“نه” بزرگ مردم، نوروزی بالنده، روینده و زاینده به ارمغان میآورد. مردم میدانند که باید “گُل برافشانیم و می در ساغر اندازیم، فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم .”دستگاه فرمانروایی اسلامی آن چنان از درون پوسیدهاست که نمیتوان آن حتا با آب زمزم نجات داد.
بهاری که با “نه” آغاز شده به دل سرد زمستان تیری رها کردهاست و که دل شبپرستان را از تپش وا میدارد .کبوترهای سرمست دوباره تخم میگذارند؛ چشمه نور یخ دل را آب میکند؛ غنچههای نیمه باز باغچه به بهار باور میآورند؛ جام شراب لبریز میشود؛ گرمای آفتاب به زمینیان جان میدهد.
تا زمانی که فرزندان آزادی در برابر بهرهکشی و ستم ایستادهاند، امید است. تا زمانی که اندکی از ما در میان توفان سهمگین، زیر رگبار گُلوله ستمگران از کنار کلبههای ستمدیدگان بی تفاوت نمیگذریم و صدای رنجورشان را نشنیده نمیگیریم، امید زنده است. تا زمانی که چند تایی از ما برای شرکت در جشن و سرور به پایبوسی زورگویان شکم فربه به کاخهای ستم نمیرود. تا زمانی که بخش کوچکی از ما همراه تهیدستان کوخهنشین برای نان شب نبرد میکند، امید زندهاست.
باید در برابر صدای ناخراش شیپور یورش پاسبانان “سرمایه”، ما سمفونی دلنشین ایستادگی و شورش گردان “کار”را سازماندهی کنیم. همنوازی را جانشین تکنوازی کنیم و تاری همنواخت و هماهنگ بنوازیم و متحد شویم. بدون تردید هدفهای مان به بار خواهد رسید.
تا زمانی که ارمغان دلانگیز بهاری، آزادی و برابری در میهن جاودان نشود، نمی توان چشم به روی رنج کوخنشینان و شکنجه پای به زنجیربستگان بست. تا برابری جانشین زرگری، تا برادری جانشین دشمنی، تا مهر مادر جانشین بوی پول، تا عشق جانشین کینه کور نشود، نمی توان آرام گرفت.
گر بهار آرزو روزی به بار آید
این زمینهای سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپههای سنگ
از لهیب لالهها پر داغ خواهد شد (کسرایی)

دیدگاهتان را بنویسید