بی ریب گروهی از اصلاحخواهان به سوی رادیکال شدن می روند. آقای خاتمی در بارهی شرکت نکردن خود گفت که می خواهد این بار با مردم باشد و به آنها دروغ نگوید. با این که به نبرد اصلاحخواهان رادیکال علیه رژیم ولایت فقیه باید خوش آمد گفت و از ایستادگی آنها در برابر دستگاه ستمگرانه رژیم پشتبانی کرد. ولی باید همزمان به یاد داشت که بسیاری از آنها خواهان جمهوری اسلامی بدون شورای نگهبان هستند و در اندیشه درگیری آشتیناپذیر با رژیم ستمگر و خون آشام نیستند و هنوز می خواهند که با همهپرسی و پند و اندرز و چانهزنی کارها را به راه راست بکشانند.
بسیاری از آنها ضد راهبری اقتصادی نئولیبرالیستی جمهوری اسلامی سرمایهداری که کارگران را بدبخت و رنجبران را بیکار و درمانده کرده است نیستند و هیچگاه باوری به آتشفشان خشم تودهها و انجام انقلاب ندارند. افزون بر این، بدبختانه بسیاری از آنها خوشبینی پندارگونه ایِ در باره دوستی امپریالیسم با مردم میهن ما نیز دارند و برای همین بیشتر اصلاحخواهان نه تنها از کاربرد سخن درشت در برابر پرخاشگریهای امپریالیسم و نواستعماریسازی میهن ما پرهیز می کنند، بل که بخشی از بدبختی تودهها را نیز در کاربرد مقولههای ضدامپریالیستی حزب تودهی ایران پس از انقلاب می دانند.
سیاست ”چپ”های انقلابی مانند دو بال پرواز سیمرغ است. هم بال دموکراتیک دارد و هم بال سوسیالیستی؛ اگر این دو بال هماهنگ و به یکسان نیرومند نباشند، پرواز شدنی نیست. نبرد برای سرنگونی دیکتاتوری ولایت فقیه و نبرد علیه راه اقتصادی سرمایهداری نئولیبرالیستی حاکمیت جمهوری اسلامی در پیوند با هم هستند.
یکی از وظیفه انقلابی ”چپ” انقلابی نبرد دموکراتیک و برپایی اتحادهای اجتماعی علیه رژیم ولایت فقیه است و وظیفه دیگر نبرد طبقاتی است. نبرد برای دستیابی به آزادی و آماده کردن و آموزش دادن گردان کار برای ساختن سوسیالیسم جدا از هم نیست.


دیدگاهتان را بنویسید