باور کنم که دل، روزی نمی تپـد؟ دو بال پرواز انديشه!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١٧ (١٢ خرداد)
واژه راهنما: سياسي. تئوريك
پيوند سياوش كسرائي و حزب توده ها به روايت رفيق عزيز سيامك

کالبدشکافی شعر “باورِ” کسرایی توسط رفیق عاصمی بر حسب تحلیل دیالکتیکی را باید مانند توصیف رودی خروشان دانست که می خواهد کیفیت دریا را به ما نشان بدهد. این تحلیل نشان می دهد که نه این شعر تصادفی است و نه افکار شاعر آن. هر دوی آن ها ریشه سترگی در فرهنگی پرسبز و حاصلخیز دارد.

به عبث خواستند توده اي بودن سياوش كسرائي را انكار كنند! ديالكتيكِ شعرِ ”باور نمي كند دل من مرگ خويش را“!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١٥ (١٠ خرداد)
واژه راهنما: طيف انگيزه رنگارنگ تاراج ارثيه فرهنگي- مبارزاتي حزب توده ايران. اوج وحدت كسرائي و حزبش!

در مضمونِ شعرِ ”باور نمي كند دل من مرگ خويش را“، از سر تا پا، ديالكتيكِ ”فرد و جمع“، موج مي زند.

”اقتصادِ سياسيِ“ مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب“ (٣) نگرشي به برنامه ريزي براي اقتصادِ ملي! برنامه ريزي اقتصاد ملي، گامي در حفظ حق حاكميت ملي!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١٤ (اول خرداد)
واژه راهنما: اقتصادي. سياسي
رشد عمقي و سطحي اقتصاد. زمينه علمي و سرشت دموكراتيك برنامه. چگونه مي خواهيم زندگي كنيم؟ نقش برنامه ريزي در رشد نيروهاي مولده.

وظيفه ي در برابر اين سطور، كوشش به منظور ارايه ي تعريفي براي برنامه ريزيِ اقتصاد ملي و توضيحاتي در باره نقش برنامه ريزي در چارچوب ”اقتصاد سياسيِ“ مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب است. ضمن نگارش، گريزهايي ضروري به نظر رسيد، كه گرچه در ظاهر از محور اصلي دور مي شود، اما براي درك كليت مساله سودمند است.

وجه تمایز روشنفکر مارکسیستِ مدافعِ طبقه کارگر با روشنفکران خرده بورژوازی و بورژوازی فلسفه ماركسيستي با زبانِ ساده ي مردم!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١٣ (٢٨ ارديبهشت)
واژه راهنما: تئوريك. آموزشي
مسائل پیچیده را با زبانِ ساده ي نزدیک به زبان مردم توضیح بدهیم. فلسفه مارکسیستی، فلسفه تغییر پدیده ها در راستای منافع زحمتکشان و نجات بشریت است.
از: سيامك
این مقاله باید در ارتباط با سلسله مقالات رفیق عاصمی در مورد “دیالکتیک مشخص” خوانده شود.
اغلب افراد خوش نیت غیر مارکسیست وقت خواندن مقالات مارکسیست ها، از ما به خاطر دو مسئله گله مند هستند:
١- چرا فهمیدن مقالات مارکسیست ها مشکل و سخت است؟
٢– چرا مارکسیست ها همیشه خود را در همه مورد حق بجانب می دانند؟
این نوشته سعی می کند تا به دو ادعای بالا جواب بدهد.

نبرد ايدئولوژيك در مرحله ملي- دموكراتيك فرازمندي جامعه! نگرشي به مضمونِ مقاله كارگري در نامه مردم بار «تفكرات خرده بورژوايي»؟

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١٢ (٢٣ ارديبهشت)
واژه راهنما: سياسي. تئوريك. نبرد طبقاتي
بهم پيوستگي كليت واقعيت. سه بُعدِ زماني تاريخ. وظايف دموكراتيك و سوسياليستيِ حزب توده ايران. دو مشخصة حزب طراز نوين طبقة كارگر. استقلال سياست حزب توده ايران. نبرد فرهنگي- مدني. چگونه مي خواهيم زندگي كنيم؟ مبارزه عليه نسخه نوليبرال ”آزادي سازي اقتصادي و خصوصي سازي اقتصادي“ مبارزه اي دموكراتيك.

«انقلاب سوسياليستي تنها نبردي موضعي در يك جبهه نيست، بلكه دوراني را در برمي گيرد كه در آن تندترين برخوردهاي طبقاتي، و رديفي طولاني از نبردهاي موضعي در تمام جبهه ها جريان خواهد داشت، به سخني ديگر، نبردي در اطراف پرسش ها در ارتباط با اقتصاد و همچنين سياست …» (لنين) (١)

در ابرازنظري نسبت به مقاله ”اقتصاد سياسيِ“ مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب٢، نبرد آزاديبخش ملي و حق حاكميت ملي (٢)، رفيق عزيز ”ابي“ با سخناني محبت آميز نسبت به رفيق سيامك و نگارنده، مساله نبرد ايدئولويك را در اين مرحله فرازمندي جامعه برجسته ساخته و با پرسش پراهميت خود، زمينه تنظيم نوشتار كنوني را پايه ريخت:
«مي خواهم بدانم، در مرحله ملي- دموكراتيك انقلاب مبارزه با تفكرات خرده بورژوازي در ميان توده هاي مردم و طبقه كارگر بايد از چه ويژگي هايي برخوردار باشد و به منظور جلوگيري از شيوع اين تفكر مخرب در مديران ارشد صنايع ملي، چه تدبيري بايد در نظر گرفته شود»؟ (٣)

نگرانيِ اندیشه سوسیال دموکرات از چیست؟ استراتژي انقلابي در دوران هاي غيرانقلابي!

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١١ (١٣ ارديبهشت)
واژه راهنما: سياسي
از اساسنامه حزب توده ايران دفاع كنيم. ترفندهاي دشمن طبقاتي. شخصيت حقوقي و حقيقيِ رزمين مهرگان.

از: فرهاد

چگونه مي تواند حزب توده ايران به جايگاه اصلي خود در مركز جنبش انقلابي بازگردد و
چگونه مي تواند نقش موثري در جنبش ضد ديكتاتوري- دموكراتيك و ملي به سود زحمتكشان ايفا نمايد؟

١- دفع يورش و ترفند ارتجاع!

مذهبِ ارتجاعي و زن ستيز، سد رشد نيروهاي مولده در ايران! «زنان از ميدان به در مي شوند!!!»

مقاله شماره: ١٣٩٥ / ١١ (١٣ ارديبهشت)
واژه راهنما: سياسي
نقش ضد ملي و ضد رشد مدنيتِ زن ستيزي در ج ا ايران. زنان «ناخواسته از ميدان به در مي شوند!!». بحراني در سطح هستي گونه ي انسان.

به دنبال پيروزي انقلاب بزرگ بهمن ٥٧ مردم ميهن ما كه در آن ”اسلام انقلابي“ نقشي مثبت ايفا نمود، و همچنين با توجه به رشد انحطاطي و قهقرايي آن و برقراري سلطه مذهب ارتجاعي بر شئون كشور در سال هاي بعد، مي توان نقش مذهب ارتجاعي را به مثابه مانعي براي رشد نيروهاي مولده در ايران باز شناخت.