
یکی از عوامل مهمی که موجب دوام طولانی نظام سرمایه داری شده است، تمرکز آن در حفظ محتوا اصلی نظام با ایجاد اشکال مختلف اداری- حقوقی بوده است. به همان اندازه که نظام سرمایه داری در حفظ ذات خود یعنی در حفظ مقدس بودن مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و استثمار فرد از فرد سخت جان، سر سخت، مقاوم، انعطاف ناپذیر و نرمش ناپذیر بوده است، به همان اندازه در تعیین شکل دولتی، حقوقی و ادرای برای تامین این اصل مقدس از انعطاف، نرمش، سازگاری بی نظیری برای تطبیق به شرایط تاریخی و محیطی مشخص بر خوردار بوده است.
بدین ترتیب این نظام به اشکال مختلف در شرایط تاریخی و محیطی گوناگون ظاهر شده است. از دیکتاتوری نظامی مستقر شده بر افکار ناسیونالیستی، دینی، فاشیستی گرفته تا دولت های سوسیال دموکرات در اسکاندیناوی. از جمهوری دو حزبی آمریکا تا پادشاهی دو حزبی انگلیس همه این اشکال اداری- حقوقی بدون ایجاد مشکلات بنیادی برای اصل مقدس نظام سرمایه داری در کنار هم وجود داشته و دارند.
این یک واقعیت است که نظام اقتصادی- اجتماعی حاکم بر جمهوری اسلامی سرمایه داری است که بنا بر شرایط محیطی و تاریخی خود و برای حفظ منافع طبقاتی بورژوازی انگلی اکنون شکل دیکتاتوری ولایت فقیهی به خود گرفته است.
بنابراین دیالکتیک بین محتوای اقتصادی- طبقاتی و شکل حکومتی در جمهوری اسلامی منجر به استقرار وحشیانه ترین اقتصاد سرمایه داری بدوی و خشن همراه با دیکتاتوری و محدود کردن آزادی های شخصی و اجتماعی شده است.
رژیم ولایت فقیه مانند رقیب منطقه ای خود عربستان سعودی که رژیم استوار بر احکام وهابی است، شانس ادامه حیات خود را در پیوند با اقتصاد امپریالیستی جهانی می بیند. تنها آلترناتیو وابستگی به امپریالیسم جهانی تن در دادن به حاکمیت مردم است که این رژیم ها چون “جن از بسم الله” از آن وحشت دارند.

دیدگاهتان را بنویسید