🔁
با اتحاد دوباره، آلمان به عنوان یک ملت مستقل و قدرتی متوسط ظهور کرد. بحثها درباره «کشیدن خط بر گذشته» افزایش یافت. همزمان، خاطرات جنگ علیه شوروی و مقاومت ضد فاشیستی به طرز محسوسی کمرنگ شد. امروز فرهنگ رسمی یادبود در جمهوری برلین، «ضد توتالیتاریسم» بیمحتوایی شده که نازیسم و کمونیسم را یکسان میکند.
📌 فراموشی فعال؛ نه تصادفی:
این کمرنگ شدن خاطره، خود محصول بازسازی ایدئولوژیک دولت بود. در دهه۱۹۹۰، روایت «ورماخت پاک» و «قربانی بودن آلمانیها در برابر بمبارانها» جایگزین تحلیل طبقاتی از فاشیسم شد. هدف: یکپارچه کردن ملت حول «ارزشهای غربی» علیه دشمن جدید (کمونیسم فرسودهشده).
🔻 بازگشت به «طبیعی بودن» نظامیگری:
از سال ۱۹۹۲، بوندسوهر از ارضیِ تدافعی به «نیروی مداخلهگر بینالمللی» بدل شد. جنگ ۱۹۹۹ در یوگسلاوی نخستین حملهٔ تهاجمی آلمان پس از ۱۹۴۵ بود. با شعار سبزها: «به خاطر آشویتس، بمباران میکنیم». تابوی جنگطلبی شکسته شد.
🧬 دولت گلوبکه برمیگردد:
«هانس گلوبکه»، معمار قوانین نژادی نورنبرگ، در دهه ۵۰ رئیس دفتر صدراعظم آلمان غربی بود. امروز، در «جمهوری برلین»، با «دولت گلوبکهی ثانویه» روبروییم؛ جایی که نسل جنایتکاران نازی از بین رفته، اما ساختارهای فکری آنها بازتولید میشود.
⚙️ بازسازی نظامی و ارتجاعی دولت:
امروز موجی از اقدامات سرکوبگرانه برای بازسازی نظامیِ ارتجاعی دولت و جامعه در جریان است. این شامل شکلگیری «جامعهٔ ملیِ جنگمحور» (Volksgemeinschaft) میان دولت و اپوزیسیون پارلمانی میشود.
🛡️ دموکراسی استحکامیافته (Wehrhafte Demokratie):
این مفهوم ابتدا برای دفاع از دموکراسی علیه «افراطیگرایی» چپ و راست به کار میرفت. اما اکنون، تحت همین عنوان، ضدیت با امپریالیسم و صلحخواهی، همردیف نازیسم، «دشمن خارجی» قلمداد میشود.
🔁 تکرار تاریخ:
همانطور که نازیسم خود را با عنوان «سوسیالیسم» پوشاند، امروز «ضد فاشیسم» شمشیری برای سرکوب واقعیترین دشمنان فاشیسم؛ کسانی که ناتو، سلطه غرب و سرمایهداری انحصاری را نقد میکنند، شده است.

دیدگاهتان را بنویسید