جانبداری طبقاتی کمونیست ها ولی با مطلق گرایی “فرقه”  فرق دارد.

image_printچاپ

Resis1

عضو حزب کمونیست وفادار به آرمان های طبقه کارگر با قبول برنامه و اساسنامه آن است، نه‌ وفادار به اعضای آن و نه عاشق نام و آرم آن. برای او حزب وسیله یی است برای رسیدن به هدف آزادی زحمتکشان از یوغ سرمایه، حزب هدف نیست. حزب از لحاظ طبقاتی بسته است، ولی اندیشه ای‌ باز بر اساس خرد جمعی دارد؛ خشک نیست، روان است؛ ایستا نیست، پویا است؛ محفل نیست، میدان عمل است؛ دگم نیست، خلاق است. یک کمونیست به قول اندیشمند بزرگ ما طبری  ”رحم ها را بارور [ ]، به همان سان که دست ها را در کار ، و مغزها را در انديشه مدام” می خواهد (”گريز“، شعر زندان).

یک کمونیست واقعی ایدئولوژی را پویا و برا می خواهد. اهمیت ایدئولوژی برای یک کمونیست واقعی در کارایی آن برای نجات بشر از بندهای استثماری و استعماری است، نه برای تقدس و پرستش. او به تکامل تفکر و ایدئولوژی باور دارد، چون که به قول طبری، می داند که “زندگی در جنبش دائمی است، آن هم نه جنبش یکنواخت و مکرر، بلکه جنبشی که به جانب کمال می رود” و”تحولات فکری و ایدئولوژی انسانی، نتیجه  تحولاتی است که در طرز معاش و شیوه تولید او رخ می دهد”. یک کمونیست کنجکاو است و دائم در جستجوی حقیقت، ولی می داند که “راهی را که انسان در طلب حقیقت می سپرد، راهی است طویل” ،  او  بدنبال حقیقت مطلق و مقدس نیست، چراکه “هیچ حقیقت خدشه ناپذیر و مقدسی را به رسمیت نمی شناسد”. یک کمونیست دگمی ندارد، ولی باور راسخی دارد به این که به قول مارکس سرانجام و پایان مبارزه  “انسان های رنجدیده ای که فکر می کنند و انسان های متفکری که رنج می برند” بر علیه “دنیای ددمنش و بی اثری که مایه لذت افراد مبتذل و محدود الفکر است”، ظفر و پیروزی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *