حزب توده ی ایران در آینه تاریخ؛ انقلاب ملی و دمکراتیک بهمن

image_printچاپ

هوای روز ۲۲ بهمن ۵۷ هوای دیگری بود. دلاوری جانشین ترس شده بود. هوا سرد بود، ولی دل‌ها و دَم‌ها گرم. باور به این بود که روزگار ستم سپری و آسمان میهن بار دیگر آفتابی شود.

امید بود که نوچه کم‌جان آزادی در زمین کال ستم‌زده ریشه دواند و درخت پر شکوه تنومندی شود که در تندباد روی دادهای ناگوار پابرجا بماند و با تبر هیچ ستم‌گری سرنگون نشود. امید بود که فصل‌ها سراسر بهار شود. امید بود که پس از پرده‌دری از شب تاریک، میهن زیر پرتو روشن سپیده دم بدرخشد.

انقلاب یک شبه انسان نوینی آفرید که از لجن‌زار فردگرایی دوران شاه به بلندای جمع گرایی انسانی فراز کرد. خیزاب هم‌بستگی و برادری دل‌ها را در خود فرو برده بود. امید بود که نوبهار آزادی، آورد گُل تازه ی فرازمندی؛ امید بود که گرسنگی از میان رود؛ امید بود که کویرهای میهن، دشت‌های سرسبز شوند؛ امید بود که خردمندان، جانشین نادانان و چاکران شوند. امید بود که زندان‌ها، جای‌گاه دگراندیشان نباشند. امید بود که کودکان خیابانی سرپناهی داشته باشند. امید بود که دیگر زنی از بی نوایی، تن را برای سیر کردن شکم کودکانش نفروشد.

شکست انقلاب

ولی افسوس که بال کم توان پرنده امیدها و آرزوها شکست و رویاهای شیرین پس از اندکی باد هوا شد. تردیدی نیست که بورژوازی بازرگانی بی کمک و یاری آیت الله خمینی نمی توانست پشت انقلاب بزرگ ما را به دین‌گونه بشکند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *