🔧
برخی میگویند راه چاره در قانونگذاری است: مقررات سختگیرانه، مالیات بر انحصارها، بازرسی همگانی بر الگوریتمها. اینها تا اندازهای کارایی دارند، اما کافی نیستند. زیرا فاشیسم تکنولوژیک تنها مسئلهی «قانون بد» نیست. مسئله، ساختار سرمایهداری دیجیتال است. تا هنگامی که زیرساخت داده، الگوریتمها و سامانههای هدفگیری در دست انحصارهایی باشد که سودشان از جنگ و سرکوب میگذرد، هیچ قانونی نمیتواند آنها را رام کند. سرمایهداران قانون را نیز با لابیهای میلیارددلاری خودشان مینویسند.
🌱 برخی دیگر میگویند راه چاره در «اخلاق هوش ساختگی» است: باید به مهندسان وجدان آموخت. اما مهندسی که در پالانتیر کار میکند و میداند الگوریتمش به بمباران کودکان کمک میکند، نیازی به آموزش اخلاق ندارد. اخلاق فردی نمیتواند ساختار طبقاتی را دگرگون کند. همانگونه که مارکس گفت: «آگاهی انسان نیست که هستی آنان را تعیین میکند، بلکه هستی اجتماعی آنان است که آگاهیشان را تعیین میکند.»
✊ راه چاره در دگرگونی ساختار مالکیت و کنترل است. سوسیالیسم دیجیتال – مالکیت همگانی بر زیرساخت داده، الگوریتمهای آشکار و پاسخگو، و تکنولوژی در خدمت نیازهای انسانی – نه یک شعار رویایی، بلکه تنها راه نجات است. این دگرگونی از بالا نمیآید، از پایین میآید: از کارگرانی که الگوریتمها را میسازند، از کارمندانی که سامانههای هدفگیری را پیاده میکنند. امروز جرقههایی میبینیم: اعتصاب در گوگل علیه پروژهی میون، اعتراض کارگران آمازون به قراردادهای جنگی، خروج مهندسان از پالانتیر همراه با افشاگری. فاشیسم تکنولوژیک از کارگر سازمانیافته میترسد. از اعتصاب همگانی در سیلیکونولی میترسد. برخیزیم، سازمان دهیم، و بستیزیم. راه دیگری نیست.

دیدگاهتان را بنویسید