بحران درک امپریالیسم در رهبری کنونی حزب توده ایران

image_printچاپ

🔥 یکی از بنیادین‌ترین انحراف‌های فکری در رهبری کنونی حزب توده ایران، کنار گذاشتن برداشت لنینی از امپریالیسم است. این تغییر، تنها یک «اختلاف نظری» نیست؛ پیامدهای سیاسی و طبقاتی جدی دارد. هنگامی که امپریالیسم از یک ساختار مشخص قدرت — یعنی سرمایه‌داری انحصاری و دولت‌های حامی آن — جدا شود، و به «شبکه‌ای جهانی» و «قدرت نامتمرکز» تبدیل گردد، مبارزه روشن ضد امپریالیستی نیز از میان می‌رود.

📚🌐 این نگاه جدید، که بیش از آن‌که به لنین نزدیک باشد، به نظریه «امپراتوری» آنتونیو نگری شباهت دارد، دشمن اصلی را نه آمریکا، و نه ناتو، بلکه یک نیروی انتزاعی معرفی می‌کند. نتیجه آنکه تحلیل از جنگ اوکراین، از چندقطبی شدن جهان، از نقش بریکس و از جنایت اسرائیل در غزه، به سطح ساده‌سازی‌های رسانه‌ای فرو می‌غلتد.

🔍 از این‌روست که رهبری کنونی حزب نمی‌تواند رشد چین و چندقطبی شدن نظم جهانی را درک کند، و در تحلیل چالش‌ها و پدیده‌ها، آگاهی طبقاتی را با «آگاهی اجتماعی» جایگزین می‌کند. این، یک دگرگونی بنیادین در دستگاه فکری حزب است.

⚠️✊ اما خطر اصلی این است که چنین تحلیلی طبقه کارگر را از تحلیل کنار می‌گذارد. امپریالیسم، بدون درک رابطه آن با سرمایه‌داری داخلی، خصوصی‌سازی‌ها، و سرکوب سازمان‌یابی کارگری، به یک مفهوم بی‌اثر تبدیل می‌شود.

🛠️📖 بازگشت به درک مارکسیستی امپریالیسم یعنی بازگشت به تحلیل مادی: شناخت رابطه میان سرمایه انحصاری، دولت‌های بورژوایی، جنگ، غارت و سلطه.

🚩💡 بدون این بازگشت، مبارزه ضدامپریالیستی به یک ژست روشنفکری تبدیل می‌شود، نه یک ابزار سازمان‌دهی طبقه کارگر.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *