مبارزه براي صلح، اهرم مبارزه عليه جنگ طلبي امپرياليسم!

سخن روز شماره: ۱۳ ( ۷ اردیبهشت ۱٣۹۷ )   در سخن روز پيشين برخي نكته ها در ارتباط با مبارزه براي صلح به مثابه ملات مبارزه توامان عليه امپرياليسم و عليه نظام سرمايه داري وابسته به اقتصاد امپرياليستي در ايران و عليه رژيم ديكتاتوري نماينده آن مورد توجه قرار …

مبارزه براي صلح، اهرم اتحاد ضدديكتاتوري!

سخن روز شماره: ۱۲ ( ۶ اردیبهشت ۱٣۹۷ ) حزب توده ايران در سرمقاله ي اخير در نامه مردم به درستي خطر تجاوز امپرياليستي را خاطرنشان مي سازد و با پيشنهادهايي براي ممانعت از اجرايي شدن سياست جنايتكارانه ي امپراليسم آمريكا و شركاء، بر ضرورت تشديد مبارزات ضدامپرياليستي پاي مي …

پایگاه نبرد نبرد علیه اقتصاد سیاسی امپریالیستی طبقه کارگر است

صادق کار اخبار روز: www.akhbar-rooz.com  سه‌شنبه  ۴ ارديبهشت ۱٣۹۷ –  ۲۴ آوريل ۲۰۱٨   تعرض به حقوق سندیکایی کارگران در سالهای پس از انقلاب و پس از تشکیل دولت رفسنجانی به بهانه ایجاد شرایط برای سرمایه گذاری به شکل بارزی تشدید شد. این تعرض که از همان آغاز کار “سردار …

پایان اعتصاب غذای گلرخ ایرایی، آغاز اعتصاب غذای اسماعیل عبدی 

قطره قطره مردن و شب جمع را به سحر آوردن روشنانه زیستن خاموشانه مردن مردن با لبخند و پایان بخشیدن به دود تردیدی تاریخی بودن یا نبودن سیاوش کسرایی به مناسبت پيروزي اعتصاب غذاي شيرزن مبارزه گلرخ ايرايي كه با شيوه ي انقلابي ”قطره قطره مردنِ“ هفتاد دو روزه …

دستگیری مرتضوی به همه آزادی خواهان گرامی باد!

    وقتی که ستمگران زیر فشار توده ها جنایت کاران چاکر پیشین خود را روانه زندان می کنند به نوعی اقرار می کنند که صدای انقلاب مردم را شنیدند.  وقتی که ستم پیشه گان دیگر جرأت دفاع از مخلصان سوگلی خود را در خود نمی بینند نشانه های گام …

تضاد بین جمهوری اسلامی  و دولت ترامپ تضاد میان خلق و امپریالیسم نیست!
نغمهَ خورشید را در مدارها بشنویم تا به بانگ قاشقک ها دل خوش نباشیم!

مقاله شماره: ۱۷ (۲۴/۰۴-۲۰۱۸) ( ۴ اردیبهشت ۱٣۹۷ )
راه درست این استکه ما با هشیاری با مبارزه با رژیم ولایت فقیه سرمایه داری ادامه دهیم بدون آنکه همگام و همساز تجزیه طلبان شویم و هم زمان ما باید به مبازره با خطر جنگ ادامه دهیم بدون آن که با رژیم ولایت همسنگر شوییم. ما باید ظرافت دیالکتیک مبارزه آزادی خواهانه و حفظ یکپارچگی میهن را بشناسیم و آنرا در مبارزه روزانه بکار بریم.

استه تيك نبرد منفي- مسالمت آميز
“نوید نو” ستاره ای در حال افول!

