راست‌روی گروه «ده‌مهر» و خطر جایگزینی تحلیل طبقاتی با ژئوپولیتیک

image_printچاپ

🧭⚠️ گروه «ده‌مهر» خود را مدافع «خط انقلابی» معرفی می‌کند، اما در عمل به جای تحلیل طبقاتی، به تکیه‌گاه‌هایی چون ملی‌گرایی و ژئوپولیتیک رو آورده است. مهم‌ترین نمونه آن، ستایش عجیب از رهبر جمهوری اسلامی و تبدیل او به چهره‌ای «ضدسرمایه‌داری» و «ضدامپریالیستی» است.

😶‍🌫️🚫 وقتی بهمن آزاد می‌گوید سخنان ضدکمونیستی خامنه‌ای «به ما مربوط نیست»، یا شکنجه رفقای توده‌ای را «سوءتفاهم» می‌خواند، این تنها یک خطای سیاسی نیست، بلکه یک نشانه روشن از دور شدن کامل از تحلیل مارکسیستی است.

🗺️🔄 ده‌مهر به‌جای تحلیل تضادهای طبقاتی، تضاد میان «غرب» و «ایران» را جایگزین می‌کند. در این نگاه، بورژوازی حاکم در جمهوری اسلامی به دلیل «ایستادگی در برابر غرب»، به نیرویی مترقی تبدیل می‌شود؛ در حالی که اقتصاد ایران دقیقاً بر پایه خصوصی‌سازی، الیگارشی، رانتی‌سازی و پیاده‌سازی نسخه‌های نئولیبرال به دستور نهادهای امپریالیستی مانند بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بنا شده است.

👤❌⚒️ در چنین دستگاه فکری، کارگر از صحنه تحلیل حذف می‌شود. این همان منطق بورژوازی است.

🌍📉 اگر قرار باشد طبقه کارگر تنها بر اساس آرایش ژئوپولیتیک جهان موضع بگیرد، و نه بر اساس تضادهای واقعی طبقاتی و اجتماعی، آنگاه مارکسیسم به ابزاری برای توجیه قدرت تبدیل می‌شود.

📕✊ مارکسیسم می‌گوید: بدون مبارزه طبقاتی در داخل و برپایی یک اقتصاد ملی و دموکراتیک و غیرسرمایه‌داری، هیچ مبارزه ضدامپریالیستی واقعی وجود ندارد.

📣🟥 ده‌مهر اما این اصل را کنار می‌گذارد و می‌گوید «در نبرد جهانی باید پشت جمهوری اسلامی ایستاد». آنچه جمهوری اسلامی با «نگاه به شرق» دنبال می‌کند، نه سوسیالیسم، بلکه درآمد بیشتر برای بورژوازی نظامی–بازرگانی است.

🏴‍☠️🕳️ بدون تحلیل طبقاتی، هر ژست ضدامپریالیستی توخالی است.

One comment

  1. Rend

    هم زمان باید به هر دو پرداخته شود.
    در یک شرایط عادی تحلیل طبقاتی ارجحیت بر هر موضوع دیگری دارد٫ اما در این شرایط حساس و در شرایطی که نزاع های ژئوپولیتیکی به اوج خود می رسد و در شرایطی که خطر تجزیه٫ ایران را تهدید می کند٫ بی توجهی به تحلیل های ژئوپپلیتیکی خطا است. ابتدا این که به هر دلیلی که ایران در جبهه ی جنوب جهانی قرار گرفته باشد٫ چه در ذات جمهوری ی اسلامی باشد و چه نه باشد٫ جبهه ی ضد امپریالیستی را تقویت و به دستی از دستان می پیوندد که نقش مثبت در افول هژمونی ی غرب ایفا می کند. دیگر این که٫ اگر جامعه ی ما در روابط دیرینه ی خود با غرب متاثر از اندیشه ی نئولیبرالیستی بوده و حاکم بر اقتصاد خود کرده٫ طبیعی است به پذیریم که در مسیر تعمیق روابط با شرق٫ متاثر از اندیشه هایی خواهد شد که در شرق در حل معضلات اقتصادی به کار گرفته می شود و این الترناتیو راه کارها را به وجود می اورد. لذا تحت هیچ شرایطی نه باید نگاه به شرق٫ به دلایلی که ذکر شد مورد انتقاد قرار گیرد٫ فارغ از این که به تحلیل طبقاتی پرداخته شود یا که نه شود. اما اصل سخن بنده این است که به خاطر شرایط خطیری که ایران در ان قرار دارد٫ هیچ کدام بر دیگری ارجحیت نه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

One comment

  1. Rend

    هم زمان باید به هر دو پرداخته شود.
    در یک شرایط عادی تحلیل طبقاتی ارجحیت بر هر موضوع دیگری دارد٫ اما در این شرایط حساس و در شرایطی که نزاع های ژئوپولیتیکی به اوج خود می رسد و در شرایطی که خطر تجزیه٫ ایران را تهدید می کند٫ بی توجهی به تحلیل های ژئوپپلیتیکی خطا است. ابتدا این که به هر دلیلی که ایران در جبهه ی جنوب جهانی قرار گرفته باشد٫ چه در ذات جمهوری ی اسلامی باشد و چه نه باشد٫ جبهه ی ضد امپریالیستی را تقویت و به دستی از دستان می پیوندد که نقش مثبت در افول هژمونی ی غرب ایفا می کند. دیگر این که٫ اگر جامعه ی ما در روابط دیرینه ی خود با غرب متاثر از اندیشه ی نئولیبرالیستی بوده و حاکم بر اقتصاد خود کرده٫ طبیعی است به پذیریم که در مسیر تعمیق روابط با شرق٫ متاثر از اندیشه هایی خواهد شد که در شرق در حل معضلات اقتصادی به کار گرفته می شود و این الترناتیو راه کارها را به وجود می اورد. لذا تحت هیچ شرایطی نه باید نگاه به شرق٫ به دلایلی که ذکر شد مورد انتقاد قرار گیرد٫ فارغ از این که به تحلیل طبقاتی پرداخته شود یا که نه شود. اما اصل سخن بنده این است که به خاطر شرایط خطیری که ایران در ان قرار دارد٫ هیچ کدام بر دیگری ارجحیت نه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *