تورم مزمن در ایران: دو آدرس غلط، یک ریشهٔ پنهان

image_printچاپ


❓
📢اقتصاددانانی که در رسانه‌های رسمی می‌نویسند، هرکدام یک آدرس غلط را نشان می‌دهند: یکی تحریم را عامل اصلی تورم می‌داند و دیگری عدم اجرای کافی نئولیبرالیسم را. هر دو در نهایت تورم را به گردن عواملی بیرون از مناسبات تولید می‌اندازند و بدین‌سان مسئولیت ساختار اقتصادی و سیاسی حاکم را می‌شویند.
احمدرضا جلالی‌نائینی بر نقش تکانه‌های خارجی مثل تحریم، جنگ، جهش نرخ ارز و انتظارات تورمی تأکید دارد. تیمور رحمانی در مقابل، ریشهٔ تداوم تورم را در کسری بودجهٔ آشکار و پنهان، قیمت‌گذاری دستوری، یارانه‌ها و تعهدات مالی و انتقال هزینه‌ها به نظام پولی می‌جوید. هر دو بخشی از حقیقت را می‌گویند، اما هیچ‌کدام به ریشهٔ طبقاتی تورم نمی‌پردازند. تورم مزمن در ایران حاصل ترکیب شوک‌های خارجی با عوامل داخلی است، اما پرسش اصلی این است که چرا این ترکیب پیوسته بازتولید می‌شود.
🔍 تورم
تورم مزمن نتیجهٔ تضاد میان افزایش دستمزد و ارزش‌افزوده نیست؛ نتیجهٔ این است که سرمایه‌دار نمی‌تواند به‌دلیل فقر جامعه کالایش را بفروشد، یعنی در تحقق ارزش‌افزوده ناتوان می‌ماند. در چنین شرایطی، دولت بورژوازی، که به‌عنوان ابزار سیاسی سرمایه عمل می‌کند، وارد می‌شود تا هزینهٔ این بحران را به طبقات فرودست منتقل کند. دولت با چاپ پول، بدهی خود را به بانک‌ها و بنگاه‌های بزرگ منتقل می‌کند و هزینهٔ آن را از جیب کارگران و حقوق‌بگیران درمی‌آورد. وقتی پول بیشتر در اقتصاد باشد، اما کالا به همان اندازه باشد، قیمت‌ها بالا می‌رود. بدین‌سان، تورم به سازوکاری برای بازتوزیع درآمد از پایین به بالا بدل می‌شود.
برای مهار تورم، باید ابتدا با شوک‌های خارجی مقابله کرد یا سازوکارهای مالی و بودجه‌ای دولت را اصلاح کرد؟ پاسخ این است که بدون تغییرمناسبات تولیدی، هیچ‌کدام. دولت سرمایه‌داری، حتی با ادعای اسلامی، ناگزیر است بحران را به طبقات فرودست منتقل کند.
بدین گونه، بدون تغییر مناسبات طبقاتی، هر اصلاحی در نهایت به بازتولید همان چرخه می‌انجامد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *