كليت، حقيقت است! (٢)
مقاله شماره: ١٣٩٤ / ٦٦ (١٥ اسفند)
واژه راهنما: نظري- سياسي
حقيقت نسبي و رابطه ميان حقيقت هاي نسبي
بازنويسي نظر ابرازنظر كننده محسن:
رفيق برادر توده اي خارج نشين عزيز دل، بابا هگل شكر خورد كه گفت، حقيقت در كل است. حقيقت نسبي است و دائم در حال تغيير. منظور من تضاد بين سلفي هاي داخلي و مردم زحمتكش بزرگوار ايران عزيز است، نه در عرصه جهاني. در حال حاضر، تضاد بين سرمايه مالي خونخوار و مردم زحمت كش ايران، تضاد غير عمده است. و [لذا] روحاني و هاشمي و كل جناح سرمايه داري وابسته بقول شما فرنگ نشينان كمپرادور، بايستي حمايت مشروط شوند. روشنفكر بايستي بازدم مردم زحمتكش را پشت گوشش احساس كند. … مرشد ما مي گويد، چپ، يعني با مردم راست، [نه] يعني عليه مردم! نيمي از مردم قهرمان ما مراسم بيعت را تبديل به همه پرسي عليه استبداد كردند … بدرود
محسن گرامي!
حقيقت مشخص يا تاريخي (گذرايي- در حال تغيير و شدن)، نسبي است! در اين زمينه شما محقيد. اما مفهوم ”حقيقت، كليت است“، بازمي گردد به رابطـه ميان حقيقت هاي مشخصِ نسبي!
