
جایگاه او با پنج مدال طلای جهانی و یک طلای المپیک، چندین قهرمانی آسیا و تورنمنتهای بینالمللی، در کشتی آزاد بهمدت دههها دستنیافتی بود. در اوج دورانش تقریباً شکستناپذیر بود. سبک کشتیاش ترکیبی از تکنیک، سرعت و هوش تاکتیکی بود. یکی از معدود کشتیگیرانی است که چندین سال پیاپی بر جهان سلطه داشت.
او مانند رفیقش تختی آزاداندیش بود و به دیکتاتوری شاه نه گفت و تاوانش را هم داد. او در این باره گفت:
“ما همه آدمیم روی این زمین، حالا یکی وزیر، یکی وکیل، یکی کارگر زحمتکش است. من، ارزشیابی و معیارم روی آدمها، هرکس به پست و شغلی که دارن نیست. ولی دلیلی نمیبینم که دست کسی رو ببوسم. آیا احتیاج داره بیجهت کرنش بکنی؟ دست کسی رو ببوسی؟ من پای یک پیرزن ضعیف رو میبوسم، هیچ عیب نداره. اما کسی که ادعای قدرت اینها بکنه، من حاضر نیستم.”
در بارهٔ صحبت با مأموران ساواک در فدراسیون کشتی میگوید:
“گفتم من اهل شمالم، هوای ابری زیاد دیدم. اما آفتاب میاد، ابر همیشه نمیمونه. این حکومت دوام نمیاره.”
موحد علاوه بر آزادگی، یک ایراندوست و مردمدوست یکپارچه بود. او در بارهٔ دعوت آمریکاییها برای مربی کشتی شدن میگوید:
“من ایران را از همه جا بیشتر دوست دارم. بله، من، آقای بابی داگلاس بوده، عرض شود که و یکی دیگه هم گیبل بوده، هر دوشون سرمربی تیم آمریکا بودن، مدتی دعوت کردن من برم همکاری بکنم از نزدیک، تیم آمریکا را راه بیندازم. من، راستش را بخواهید، خیلی دوست داشتم ایران برم کار کنم. اما دوست نداشتم چیزایی که بلدم—شاید این، نمیدونم، برای بعضیها خوشایند نباشه—چیزی به کسی یاد بدم که بره ایرانیها را بزنه زمین.”
آزادیخواهیِ او باعث شد که با وجود همهی عشقش به ایران و کشتی، دعوتِ جمهوری اسلامی را نیز نپذیرد.
روانش شادباد

دیدگاهتان را بنویسید