سخن روز شماره: ۱۱ ( ۳ اردیبهشت ۱٣۹۷ )   فيلسوف ماركسيست معاصر ايتاليايي دومينكو لوزوردو در كتابي با بيش از ٢٥٠ صفحه تاريخ نبرد مسالمتآميز- منفي را در جهان مورد بررسي قرار داده است. كتاب با طرح پرسش درباره ي مقاومت بدون استفاده اززور نزد مسيحيان دوران آغازين تا نظرات تولستوي، گاندي، مارتين لوتر كينگ، دالي لاما، و ..‏، به بررسيتجربه ي مبارزه ي منفي در تاريخ بشري مي پردازد و پيامدهاي آن را به كمك اسناد تاريخي نشان مي دهد.لوزوردو تجربه هاي مبارزات منفي- مسالمت آميز- بدون اعمال زور را در نبرد رهايي بخش ملي مردمكشورهاي مستعمره با برداشت لنيني در همين زمينه مقايسه مي كند و به نتيجه گيري از تجارب مي پردازد. او با لنين، راه حل فعال و آگاهانه ي مشخص را براي شرايط مشخص لحظه ي تاريخي به عنوان نتيجه گيريماركسيستي از تحقيقات پژوهشگرانه خود اعلام مي كند و مخالف مطلق كردن شيوه ي منفي مبارزه است! وظيفه ي اين سطور بيان مضمون چشم گير كتاب ارزشمند نيست كه علاقمندان مي توانند آن را به آلماني وايتاليايي و احتمالاً انگليسي مطالعه كنند (ISBN 978-3-86754-105-3). وظيفه، كمك گرفتن از مضمونمورد نظر كتاب براي بررسي پديده اي است كه صفحه وزين “نويدنو” گرفتار آن است. امروز كه ايميل اين صفحه با مطالب سه شماره ي متوالي به دستم رسيد و آن ها را ورق زدم، واقعيتي كه مدتياست مرا به خود مشغول داشته، با آن چنان شفافيتي در برابر چشم ذهن جان گرفت كه بلافاصله ضرورت بحثدرباره ي استه تيك نبرد منفي را تفهيم كرد.   آيا مي توان با توجه به شرايط حساس كنوني در نبرد طبقاتي در ايران، به شيوه ي مبارزه ي منفي در جامعهو به ويژه در مبارزه ي درون حزبي قانع بود؟   بديهي است بدون نگرش مجدد به “با پچپچة پاييز” نمي توان به توصيف استه تيك وضع حاكم بر نويدنوپرداخت. با لذتي غبطه برانگيز كتاب را باري ديگر خواندم و برخي از نكته ها را ياداشت كردم كه به طورمجزا ارايه مي شود. اكنون مي خواهم در ابتدا به اصل موضوع بپردازم. به وضعي كه رفيقي آن را «فرار ازبيهودگي» ناميد.   بايد همين جا توجه را به نظر رفيق عزيز اميد جلب كنم كه در ابرازنظر امروز او طرح شده است. او بهدرستي مي نويسد: «به صرف درهم تنيدگي سه تضاد كنوني نمي توان تفاوت تضاد عمده (و در شرايطمخاطره آميز كنوني تضاد خلق با امپرياليسم) با دو تضاد ديگر را ناديده گرفت و با همه برخورد يكسانداشت.» استه تيك پديده، موزوني ساختار ديالكتيكي آن را قابل شناخت مي سازد. آيا نبرد عليه شيوه ي مبارزه ي منفيكه برخي از توده اي ها دنبال مي كنند، بدون آن كه به ريشه ي ضرورت پناه بردن به «فرار از بيهودگي»برخورد كنند، يكي از آن «عمده هاي مبارزه با خطر تجاوز امپرياليستي» نيست كه رفيق عزيز آبرهاميانبراي آن هشدار و رفيق اميد آن را در ابرازنظر خود بازتاب مي دهد؟   براي درك استه تيك نبرد طبقاتي، بايد شرايط مشخص تاريخي حاكم بر نبرد مورد توجه قرار گيرد و زمينه يانديشيدن در اين باره باشد. به سخني ديگر، نمي توان ارزش كار “سياه” ترجمه ها را در نويدنو دريافت،بدون آن كه شرايط نبرد طبقاتي در ايران زمينه ي بررسي را تشكيل دهد. استه تيك ديالكتيكي هر پديده، ازجمله چگونگي خرج كردن توانِ در اختيار مبارزان، تنها در هم نوايي آن بادرك شرايط نبرد طبقاتي در ايران قابل شناخت است. اين نكته را مي توان در كتاب “ماترياليسم تاريخي” اثر«باليني» (توده اي ها- رفيق محسن) كه زنده ياد رفيق هوشنگ ناظمي نگاشته دريافت. اگر هم شيوه ي مبارزهي منفي در لحظاتي در تاريخ كمك است و شايد مجاز، تنها آن هنگام از استه تيك ديالكتيكي برخوردار است كه انتخاب آن پيامد ضرورت شرايط نبرد طبقاتي باشد. زنده يادجوانشير در كتاب “حماسة داد”، بدون آن كه از استه تيك سخني گفته باشد، اين استه تيك را در ارتباطبا مرگ سهراب و افراسياب ترسيم و قابل دريافت مي كند. او اين دو داستان را در شاهنامه براي توصيفمضمون تراژيك در تاريخ ايران به كمك مي گيرد. اما با اين پرسش كه در دوران «فروپاشي اجتناب ناپذيردموكراتيسم دودماني» و زوال نقش پهلوانان در جامعه، چگونه مي توان در كنار رستم، سهراب نيز در صحنهي تاريخ باقي بماند، «اگر قدرت رستم