«هر روز در آينه يادت، گيسوان بلند معشوقم را شانه مي كنم»! (احسان طبري، اخگران اسفند، شعر زندان)
مقاله شماره: ١٣٩٢ / ٢٣ (٢٩ خرداد)
واژه راهنما: حماسه ي نبرد توده اي ها در زندان ستمشاهي و ولايي- امنيتي.
باز انتشار دفاعيات رفيق عزيز علي خاوري در ”نويدنو“ و بزرگداشت خاطره زنده ياد رفيق فاطمه مدرسي (سيمين فردين) در ”صداي مردم“، باري ديگر اهميت زندگي كردن با تاريخ حزب توده ايران، تاريخ نبرد طبقاتي سخت و حماسهِ آفرين طبقه كارگر ايران و از اين طريق زنده نگاه داشتن «ياد» نبردِ راهروان شيرزن و شيرمرد در «سنگلاخي خاراگين در آستانه مرغزاري كبود» (با پچپچه پاييز، ٩)، خود مي نمايد.
«سنگلاخي خاراگين در آستانه مرغزاري كبود» كه طبري براي ترسيم نبرد نيروي نو عليه ارتجاع كهن در با پچپچه پاييز خلق كرده است، ديالكتيك سختي اين نبرد و دورنماي روشن آن را در كوتاه ترين بيان استه تيك ارائه مي دهد. موضع خوشبينانه نيروي نو در نبرد، حتي در سخت ترين لحظات، از «منطق» ديالكتيك ”تاريخي- ضروري“ سيرآب مي شود. در زير اين «منطق» در شعر زندان طبري با عنوان ”اخگران اسفند“ مورد بررسي قرار مي گيرد.
