد. جنبه تاريخي ظلم به زنان را خانم املشي با زباني پراحساس و عاطفه بر مي شمرد. اين جنايتي است كه ريشهِ تاريخيِ ده هزار ساله دارد و به دوران ”سنگ نو“ بر مي گردد كه با پايان دوران مادرشاهي همراه بود و ”زن“ در آن، به گفته ماركس، ”به اولين برده“ در دوران پدرشاهي بدل شد كه سرمشق حاكميت سرمايه داري در شكل ديكتاتوري ولايي آن در ايران امروز است. (نگاه شود به اولين ”ضدانقلاب“ در جامعه انساني عليه زنان بود http://www.tudeh-iha.com/lang/fa/archives/2263)

با شيوه پوزيتويستي به جنگ خط مشي انقلابي حزب توده ايران مي روند! حزب توده ايران جانبدار حقوق خلق هاي ايران ازجمله خلق كرد است! هر ”واقعيت“، به معناي ”حقانيت“ آن نيست!

مقاله شماره ١٣٩٣ / ٣٣ (١ آبان)
واژه راهنما: كامران امين آوه و پاسخ جزوه «فرازي از هفت دهه سيرِ تكامليِ نظرها و برنامه هايِ حزب توده ايران». «ارزيابي اشتباه حزب». ميان خط مشي انقلابي حزب و يورش به آن رابطه اي وجود دارد؟

كامران امين آوه در نوشتاري با عنوان ”حزب توده ايران و جنبش ملي كرد در ايران“ كه در تاريخ ٢٥ شهريور ١٣٩٣ – ١٦ سپتامبر ٢٠١٤ در سايت ”اخبار روز“ منتشر شد، مواضع حزب توده ايران را در سال هاي ١٣٦١- ١٣٥٧ در ارتباط با ”حقوق خلق كرد“ در ايران مورد انتقاد قرار مي دهد. هدف سطور زير بررسي همه جانبه اين نوشتار و پاسخ به آن نيست، بلكه عمدتا نشان دادن شيـوه به كار گرفته شده توسط كامران امين آوه براي به اصطلاح اثبات نظر خود است.
نكته مركزي در تضاد ميان سياست حزب توده ايران در اين دوران با برداشت هاي ”ملي“ توسط جريان هايي در رهبري حزب دموكرات كردستان ايران، كه امين آوه برخورد به آن را مورد انتقاد قرار مي دهد، پافشاري حزب طبقه كارگر ايران، حزب توده ايران بر حفظ تماميت ارضي ايران به مثابه موضعي ملي- ضدامپرياليستي است!
در سطور حاضر نشان دادن شيوه پوزيتويستي به كار برده شده در نوشتار موضوع بررسي را تشكيل مي دهد. شيوه اي كه دانسته يا ندانسته در خدمت تحقق برنامه ”خاورميانه بزرگِ“ امپرياليسم آمريكا قرار دارد.

«سخنی با همه توده ای ها» دیروز، امروز!

مقاله شماره: ١٣٩٣/ ٣٢ (١٦ مهر)
واژه راهنما: پيش گفتار از ارزيابي رساله زنده ياد رفيق نورالدين كيانوري، دبير اول وقت كميته مركزي حزب توده ايران با عنوان ”سخني با همه توده اي ها“ از سال ١٣٧٣.

پيش گفتار
بی تردید، رساله زنده یاد نورالدین کیانوری، دبیر اول وقت کمیته مرکزی حزب توده ایران با عنوان «سخنی با همه توده ای ها» که در سال 1373 نگاشته شده است، تاکنون یکی از پرمناقشه ترین ارزیابی ها را درباره شرايط حاكم بر ايران پيش از ”دوم خرداد ٧٦“ كه حزب توده ايران آن را «حماسه ملي» ارزيابي نمود، تشكيل مي دهد.

دو ”تضاد“ در برابر جنبش كارگري ايران! وحدت مبارزه علني- مخفي و داخل- خارج از كشور! از مبارزه «زود هنگام و زودرس» دوري كنيم!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٣١ (٣١ شهريور)
واژه راهنما: وحدت منافع اقتصادي- اجتماعي با منافع ملي. پرسشی که در برابر جنبش کارگری به طور اخص و در برابر جنبش مردمی به طور اعم مطرح است. سرشت دمکراتیک برنامه اقتصاد ملی و مردمی تنها از طریق تامین آزادی های قانونی برای مردم و برقراری شرایط کنترل عمومی بر اقتصاد ملی حفظ می گردد. آموزش از نبرد كارگران و مردم شهر بافق!

در نامه مردم، ارگان مرکزی حزب توده ایران (شماره 955، 17 شهریور 1393) نوشتار کوتاهی با عنوان “کارگران زندانی را آزاد کنید!” در دفاع از حقوق کارگران در بند نگاشته شده است. نوشتار در چارچوب “تاملی بر رویدادهای ایران” انتشار یافته و در ارتباط قرار دارد با مبارزه 5 هزار کارگر معدن سنگ آهن بافق در استان یزد علیه خصوصی سازی معدن.

