
احسان طبری
مارکس:«رشد آزادانه هر فردی شرط رشد آزادانه همه افراد است»
لنین: «در جامعه زیستن ولی خود را از آن فارغ شمردن، روا نیست…. آزادی فردی نمی تواند و نباید در نقطهٔ مقابل آزادی اجتماعی قرار گیرد .»
در جامعه ای که خاص گرائی برده داران، ملاکان فئودال، سرمایه داران حکم رواست، آزادی مردم به ناچار یا محو و یا مسخ می گردد. آزادی افراد ممتاز در مقابل آزادی جامعه قرار می گیرد.
آزادی این افراد موجب ضرورت و مجبوریت جامعه می شود، یعنی برای آنکه بهره کش در بهره کشی آزاد باشد، کارگر به بهره دهی مجبور است. برای آنکه سلطان مستبد در تحمیل ارادهٔ شخصی خود آزاد باشد، مردم به قبول این اراده مجبور می شوند.
در جامعهٔ مبتنی بر طبقات ناهمساز (و از آن جمله جامعهٔ سرمایه داری) قشرهای ممتاز نه فقط آزادانه هدف های خود را انتخاب می کنند، بلکه آنرا به آسانی عملی می سازند، زیرا وسایل اجرا این هدف ها را در دست دارند. مهمترین وسیله پول است که دراین جامعه به حلال کل بدل شده یعنی جامعه، جامعهٔ زرفرمانی (پلوتوکراسی) است و این زر که همه جا فرمان رواست خاضعانه به گاوصندق اقلیت ممتاز پناه برده است.

دیدگاهتان را بنویسید