دو برابر شود، با چنين نيرويي چه بايد كرد»، معرفت به ساختارديالكتيكي استه تيك در اين دو تراژدي و لذا در نبرد طبقاتي ممكن مي گردد. زنده ياد جوانشير با توانايي مضمون استه تيك متفاوت دو تراژدي را در شاهنامه ي فردوسي تفهيم مي كند. به اين منظور رفيق جوانشير جايگاه تاريخي دو تراژدي را در شاهنامه در كنار هم قرار مي دهد، مرگسهراب و مرگ افراسياب. با اين مقايسه به درك «بينش سياسي- اجتماعي فردوسي و محتواي واقعي شاهنامه»دست مي يابد. رفيق جوانشير مي نويسد: «از برخورد فردوسي نسبت به لحظات تراژيك و گسترش آن ها ميتوان دريافت كه او كدام تضاد اجتماعي- تاريخي را در زمان مورد بحث خود غيرقابل حل مي دانسته و ازميان رفتن كدام ارزش ها را دردناك مي شناخته است؛ دردي كه تا عمق جان فردوسي را مي سوزاند.» (ص٣٣٣).   تاكيد شود، گفتگو تاكنون درباره ي ضرورت جستجو و شناخت استه تيك يك پديده يا شيوه در نبرد طبقاتياست! آيا پذيرفتن مبارزه ي منفي در سيماي «فرار از بيهودگي» از طريق روي آوردن به ترجمه مطالب مثبت،بدون ايجاد ارتباط مضمون آن با شرايط نبرد طبقاتي كنوني در ايران، از استه تيك ديالكتيكي برخوردار است؟مضمون «هم نوايي» در رابطه ي ديالكتيكي ميان دو متضاد در كليت پديده ي مورد بررسي را قابل شناختمي سازد؟ آيا استه تيك بزرگي گوش و يا چشم نزد اين يا آن حيوان ناشي از شرايط هستي او نيست؟   اكنون كه حزب توده ايران شرايط حاكم بر كشور را با شرايط سال هاي ٥٥ و ٥٦ مشابه ارزيابي مي كند،وظايفي در برابر انتشارات و فعاليت هاي ديگر توده اي قرار دارد، كه پاسخ واقع بينانه به چگونگي آنپراهميت است. رفيق عزيز ناهيد استه تيك اين نكته را در ابرازنظر اخير خود برجسته مي سازد و مي نويسد: «آيا .. رسالت ما اين است كه هر دو هفته يكبار، سه شنبه ها، سرمقاله خواني كنيم و بي چون و چرا [مضمونآن را] بپذيريم؟ .. بايد بي وقفه بين مردم بود و پژواك فريادها و دردهاي آنان بود»! آيا با اين جمله توضيح بيش تري براي شناخت مضمون استه تيك هم نواي نبرد توده اي ها با نبرد طبقاتي درجامعه ايران ضروري است؟ آيا با اين توضيح مي توان براي شيوه ي منفي «فرار از بيهودگي» تفاهم داشت؟ آيا شناخت نادرستي اين شيوهما را موظف نمي سازد علل پديدار شدن آن را جستجو كنيم و رفع نمايم؟   شناخت اين استه تيك در ابرازنظر رفيق عزيز ناهيد لذت بخش است، اما هدف نيست. اهرم است برايانديشيدن به اين پرسش كه چرا بايد به عادت دو هفتگي كه برمي شمرد تن داد، هنگامي كه شرايط انقلابي درجامعه با سرعت رشد مي كند؟ اهرم است براي ارتقاي آگاهي طبقاتي در شرايط كنوني حاكم بر ايران. استهتيك ابرازنظر رفيق ناهيد از اين رو پراهميت است كه مسئوليت زاست! نيرو و توان بالايي كه در نويدنو وجود دارد، بايد هدفمند براي وظايف روز تجهيز شود كه در برابر حزبطبقه ي كارگر قرار دارد. هنگامي كه به جاي بحث و گفتگو شيوه ي “سكوت” اعمال مي شود بدون آن كهدرباره ي ضرورت آن توضيحي داده و يا استدلالي ارايه گردد، خشن ترين شكل ممكن نقض وظيفه و استه تيك كاركرد انقلابي حزب توده ايران خود مي نمايد.   خبري كه مرا بسيار نگران كرده است و اميدوارم نادرست باشد، اين خبر است كه گويا رفيق گرامي نويدشمالي خواستار محدود بودن مقاله ها در صفحه ي نويدنو به ترجمه ي مقالات و بيانيه ها و غيره شده است.اميدوارم كه اين رفيق گرامي اين خبر را تكذيب كند و نظرش را درباره ي وظيفه ي نويدنو در شرايط كنونيكه در بيانيه ي كميته مركزي حزب توده ايران كه او دبير دوم آن است، مشابه شرايط سال هاي ٥٥ و ٥٦اعلام شده ابراز دارد.   هنگامي كه رفيق عزيز آرش وجداني تصميم كميته مركزي حزب توده ايران را درباره ي برگزاري نشست باتوده اي ها اعلام مي كند، استه تيك ضرورت ها را در نبرد طبقاتي كنوني در ايران قابل شناخت مي سازد.هنگامي كه مسئولان درجه اول حزبي با سكوت و توضيح ندادن درباره ي ضرورت بازپس گرفتن اين تصميم،آن را يك «گاف» كميته ي مركزي قلمداد كردن، بي توجهي به استه تيك اين ضرورت ها نيست؟ آيا راه لنيني خروج از اين تنگناي تاريخي شفاف سازي در اين زمينه نيست؟ آيا شيوه ي مبارزه ي منفي درسيماي «فرار از بيهودگي» شيوه ي لنيني است؟ …