اعتصابي كه به قيام مردم فراروئيده! مقاله ي ”خصوصي سازي، افزايش بيكاري و نابودي امنيت شغلي كارگران“ از ارزيابي سياسي اعتصاب كارگران ايران پرهيز دارد!؟ دروازه شهرهاي ناگشوده را بگشائيم!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٣٠ (١٢ شهريور)
واژه راهنما: به مصوبه هاي ششمين كنگره حزب توده ايران پايبند باشيم. انديشه سوسيال دمكرات عليه سرشت انقلابي خط مشي حزب توده ايران. «سنگلاخي خاراگين در آستان مرغزار كبود» (احسان طبري، با پچپچه پاييز، ٩).

كارگران معدن سنگ آهن بافق در نبردي يك پارچه و پرمخاطره از ارديبهشت ماه عليه خصوصي سازي معدن خود به مبارزه پرداخته اند. در دور دوم اعتصاب ٥٠٠٠ نفره ي كارگران كه از ٢٨ مرداد ١٣٩٣ و به علت بازداشت فعالين كارگري آغاز شد و خانواده كارگران و «مردم شهر به تناوب» در آن شركت دارند، كارگران خواستار «بركناري مديرعامل معدن و جايگزيني او با مدير بومي، متعهد و متخصص، لغو كامل خصوصي سازي و آزادي ٩ كارگر بازداشت شده» هستند (ايلنا، به نقل از نويدنو ١٣٩٣ر٠٦ر٠٧).

چرا گويا ميان دولت يازدهم و دهم جنگ است؟ چرا ارتجاع حاكم به سياست ضد مردمي خود نياز دارد؟

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٢٩ (٨ شهريور)
واژه راهنما: از مبارزه يك پارچه مردم بافق و كارگران معدن سنگ آهن عليه خصوصي سازي دفاع كنيم! چرا فشار به «گروگان»هاي زنداني؟ «ما بايد دقيقاً بدانيم، روند حوادث در كدام سو حركت مي كند و چه بايد بكنيم»؟!

رسانه ها در ايران روزي نيست كه از جنگ ميان دولت حسن روحاني و انصار دولت احمدي نژاد خبري پخش نكنند. اين در حالي است كه عمده ترين فعاليت هر دو دولت، يعني فعاليت در صحنه اقتصادي، در انطباق كامل قرار داشته و مكمل يكديگر هستند. هر دو مجري برنامه ”خصوصي سازي، مقررات زدايي و آزادي سازي اقتصادي“ هستند كه دستورالعمل صندوق بين المللي پول و بانك جهاني براي هر دو دولت بوده و هست. احمدي نژاد و هم روحاني در اجراي اين وظيفه ضد مردمي و ضد ملي آن چنان بلندپروازانه عمل كرده اند كه خانم لُگارد، رئيس صندوق بين المللي پول، نشان افتخار به سينه هر دو دولت نصب كرده و هر دو را مورد تشويق قرار داده است. حسن روحاني در جلسه اداري دولت،٣٠ مرداد، به ”دستاورد“ دولتش مباهات مي كند كه همراه است با تشويق سازمان هاي مالي امپرياليستي: «صندوق بين المللي پول و بانك جهاني [كه] كار دولت ايران را در تاريخ كشورهاي در حال توسعه، كم نظير» ارزيابي كرد!

درس اخلاقي چاره نيست! براستي چاره چيست؟ منافع مشترك، هدف مشترك، راه مشترك!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٢٨ (١ شهريور)
واژه راهنما: گفتگويي با ”اصلاح طلبان“ با تكيه به ارزيابي زنده ياد نورالدين كيانوري از شرايط اقتصادي- اجتماعي ي ايران در سال ١٣٧٣. نشانِ افتخارِ صندوق بين المللي پول، بعد از احمدي نژاد، به سينه دكتر حسن روحاني نيز نصب شد!

ترديدي در اين امر روا نيست كه همه ميهن دوستان ايراني در برخوردار شدن از حقوق قانوني، برخوداري از آزادي هاي فردي و اجتماعي، از آزادي بيان و عقيده، آزادي در شركت در سازمان هاي صنفي- دمكراتيك و سياسي- طبقاتي، برخورداري از امنيت و عدالت اجتماعي آن طور كه قانون اساسي بيرون آمده از دل انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ مردم ميهن ما به آن در اصل هاي بخش ”حقوق ملت“ تصريح دارد، داراي منافع مشترك هستند.

علتِ يورش به زندانيان سياسي، «گروگان هاي» دربند چيست؟ بدون دفاع از منافع ملي، دفاع از آزادي، عدالت و قانون مداري ممكن نخواهد بود!

مقاله شماره: ١٣٩٣ / ٢٧ (٢٧ مرداد)
واژه راهنما: منافع مشترك با ”جنبش سبز“. رابطه سياست ضد مردمي و ضد ملي نظام سرمايه داري.

در ”كلمه“ سيد مسيحا موسوي، يكي از هواداران ”جنبش سبز“، وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي را با سخنان زير معرفي مي كند: «وزرات اطلاعات دولت روحاني … نه تنها از ابزارهاي در اختيار خود براي اثبات ضدامنيتي بودن تداوم بگير و ببندها استفاده نمي كند، بلكه همكاري هاي غيررسمي و پاسكاري هاي پنهاني با سپاه و قوه قضائيه دارد و كماكان برخي پرونده سازي ها از اين كانال انجام مي شود.»